eitaa logo
💗 قانون 💗
25 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
4.2هزار ویدیو
37 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بنابراین هرچی نگاهمون جامع تر بشه یا به قول امروزی ها هرچی عکس هوایی بگیریم هرچی از بالا به مسائل نگاه کنیم اشرافمون به مسائل بیشتر میشه هرچی نگاهمون تاریخی تر باشه بهتر می تونیم مسائل و حوادث تاریخی را درک کنیم حوادثی که کلا در زمان حال در دنیا داره اتفاق می افته چه بسا وقتی این نگاه تاریخی رو داشته باشیم خیلی چیزهایی که در نظر مردم خیلی بزرگ و بغرنج دیده میشه برای ما که از بالا داریم نگاه می‌کنیم خیلی معمولی و عادی باشه یعنی خیلی سخت و بغرنج نباشه 4
به همون میزان هم خیلی از چیزهایی که مردم دیگه مثلا مانند کسی‌که کنار ریل قطار ایستاده نمی تونن ببینن و اصلا به نظرشون نمیاد شاید اصلا براشون مهم هم نباشه ما از اون بالا وقتی نگاه می کنیم اون چیزها را اون جزئیات را می بینیم و برامون مهم میشه. 5
خب حالا برای اینکه به اون سوالاتی که ابتدای بحث نوشتم پاسخ بدیم چون اون سوالات مربوط به جامعه و حوادث دنیا میشه ما ناچاریم که این نگاه تاریخی رو داشته باشیم یعنی اون هلیکوپتر رو سوار بشیم بریم اون بالا و این قطار رو ببینیم اول و آخر قطار رو ببینیم ببینیم این قطار از کجا شروع شده با حرکتش چه مسیری را تا الان طی کرده از حالا به بعد قرار هست چه مسیری را طی کنه و کجا متوقف بشه. خب ماجرا از زمان خلقت حضرت آدم علیه السلام شروع شد از همان لحظه ای که ابلیس بنای نافرمانی گذاشت و بر حضرت آدم علیه السلام سجده نکرد از درگاه الهی رانده شد و از همون لحظه سوگند خورد تا دنیا، دنیاست؛ فرزندان آدم را از مسیر راستای منحرف کنه. ببینید گاهی وسوسه ابلیس باعث انحراف نمیشه بلکه حرکت و سرعت ما را در مسیر راست کند و آهسته میکنه . یک نکته هم اینکه شیطان گفت یکی از مهم‌ترین راه‌هایی که مردم را می‌تونه منحرف کنه تزئین دنیا هست . خداوند در سوره زخرف آیات 33 تا 35 می فرماید . و اگر [بهره مندی کفار از انواع نعمت های مادی و تهیدستی مؤمنان، سبب] این نبود که همه مردم [به خاطر ضعف ایمان و ناآگاه بودن به حقایق] بر محور کفر امتی واحد شوند، ما برای خانه های کافران به [خدای] رحمان سقف هایی از نقره قرار می دادیم و نردبان هایی که با آن بر بالای خانه ها برآیند. (۳۳) و برای خانه هایشان [نیز] درها و تخت هایی [از نقره می ساختیم] که بر آن تکیه زنند، (۳۴) و [برای خانه ها و زندگی آنان] زر و زیور [قرار می دادیم]، ولی همه این ها جز کالای اندک زندگی دنیا نیست، و آخرت نزد پروردگارت برای پرهیزکاران است؛ (۳۵) از این آیات به بی ارزشی دنیا و مظاهر آن پی می بریم که خداوند می گوید که اگر سست ایمانی و فقیری و تهیدستی برخی از مؤمنان نبود تمام دنیا را در حد اعلی به کافران و مشرکان و ...میدادم 6
خب حالا آیا سطح هجمه ابلیس در همون سطح باقی موند ؟ مسلما نه، هرچی که انسان‌ها در روی زمین زیاد شدند، به همون نسبت یاران ابلیس هم زیاد شدند ابلیس قسم خورده بود که نسل آدم را از صراط مستقیم منحرف کنه پس کم کم یاران و پیروانش را افزایش داد جبهه و جامعه خودش را گسترش داد و باعث شد هی روز به روز قوی تر بشه قدرتش بیشتر بشه. [خدا در قرآن به بشر تذکر داده که ابلیس دشمن آشکار شماست .] از این طرف هم دستگاه ایمان گسترش پیدا میکنه طبق آیه آخر آیه الکرسی ؛ در واقع دو تا جبهه در روی کره زمین درست شد. جبهه کفر به رهبری ابلیس که بهش میگیم دستگاه ابلیس یا دستگاه کفر یا طاغوت و جبهه ایمان به رهبری نبی الهی یا همان پرچمدار توحید که بهش جامعه ایمانی هم میتونیم بگیم خب حالا این کفری که میگیم شامل چی هست ؟ مشخصه شامل طغیان در برابر خدا یعنی دنیا پرستی، هواپرستی، طرفداری از ظلم، باطل خب می بینیم در طول تاریخ، نمرود ها و فرعون هایی بودن که مرتبا در حال تبعیت از شیطان بودن و به تبعیت از شیطان دست به جنایت های بزرگی زدن هميشه هم دنبال این بودن که به امیال و خواسته های خودشون برسند و اصلا به فکر مردم نبودن از همون ابتدای تاریخ در شکل و شمایل های مختلفی بودن ولی نگاهشون و اهدافشون همه یکی بود . 7
از همون ابتدا که ابلیس بشر را فریب داد گفتیم که شیطان برای فریب انسان از تزئین دنیا استفاده کرد پس دستگاه کفر با سرکردگی طاغوت و در اصل با رهبری ابلیس برای رسیدن به دنیای زیباتر و بهتر هیچ وقت؛ هیچ گونه امکانات و مقدورات و آسایش و رفاهی را برای اهل ایمان و دستگاه حق نمی خواستند و با هر مزاحم و مزاحمتی برخورد می‌کردند. اولین برخوردی که با اهل ایمان داشتند حذف فیزیکی بود . حالا این حذف فیزیکی به روش‌های مختلف اتفاق میفتاد. بارها گفتیم که چه مصیبتهایی بر پیامبران خدا وارد می‌کردند. هم انبیای الهی و هم پیروانش را به روش‌های فجیع و مختلف از بین می بردند . در آتش می سوزاندن در دیگ روغن داغ می انداختن( مثال: آرایشگر دربار فرعون که به جرم خدا پرستی با فرزندانش را در دیگ روغن داغ انداختن ابتدا یکی یکی بچه هاش رو جلو چشم مادر در دیگ روغن داغ انداختن وقتی نوبت به بچه شیرخوارش رسید دل مادر لرزید بچه شیرخوار به اذن خدا به سخن آمد که مادر نترس حق با ماست . و بعد از بچه شیرخوار ؛ مادر را هم در دیگ روغن داغ انداختن) یا حضرت زکریا که از دست قومش فرار کرد و داخل تنه درختی پنهان شد و قومش با اره درخت را دو نیم کردن و حضرت ذکریا به شهادت رسیدند . اتفاقات زیادی برای اهل ایمان در طول تاریخ پیش اومده است ولی شروعش با حذف فیزیکی بوده است . حتی الان در تمامی سطوح این هجمه ی کفر به دستگاه ایمان ادامه داشته و دارد با مدل های مختلف گاهی سیاسی است گاهی امنیتی گاهی فرهنگی و اقتصادی یک ویژگی مهم این هجمه ها ؛ شبانه روز بودن اونهاست( طبق آیه ۳۳ سوره سبا) که متوجه میشیم که دستگاه کفر ؛ شبانه روز در حال حمله به دستگاه ایمان است چه جوری؟ یک بستر اجتماعی درست می‌کنند.[ ساختارسازی میکنن] در این بستر اجتماعی است که به جامعه ایمانی حمله ور میشن . 8
این هجمه ها گاهی بصورت جنگ جهانی است که در دنیا اتفاق می افتد ( بر سر تصاحب منابع و ثروت و ...بیشتر در حقیقت دنیای بیشتر و بهتر) یعنی نظامی است با جنگ و لشگر کشی گاهی با جنگ نرم است مثلا با اسناد بین المللی اسناد توسعه پایدار یعنی جنگ و هجمه ، علمی میشه در پشت علم و تکنولوژی و رفاه دائم تزاید پنهان شده است . همان جاهلیت است ولی جاهلیت مدرن ، به روز شده که با همین روش های جدید به جامعه مسلمین و دستگاه حق حمله میشه پس همه مون دقت کنیم : هجمه و حمله دستگاه کفر به سرکردگی طاغوت و در اصل ابلیس به دستگاه ایمان و پرچمدار توحید هیچگاه قطع نمیشه فقط شکلش عوض میشه ابزارهای حمله و هجوم تغییر میکنه یک زمانی سلاح و اسلحه است یک زمانی برنامه توسعه پایدار یا روش اداره کشور همه این ها را بکار می بندن تا اینکه یا مومنین را با سلاح و اسلحه نظامی از بین ببرند و حذف فیزیکی کنن یا اینکه با جنگ نرم و با اسناد بین المللی کاری بکنن که مردم خودشون خود به خود ، خدای را از زندگیشون حذف کنن و مردم با اختیار خودشون برن به سمت دنیاپرستی به سمت اخلاق فاسد و رذیله 9
