مأوا
برش هایی از کتابِ وسعت آفتاب زندگی و زمانه امام جواد(ع) 👇
دانشــــمندان آمدند مدینه. خانۀ امام کاظم(ع) عبدالله بن موســــی نشســــته بود روی منبر و ادعای امامت می کرد. هرچه سؤال کردند، اشتباه جواب داد. خسته شدند. بلند شدند که بروند. امام جواد(ع) آمد توی اتاق. دوباره نشستند و همان سؤال ها را پرسیدند و جواب درست شنیدند. گفتند: «این سؤال ها را از عبدالله بن موسی کردیم، نتوانست جواب بدهد.» امام گفت: «ای عمو، شما در پیشگاه خدا مسئولید. بازخواستتان میکند. چرا نسبت به چیزی که نمیدانید به مردم فتوا میدهید؟ داناتر از شما که هست
📗کتاب وسعت آفتاب
مأوا
برش هایی از کتابِ وسعت آفتاب زندگی و زمانه امام جواد(ع) 👇
تا دید امام با خلیفه نشســــت و برخاســــت می کند، با خودش گفت: «با این مقامی که امام این جا دارد، دیگر به مدینه برنمی گردد.» امام ســــرش را بلند کرد و به او نگاه کرد. صورتش زرد زرد شده بود. گفت: «نــــان جو با نمك، در حرم پیامبر، از چیــــزی که این جا می بینی، پیش من با ارزشتر است.»
📗کتاب وسعت آفتاب
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#پیام
روزی میرسد که هر جماعتی را بههمراه پیشوایشان احضار میکنیم: آنانی که کارنامهشان را با احترام تقدیمشان میکنند، آن را با خوشحالی میخوانند و بهاندازۀ سرِ مویی به آنان ستم نمیشود.
قرآنِ عزیز
سوره الْإِسْرَآء(٧١)
#تلاوت
#صدایی_که_دوست_دارم
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولادتش مبارکتون بچه مسلمونا💚
۱۱۰
#سید
#صدایی_که_دوست_دارم
موقع نماز، اســــتخوان های ســــینه و کتفش می لرزید. رنگ صورتش عوض می شد از شدت خشوع. پرسیدیم: «این چه حالتی است مولای ما؟» فرمــــود: «موقــــع ادای امانــــت الهــــی اســــت. امانتی کــــه خداوند بر آســــمان ها و زمیــــن و کوه هــــا عرضه کــــرد. آن ها همــــه از پذیرش آن خــــودداری کردند؛ اما انســــان پذیرفــــت. نمی دانم آیا بــــه خوبی و به بهترین وجه آن را ادا می کنم یا خیر؟»
کتاب آفتاب در محراب📙
بفرمایید گفتوگوی کوتاه با چای🫖
تو هر کدوم از لینکا بفرستین همونجا پاسخ داده میشه ان شاءالله.☕️
🍫پیام ناشناس کاکائویی:
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1rj22tz&btn=برای.من.و.مأوا
🍪پیام ناشناس شیرینیای:
https://abzarek.ir/service-p/msg/4282381
(خدا) تنها و یکتاست زیرا هرگز او را یار و همدمی نبوده که فقدانش موجب تشویش گردد.
📗#نهجالبلاغه
📖خطبه اول: آغازآفرینش آسمان و زمین
و آفرینش آدم
مأوا
اسم خانم زینب بود. یعنی زینت پدر. ایشون زینت پدرش امیرالمؤمنین علی (ع) بود. چقدر باید بزرگ باشی که زینت علی(ع) بشی؟ و چقدر شخصیت بزرگی بودن خانم. البته ایشون فقط زینت پدر نبودن، بلکه زینت، افتخار و نگهبان اهل بیت و اسلام بودن. از صبر و استقامتشون، تا خطبه بی نظیرشون بعد از شنیدن شعر های یزید. خانم در مقام دختر علی بن ابیطالب(ع) با کوبنده ترین بیان، چنان خطبه ای ایراد کرد که کاخ یزید لرزید!
بشیر اسدی میگوید:
زینب، دختر علی علیهالسلام را
وقتی خطبه میخواند، دیدم.
به خدا قسم که
هیچ زن نجیب و باحیایی را
سخنورتر از او ندیدم.
گویا او سخنان خود را
از زبان علی علیهالسلام میگفت...