گویا مدتی که من داخل بودم شدت بارون بیشتر شده بود
و همههههه پرچم ها خیس آب
یه بنده خدایی هم که با شور و عشق چنان پرچم خیس رو تکون می داد که که اگه با کسی اصابت می کرد فقط خدا به داد مسدوم برسه
حالا اون طرف تر یه نفر دیگه پرچم رو آروم تکون می داد و چِلِپ چسبید تو صورت یه نفر دیگه😆
جالب اینجا بود کسی که پرچم رو تکون می داد خودش متوجه نبود و این اتفاق چند بار تکرار شد🤣
داخل هم صحنه های سم یکی پس از دیگری رویت می شد
خانم هایی که جلوی بخاری های بزرگ ایستاده بودن و چادر های زیبا،همانند شنل بتمن خودنمایی می کرد 😁
یا پرچم هایی که برای خشک شدن جلوی بخاری ها به اهتزاز در اومده بودن😂
+یکم بارون میاد
-اشکال نداره تا ما کارمون تموم شه بند اومده،با دمپایی میام چون راحت ترم...
-عه!هنوز بارون میاد(سیل از آسمون میاد)😃