خب گفتیم از ابتدای خلقت آدم و رانده شدن ابلیس از بهشت و سوگند ابلیس که بشر را از صراط مستقیم منحرف خواهد کرد دو جبهه بوجود آمد . جبهه حق و جبهه باطل هر جبهه ای یک فرمانده می خواهد . فرمانده جبهه ایمانی همان انبیای الهی هستند که توسط خداوند مبعوث شدن تا اهل ایمان را رهبری کنند و در این نبرد نابرابر پیروز کنند و از شر کفر نجات بدن و در مقابل ابلیس ؛ یک قدرت اجتماعی تشکیل بدن حالا چطوری باید این کار را انجام بدن؟با دعوت مردم به توحید. خب این دعوت به توحید باید چه جوری باشه ؟ با کمک معجزات الهی یعنی همان طور که کفر بر مبنای دنیا پرستی برای خودشان یک قدرت عینی درست کرده و بر اساس این قدرت عینی یک جامعه درست کرده که در این جامعه یک تعدادی از سران قدرت و ثروت هستند که در رأس جامعه هستند و بقیه مردم مثل برده و کارگر هستند. همین طور در جامعه ایمانی هم باید قدرتی درست بشه تا در مقابل این قدرت عینی کفر بتونه بایسته مسلما در آن زمان با ابزار معجزه ؛ تا مردم بفهمند قدرتی بالاتر از قدرت ائمه کفر هم وجود دارد و مردم به قدرت خداوند پی ببرند و از دور طاغوت پراکنده بشن و بر محور نبی الهی جمع بشن تا جامعه ی ایمانی تشکیل بشه و یک قدرت عینی برای توحید ایجاد بشه. 10
خب برای اینکه تاریخ سیر تکامل خودش را طی کنه باید روز به روز وضعیتش بهتر از روز قبل باشه اون قطار ابتدای بحث را یادتون بیاد که در این سیر از خلقت آدم تا قیامت دائما از بیرون از قطار ( توسط سران کفر و جامعه کفر) و همچنین از داخل ( توسط منافقین ) مورد هجوم شبانه روزی است و هر بار مدل این هجمه پیشرفته تر و شدید تر میشه . چون ابلیس نمیخواد و قسم خورده که نزاره این قطار به سرمنزل مقصود برسه. پس جامعه ایمانی باید هر روز نسبت به روز قبل یک رشدی داشته باشند و گام‌هایی را باید طی کنند تا به تکامل برسند این مسیر که همان صراط مستقیم است و همان مسیر الهی است و مسیر پرستش خداوند هست باید حتما طی بشه. به رهبری چه کسی؟ نبی الهی پس باید یک امت تشکیل بشه حالا نبی الهی که با کمک معجزه مردم را از حول امام طاغوت و امام کفر پراکنده می کنی نمی تونیم که مردم را به حال خودشون رها کنی باید یک امت تشکیل بشه و بدنبال آن یک حکومت الهی تشکیل بشه تا به تمدن الهی برسن یعنی این حکومت الهی، جهانی بشه و در کل دنیا فراگیر بشه. حالا الان این جامعه الهی است از آن طرف که گفتیم از همان ابتدا جبهه کفر به سرکردگی ابلیس ایجاد شده آیا طی این مسیر رشد و تکامل می‌تونه بدون درگیری باشه؟ مسلما نه مسلما کفر مانع میشه چون کفر میخواد تمام مقدورات و امکانات در اختیار خودش باشه و تمام دنیا را تسخیر کنه و در اختیار جامعه الهی هیچ نوع امکاناتی نباشه پس مسلما یک بستر درگیری همیشگی هست . و مسلما برای ایستادگی در مقابل هجمه های همه جانبه ی کفر و جلوگیری از سلطه و ظلم کفر و استکبار و حرکت در مسیر دفاع از حق و عدالت و آزادی حقیقی بشر باید تلاش شبانه روزی کرد و در این راه هزینه داد . و حواسمون باشه که اگر به هجمه ها ی کفر بی توجهی کنیم، بازهم نمیتونیم در آسایش زندگی کنیم! چون کفر و ظلم و استکبار ما رو رها نمیکنه... 11
