12.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تورا نه تنها برای ایام جوانی ام بلکم برای دوران پیریام میخواهمت:)
شـاید نویسنده:)
تورا نه تنها برای ایام جوانی ام بلکم برای دوران پیریام میخواهمت:)
#پاراگراف
۷۰_ تویی برای من!
به بیرون تاکسی مینگرم،
تو در خیالاتم غرقی مانند ماهی در اقیانوس آرام ،
سرشاری مانند بوی ترنج در بهارِ مازندران،
راه میروی شبه نسیمی در دمِ صبح و
پرسه میزنی در کوچه پس کوچه های ذهنم!
نمیدانم چه شد و از کی
نمیدانم!
تو مانند بذری از ابتدا کودکیم آمدی و کاشته شدی در رگی از گوشه های قلبم و کم کم جوانه زدی و حال تو در قلبم نهالی شدی از جنس
عشق،لطافت،نرمی،زیبایی و تمامیت چیزی که من میخواهمش!
کاشته شدی و حال پس از این همه سال متمادین
از خاک، سبز شدی؛
معیار نبودی و معیار شدی؛
زیبا نبودی و زیبا شدی درنظرم!
من مردی میپسندیدم
چهارشانه،قد بلند، بسان ماه،
لاغراندام و خاص؛
اما هیبت تو هیچ چهارشانه نبود،
قامت تو برای من بلند به نظر نمیامد،
چهره ات را دیگران بسان ماه نمیپنداشتند،
اندامت لاغر نبود و خاص نبودی!
معمولی بودی،
لباس تنت معمولی تر از همسن سالهایت بود،
چهره و هیبتت متفاوت تر از مردان اطرافم و
تو ساده تر از پسران شهرمان بودی!
خودت بودی و خودت شدی معیار،
ساختی چهارچوب دیواره قلبم را در اندازه خودت!
معمولی بودن تو بسان من بود و شاید همین بندی بود که میتوانست مرا به تو وصل نگه دارد چون تو
من بودی، منی برای من!
_سیده زهرا موسوی:)
شـاید نویسنده:)
#پاراگراف ۷۰_ تویی برای من! به بیرون تاکسی مینگرم، تو در خیالاتم غرقی مانند ماهی در اقیانوس آرام ،
میخواستم ناشناس بزارم بگم نظراتتون رو بگید،
ولی خب این رو دلی نوشتم و احساسات دارم روش:)
پس نیاز نیست من بپرسم، ولی شما اگه نظر بدید خوشحال میشم:)