اینطوری احساس میکنم بهتر تونستم وظیفه ام رو در مقابل انسان ها، عقایدشون و کنش ها و واکنش هاشون انجام بدم
نه که بخوای مطالبه گریِ حقِ خودت رو بزاری کنار، بعضی جاها با سکوت اول به خودت و ارمان هات احترام گذاشتی بعد به اطراف
بخاطر همین هم سعی کردم امتحانش کنم، جذابیتش اونجایی خیلی برجسته شد که به راهِ در اومدن از خیلی از اوضاع تبدیل شد
نه فرار ازش، بلکه حفظ خیلی از چیزها که بعدا باعث پشیمونیم نشن، مثل اینکه بعدها نگم کاش قلبش رو نمیشکستم، کاش با اون کار یا حرف عزیزانم رو درگیر نمیکردم، کاش باعث اون جنجال نمیشدم وقتی فقط یک اختلافِ نظر ساده بینمون بود و بسیار مانند اینها.
و ضمن گفتن اینکه از هیچکس متنفر نیستم، بنظرم آدم هایی که راحت چشم هاشون رو میبندن و دهانشون رو باز میکنن، جایی برای حضور در روح و فکر افراد دیگه ندارن