انبیای الهی تا زمان حضرت نوح مامور به قیام نبودن. چون هنوز دستگاه ایمان به اون قدرتی که لازمه تشکیل جامعه الهی است نرسیده بودن و قدرت دستگاه کفر بیشتر بود. و بیم اون می‌رفت که با قیام نبی الهی و اقدام آشکار نبی الهی برای تشکیل امت الهی، همین مقداری هم که طرفداران نبی الهی هستند با هجمه شبانه روزی کفر از بین برن ذریه انبیا از بین برن انبیای الهی از بین برن و چیزی از جامعه ایمانی باقی نماند. ( دقت کنید قبل از حضرت نوح هم انبیای الهی بودن مثل حضرت شیث ، ادریس و ..) تا زمان اولین پیامبر اولوالعزم که حضرت نوح بود و حضرت نوح مامور به قیام شدن. و در مقابل طاغوت زمان خودشون قیام کردن. ملأ جامعه کیا بودن؟ گفتیم : صاحبان قدرت و ثروت کسانی که قدرت را در دست داشتن و منحصرا قدرت در دست اینها بود . و لازم بود که نبی الهی ، اینها را به زیر بکشه، پایین بکشه و به مردم نشون بده که اینا ، قدرتشان پوشالی هست پس باید این افراد به چالش کشیده می‌شدند اما چی شد ؟ مردم به این فهم و بصیرت نرسیده بودن و دور حضرت نوح جمع نشدن و تحت اراده و اداره ملأ و طاغوت زمانه بودن و مرتب صبح و شام حضرت نوح را مسخره میکردن تا جایی پیش رفتن که حضرت را آنقدر کتک میزدن که حضرت نوح تا چند روز در حالت اغما بودن. و بعد از بهبودی دوباره می رفتن و مردم را به یکتا پرستی دعوت میکردن و ... خب صبر و تحمل حضرت نوح را ببینیم که چقدر است . همه میدونیم که عمر حضرت نوح طولانی بوده و فقط نهصد سال پیامبر بودن و در این نهصد سال چقدر آزار و اذیت شدن و تحمل و صبر داشتن. ما برای یاری اسلام چقدر صبر و تحمل داریم ؟ آیا میتونیم اینقدر صبور باشیم و تحمل کنیم ؟ 12
لذا می بینیم که واژه کرب عظیمی در قرآن آمده است . خداوند در قرآن می فرماید : ما نوح را از کرب عظیمی نجات دادیم . کرب به معنای غم و اندوه است ولی نه هر غم و اندوهی ما در روایات داریم که کرب یعنی یک غم و اندوه بسیار سنگین ؛ یک رنج بسیار سنگین حالا شما ببینید خود کلمه کرب با صفت عظیم اومده یعنی یک رنج و غم بسیار بسیار سنگین یعنی نبی الهی که اسوه صبر و تحمل و مدارا است ببینیم چقدر ایشان رنج کشیدن که خداوند در قرآن با صفت کرب عظیم بیان می‌کند. این رنج عظیم کی به وجود میاد ؟ موقعی که بعد از نهصد و پنجاه سال پیامبری می بینی کمتر از 80 نفر به خدا ایمان آوردن اگر تو میرفتی و افراد را دونه دونه می خواستی هدایت کنی این کرب عظیم برات اتفاق نمی افتاد پس قطعا این اندوه بزرگ این غم بزرگ این مشکل بزرگ موقعی بوجود میاد که به تنهایی در برابر یک قدرت بزرگ قیام کرده باشی که اینقدر تو را به زحمت انداخته باشه و اینقدر برای تو رنج و مشقت به همراه آورده باشه که صفت کرب عظیم برات بیاد قیام حضرت نوح علیه السلام در برابر امام جائر بوده در برابر قدرت بزرگ کفر بوده حالا در مقابل صفت کرب عظیم ؛ خداوند در قرآن می فرماید : نوح عبد شکور بوده این خیلی قشنگ است که ببینیم حضرت نوح با وجود تمام این بلاها و مصیبت هایی که بر ایشون وارد می‌شد از طرف مردم بخاطر جهل و نادانی مردم حضرت نوح همچنان شکور بودند شکرگزار بودن هیچ وقت از تسبیح و تحمید خداوند دست بر نمیذاشتن پس می بینیم که این لقب عبد شکور را خداوند در شرایطی برای حضرت نوح علیه السلام بکار میبره که حضرت همزمان با درگیری با کفر در حال تسبیح بودن مثل اینکه شما وسط جبهه جنگ باشی و با خودت ذکر خدا را بگی و همش تکرار کنی خب وسط میدان جنگ همه ی آدمها به فکر جون خودشون هستن ولی تو در اون وسط اون همه مصیبت و سختی و اینکه هر لحظه ممکنه جونت گرفته بشه ذکر خدا را داشته باشی. 13
