حالا، اصلا چرا عشق؟
چون بدون عشق دیگه انسان نیستیم
کار میکنیم، استراحت میکنیم(تفریح)
کار، استراحت(تفریح)🔁
و این چرخه اونقدر ادامه پیدا میکنه که از ما ربات میسازه. ربات هایی که فقط دارن زحمت میکشن و خوشن به سرگرمی های حداقلی و گذرا و تهشم میمیرن و بس؛ بدون اینکه بویی از رنج و لذت عشق برده باشن.
قبل از عشق بعد از عشق… عشق قدیمیترین و پابرجاترین سنت روی زمین است. عاشق رانده میشود، اما نمیراند. عاشق آزار میبیند، اما آزارش به مورچه هم نمیرسد. عاشق که شدی میفهمی. دلت به کیسه ای مخملی تبدیل میشود، درونش گلوله ای ابریشمی؛ با این دلِ نازک نمیتوانی کسی را برنجانی. به صف عشاق میپیوندی. نترس! در عشق که فنا شوی تعاریف ظاهری و مقولههای ذهنی دود میشود و میرود به هوا. از آن نقطه به بعد چیزی به نام "من" نمیماند. تمام منیّت میشود صفری بزرگ.
الیف شافاک
اگر در اصل، دین حُب است و حُب در اصل دین، بی شک
به جز دلدادگی هر مذهبی، مُشتی خرافات است..
فاضل نظری