eitaa logo
|"𝑀𝑎𝑣𝑖"|
1 دنبال‌کننده
443 عکس
14 ویدیو
75 فایل
آبیِ‌امشب، نویدِصبح‌فرداست.
مشاهده در ایتا
دانلود
دانی که دل از بهر چه می‌سوزد؟ سرما و سردی قلبی که روزی هُرمَش تنِ برف را بر باد می‌داد.
آنجا که فریادِ دردهایم گوش عالم را کَر می‌کرد، آنجا که تا لب به سخن گشودم، یکی مرا دیوانه خواند، یکی مرا طرد کرد، یکی حوصله ام را نداشت، یکی حالِ منِ غرق شده ی محزون را نفهمید، بو به تنهایی بردم.بو بردم آنقدر ها هم آدم ها مثل ادعاهایشان نیستند؛کسی مرا از زیر این ویرانه بیرون نخواهد کشید.کسی شانه اش را برای اشک های گرم و سردم آماده نخواهد کرد...و هیچکس برای کمک به من، حاضر نیست.همانجا زخمِ من باز، سر باز کرد. اینبار، از میانِ شکافِ عمیق زخم من، غنچه ای شکفت.غنچه ی تنهایی.غنچه ی باز برخاستن.اینبار، تنها.لیکن این به یادِ زخم ها میماند.که چه کسی رویشان مرهم نهاد و چه کسی از کنارشان بی‌تفاوت رد شد...
و من در جهانی که مردمانش عشق را ارزان می‌فروشند و هرزگی را گران می‌خرند،جز عشق چیزی نخواستم.خواستم با جانِ در تن و فکرِ آشفته در سر،سقفی میان خرابه ها برای عشق بسازم. اگر آنگونه در زندگی فکر میکردم که عشق چیز محالی نیست،اکنون به درد هجر "شِفا" نمیگرفتم؛زیرا که عشق همان تناقضی ست که میان تلخی ها شیرین می‌شود و میان زخم ها،مرهم.اما ای دریغا که پندار من از عشق،روایت‌گر احساسی زودگذر بود.اینگونه است که اکنون گرفتار ترم،سرگردان تر...آشفته تر. مقصدم همانجاست که عشق می‌گذرد،گاهی از یک کتاب فروشی کوچک،گاهی از یک قهوه خانه،گاهی از یک عمارت باشکوه،گاهی از یک کلبه ی چوبی کنار رودخانه. مقصدم همانجاست،همانجا که عشق حتی به اندازه ی یک جرعه قهوه و خواندن یک جمله از کتابی در آنجا می‌ماند و پس از آن می‌رود،بوی عطرش کافیست،تا برای همیشه در عطاری این مغز ذخیره و ماندگار شود(:...
کاش‌برای‌پشیمانی‌ات‌هیچگاه‌دیرنباشد؛
کجایی‌آرزویِ‌محال؟
قریب‌باش‌که‌غریبان‌پندارِدوری‌ات‌نکنند...
بعد صد سال اگر بر سر قبرم گذری پاره سازم کفن و زندگی از سر گیرم 💕🕯خیام (فکرکنم)
چرا جدیدا انقدر با دیدن فیلم و سریال خو گرفتم؟
واقعا خیلی چیزهارو وقتی سریال میبینم یادم میره، خیلی خوبه
به عنوان کسی که در گذشته آدم فیلمبازی نبوده این احساسِ تنوع جذابه