بدین ترتیب حضرت نوح علیه السلام موفق نشدند امت الهی را تشکیل بدن گفتیم که علتش چی بود؟ علتش عدم رشد مردم بود . جهل بود . ترسشون از طاغوت بود . گفتیم طاغوت هیچ حدی از امکانات و مقدورات و منابع و ... را برای مردم خداپرست نمی‌خواهد. و اولین کارش هم حذف فیزیکی مردم خدا پرست است . پس ترس از طاغوت یعنی ترس از جونشون ترس از ازدست دادن مال و اموال و زندگیشون.و اونقدر هم رشد عقلانی نداشتن که حرف پیامبر را متوجه بشن و همراهی کنند .. پرچمدار بعدی توحید ، حضرت ابراهیم علیه السلام بودن . حضرت ابراهیم علیه السلام هم قیام کردند بر علیه طاغوت آن زمان که نمرود بود . نمرود جزو پادشاهانی بود که ادعای خدایی داشت. در تاریخ داریم و همه هم شنیدیم که حضرت ابراهیم علیه السلام تمام بت ها را شکستند و انداختن گردن بت بزرگ و گفتن که بت بزرگ اون بت های دیگر را شکسته ... داستانش رو همه میدونیم. خب نمرود برای مقابله با حضرت ابراهیم علیه السلام چکار کرد ؟ حضرت ابراهیم علیه السلام در مقابل قدرت نمرود ایستاده بود و قدرت نمرود را به چالش کشیده بود. و نمرود را با آن قدرت و عظمتش در برابر چشم مردم و یاران نمرود تحقیر می‌کرد. خب حالا نمرود هم میخواهد حضرت ابراهیم علیه السلام را هم تحقیر کند و هم حذف فیزیکی . یک آتش بسیار بزرگ درست کرد در حالی که برای سوزاندن یک انسان یک آتش کوچک هم کفایت می‌کند. ولی آتش بزرگی درست کرده که چشم همه مردم را پرکند و آوازه اش به همه ی مردم برسد . آنقدر آن آتش بزرگ بود که نمیتونستن نزدیکش بشن و حضرت ابراهیم علیه السلام را با منجنیق وسط آتش پرت کردند . میخواستن مجازاتی کنند که صداش تمام جهان را پرکند . یک معجزه الهی اتفاق افتاد . آتش بر حضرت ابراهیم علیه السلام سرد شد و با وجود این معجزه الهی و با سختی ها و مرارت هایی که نبی الهی کشید اما همچنان مردم همراهی نکردند و باز هم امت الهی تشکیل نشد . 14
رسیدیم به سومین نبی اولوالعزم، حضرت موسی علیه السلام؛ بعنوان پرچمدار توحید . ایشان بلاخره تونستن امت الهی را تشکیل بدهند چطوری؟ ایشان هم مثل بقیه انبیا ی الهی مامور بودن به حقایق قیام مثل دو نبی قبلی. ایشان مامور بودن به قیام در مقابل فرعون، طاغوت زمان که یکی از حکام دنیا بود که مثل نمرود ادعای خدایی داشت و میتونید تصور کنید که چه قدرت بزرگی برای خودش درست کرده بود چقدر افراد را تحت تسلط و سلطه ی خودش درآورده بود. حضرت موسی علیه السلام مامور بودن قدرت و حکومت فرعون را به چالش بکشند با چی ؟ با معجزه که هممون میدونیم که چه اتفاقی افتاد که در زمان سحر و جادوگری اون زمان که مظهر قدرت جامعه ی کفر بود. حضرت موسی علیه السلام با یک قدرت برتری، یک سحر برتری وارد شدن که معجزه از طرف خدا بود و باعث شد که مردم، ایمان بیاورند . این مردم یک ذره فرق کرده بودند نسبت به مردم زمان مثلا حضرت ابراهیم علیه السلام به یک رشد عقلانی رسیده بودند. این دفعه افراد بسیار زیادی به خدا ایمان آوردن و بنابراین از حول فرعون ، از حول طاغوت متفرق شدن و گرایش پیدا کردن به نبی الهی ( حضرت موسی علیه السلام ) و اولین امت الهی تشکیل شد . 🔺️ قوم حضرت موسی علیه السلام را حدود 700 هزار نفر ذکر می‌کنند. 15