مگذار باز از سفرت بیخبر مرا
یکبار هم اگر شده با خود ببر مرا
شکر خدا که گریه سیری نصیب شد
هر بار تشنه کرد غمت بیشتر مرا
سر را به دامنت بگذارم اگر سر است
دامن چو میکشی به چه کار است سر مرا
آقا لواسانی
#رهبر_قرآنی
مأوا
مگذار باز از سفرت بیخبر مرا یکبار هم اگر شده با خود ببر مرا شکر خدا که گریه سیری نصیب شد هر بار تش
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بازگرد ای محبوبم، قلبم، و به من رحم کن
بازگرد که جانم هوای تو را دارد
#رهبر_قرآنی
مأوا
بازگرد ای محبوبم، قلبم، و به من رحم کن بازگرد که جانم هوای تو را دارد #رهبر_قرآنی
بعد از نماز صبح خدا بخواد میرم تهران پیششون. برای گفتنِ «به امیدِ دیدار»
با چشمای بغض آلودی میرم که عزاداره. اما نه عزای غم زدهها، بلکه عزای قصاص و انتقام.
امروز، حوالیِ ظهر، مصلی امام خمینی. روزی پر از بغض و همدلی و خشم
بالاخره آقارو از نزدیک دیدم، بعد این همه سال. پارسال میخواستم درخواست بدم و هر طور شده تو یکی از ديدار هایی که دارن منم بتونم شرکت کنم و از نزدیک ببینمشون و از نور وجودشون تاریکی هام کمتر بشه. خورد به جنگی که تو غدیر شروع شد و دیگه نشد مثل قبل. و مثل همیشه مجبور بودم دوباره بشینم پای فیلم صحبت هاشون چند بار و از اونا یادداشت بگیرم.
ولی امروز بالاخره دیدمشون. و قلبم، و قلبم رو تکون میداد دیدن اون چند تا پرچم ایرانِ روی پیکرهای مطهر. نزدیکترین حالتی که میتونستم ببینمشون رو تجربه کردم. به همراه خونوادهشون. و اون نوه کوچیکِ ۱۴ ماهه که به تنهایی کافی بود برای مچاله کردن قلبم.
دوست داشتم وقتی هنوز لبخند میزدن آقا و نشسته بودن روی صندلی میدیدمشون. وقتی میگفتن «بچه های عزیز من» و توصیه های مهمشون رو به ما جوونا هدیه میدادن. ولی حالا به همین نگاه یکطرفه باید بسنده کنم. البته که شهید زندهست و من رو هم میبینه دیگه؟ پس یکطرفه نبود. ولی بهشون گفتم که چقدر هممهمون دوستش داریم و کوتاهی هامون رو ببخشه... ببخش آقا.
برای من امروز هرچند وداع نبود. من چند ساله که با این شهید ارتباط قلبی دارم و حتما شما هم. حالا که شهید شده ارتباط قلبیمون بیشتر هم شده و وداع معنایی نداره برامون. بهشون گفتم: به امید دیدار آقای عزیزم. بهشون قول دادم که ما جوون ها خونخواهی رو فراموش نمیکنیم و نمیذاریم به همین راحتی خون هارو بریزن. فریاد خونخواهی رو همه امروز شنیدن از مصلای امام. فریادی که با چشمای خیس اشک همراه بود. این خون نه تنها فراموش نمیشه، بلکه زندگی میبخشه و مکتب این شهید رو وسیع تر میکنه. همه ما مدیون سید علیِ شهیدیم. همهی ما. و خونخواهی و عمل به مکتبی که برامون بجا گذاشتن حداقلی ترین کاریه که میتونیم بکنیم دیگه رفقا، مگه نه؟
مأوا
بالاخره آقارو از نزدیک دیدم، بعد این همه سال. پارسال میخواستم درخواست بدم و هر طور شده تو یکی از ديد
باید دوباره مثل قبل بشینم پای صحبت ها و کتابهاشون و اینجا حسابی بنویسم از درس هایی که از این مکتب میگیرم مثل گذشته. شما هم همینکارو کنین.
اینطوری به سید مجتبای عزیز تر از جانمون که پای این مکتبِ مقدس بزرگ شده نزدیک تر میشیم، بیشتر درک میکنیم و از لحاظ فکری شبیه تر میشیم بهشون، و بهتر باهاشون همراه میشیم ان شاءالله، و پدرِ شهیدشون هم از ما راضی تره اینطوری حتما و عاقبت بخیری رو هم که میدونین رابطه مستقیم داره با رابطه قلبی و گوش به فرمان بودن به گفته های ایشون؟ حاج قاسم بهمون یاد دادن...
#رهبر_قرآنی