یکم جلوتر پسرخالم یه نینی کوچولو رو بهم نشون داد(میدونه نینی دوست دارم) گفت نگاه.
نگا کردم و دیدم چجور داره لبخند میزنه و شیرینه. مامان که دیدتش پرچم کوچولو رو اینبار داد به این دختر پیرهن صورتی. گرفت پرچم رو. یکم که شد گفتم بیار بالا. و از اونجا به بعد رو میتونین ببینین که خیلی زیبا داره تکونش میده🇮🇷
مامانش اصلا حواسش نبود که دخترش پرچم دار شده و طول کشید تا متوجه بشه.
ولی خب این پرچم رو دیگه پس نگرفتیم. چون دخترک گریه اومد وقتی مامانش پرچم رو خواست ازش بگیره و بهمون بده و نمیخواستیم دل کوچولوش ناراحت بشه. دیگه شد برا اون پرچم و سبک بارتر ادامه دادیم.
پسرخاله تصمیم گرفت اینبار بیاد روبروم و همینکه اومد عکس بگیره
خیلی اتفاقی همسفرِ کربلای پارسالم رو که تو پیاده اربعین با هم خاک نجف به کربلا رو لمس کردیم دیدم.
این همون لحظه دیدنمونه که پسرخاله یهویی ثبت کرد که حواسم نبود. کیه این پسرخاله آخه؟ بعدش که دیدم داره عکس میگیره گفتم صبر کن پس محمد حسین(همسفر) هم بیاد قشنگ بگیری
همسفرِ اربعین ندارین؟ همسفرِ اربعین یچیز دیگس