شـاید نویسنده:)
عوضش سه ماه پیش همچی در بهترین حالت ممکن خودش بود:)
۲ ماه از حرفی که زدم میگذره؛
و منظور من حدود ۵ ماه پیش هست؛
تو این ۵ ماه خیلی چیزامو از دست دادم،
و تغییر کردم و هنوزم میگم
۵ ماه پیش همچی بهترین حالت خودش بود،
ولی اگه راستش رو بخواید هیچوقت حاضر نیستم دوباره ۵ ماه پیش رو تکرار کنم به دودلیل
یک_ اگه اون اشتباهات رو نمیکردم این شخص الان با این تجربه ها نبود!
دو_ اون دردهایی که کشیدم یک بار تحملش هم زیاد بود چه برسه بخوام دوباره زندگیش کنم!
باد که میوزد درخت خم میشود،
و برمیگردد سرجایش،
تو گرفتار چه طوفانی شدی
که به خودت هم بازنگشتی؟!
دروغ چرا
ولی پس هرچیزی که میشه
میگم ای کاش توهم بودی
تا برات تعریفش میکردم:)
من هیچوقت نگران این نبودم
نکنه ناکافی باشم واسه ادمها،
من همیشه یکم زیادی ام!
آدمها از جنس دیوار نیستند ...
با سنـگِ حرف هایتان چیزی در
وجــــودشان میشکند ؛
گمانم به آن دل میگویند!
امروز رفته بودم مدرسه رفیقم؛
بعد دوستاش دورم جمع شده بودن و جالبیش اینجاست که همشون من رو میشناختن و میگفتن:
زهرااا تویی؟ ** راه میره از تو میگه:)
من:))))
شـاید نویسنده:)
امروز رفته بودم مدرسه رفیقم؛ بعد دوستاش دورم جمع شده بودن و جالبیش اینجاست که همشون من رو میشناختن و
مصداق بارز :
هرکی که منو میشناسه
توروهم میشناسه بدون اینکه
حتی یه بار دیده باشتت:)
نگاهم کرد و سپس گفت:
رنج تو آن آست که به آن چیز که نباید
بسیار می اندیشی..
[جانم] گفتن کسی که به همه [بله] میگه
خیلی قشنگ تر از [جان] گفتن کسی که به همه [جان] میگه..