مأوا
چه میدونم مثلا گوشیو روشن کنی و اون نوتیفی که دوست داری رو ببینی>>>>
چه میدونم مثلا همین الان یهو یکی زنگ بزنه بگه کربلات جور شد؛
قراره اربعین پیش اباعبدالله باشی>>>
مأوا
+ الو؟
میشه گوشی رو بدید به آقای خامنه ای؟
آخه دلم خیلی براشون تنگ شده ...
میدونستید آرزوم بود ببینمشون؟
همیشه میخواستم ببینمشون و اینو آرزو میکردم؛ ولی میدونید چقدر درد داره اولین دیدار با عزیز دلت، عزیز قلبت، جان جانانِت اینطوری رقم بخوره؟!
کسی که همیشه خودتو در محضرش، وقتی از در بِیت وارد میشد تصور میکردی که فریاد میزنی "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"؛ وقتی قرار بر دیدار باشه دیگه محضرش بشه یه مزار ...
ولی آقا!
آقای شهید من!
عزیز قلبم!
از این به بعد دیگه زود به زود میام بِیت جدیدت ...
آقای شهید من؛ ما خیلی خسته ایم؛ بارها و بارها کمرمون خم شد ولی دوباره سرپا کردیم؛ خیلی دلمون شکسته از وقتی که رفتی؛ میدونم که حواست به همه چی هست و هوای همه رو داری
دورت بگردم که بعد از شهادتت هم به فکر هممون هستی
قول بده اون دنیا شفیع ما باشی آقای شهیدم؛ قول بده ...
-مأوا-
۱۴۰۵/۵/۴
رفیق؛ بیا امروزتو به بهونه ی همین
تاریخِ رندش متفاوت رقم بزن!
دیر نشده، هنوز فرصت هست
مثلا همین الان ۵ تا صلوات
برای سلامتی و ظهور امام زمانت بفرست ...♥️
بقیه شم هر چی کَرَمته ...
ولی سعی کن بیشتر از همیشه
برای امام زمانت قدم برداری
۱۴۰۵/۵/۵