"غمهایم دیگر درمانی ندارند.
تهنشین شدهاند. اگر هم سمتشان بروم، هَم میخوردند و مفتضحانهتر به همهی وجودم گند میزنند .
لعنت بهم که زودتر به مغزم گوش ندادم..
باید خودم ترکت میکردم نباید میزاشتم تو ترکم کنی
کاری کردی منی که سر همه چی گریه میکردم به خودم اجازه ندم سر تو حتی یه قطره اشک بریزم