هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
من دور افتادم ازت، اما تو نزدیکی؛
[ امروزمو با تو شروع کردم که اینجایی.. ]
شـاید نویسنده:)
_
دوستام همیشه میگن زهرا حواسش هست که حرف هیچکس نصفه نمونه:)
شـاید نویسنده:)
خودم را در میان افکارم رها میکنم؛ چه کسی ثابت میکند من ننجون نیستم؟ من ننجون هستم، با لباس های گلگلی
آخرین قطرات چایی اش را نوشید،
نگاهی به ته استکان زد،
یک قطره هم دیده نمیشد،
عقیده داشت
آن چیز که باید تمام شود؛
باید تمام شود!
سلام احوالت؟ راستش من به نویسندگی علاقه دارم ولی دقیقا نمیدونم ازکجا شروع کنم و اصلا ایده ندارم اگه نکته ای داری در این باره ممنون میشم بگی
.
.
سلام فرزندم!
نویسندگی این شکلی نیست که یه روز بخوای نویسنده بشی و بشه؛
یه روز خیلی رندوم وقتی داری غرق میشی توی یک چیز میاد در خونه ات رو میزنه و میشینه کنارت و تا زمانی که بهش اهمیت بدی پیشت میمونه:)!
و تجربه باید کرد!
از نظرم همین الان کم کم راجب هرچی میتونی بنویس هرجور که میتونی بنویس حتی اگه اصلااا قشنگ نشد ولی بنویس،
و این نوشتن مداوم باعث میشه کم کم اشتباهات رو بفهمی و بهتر و بهتر بنویسی!
و کتاب خوندن خیلی خیلی تاثیر گذاره!
موفق باااشیی
شـاید نویسنده:)
سلام احوالت؟ راستش من به نویسندگی علاقه دارم ولی دقیقا نمیدونم ازکجا شروع کنم و اصلا ایده ندارم اگه
اولین متنی که من توی سن ۱۲ سالگی نوشتم:
مقصدِ؟؟؟
درسته که امسال کربلا نشد برم
ولی امام رضا گفت: درسته
تو نتونستی کربلا بری ولی مشهد
من همیشه جای تو هست هروقت
بخوای میتونی بیای.
آره! درست فکر کردی!
من الان، امروز، رو برو حرم مطهر
آقا امام رضا وایستادم و از طرف
همه شما عزیزان که دلشون اینجا
است نائب زیاره هستم. ان شاالله
یه روز بزنم به مقصدِ؟؟؟
به مقصد کربلا 🖤
ان شاء الله یه روز تو کربلا نائب
الزیاره شما باشم. :)
شـاید نویسنده:)
اولین متنی که من توی سن ۱۲ سالگی نوشتم: مقصدِ؟؟؟ درسته که امسال کربلا نشد برم ولی امام رضا گفت: د
نمیگم الان خیلی قشنگ مینویسم
اصلاا!
ولی صدرصد اگه این همه نمینوشتم
هیچوقت نمیتونستم از این به متنهای الانم برسم..
امیدوارم روضه تو دهنتون نیوفته!
ببین هی ذهنت پلی میشه و تو این شکلی نههه الان نههه😭
شـاید نویسنده:)
امروز به یکی گفتم : اشتباه کنم چی؟ گفت: فدا سرت! یا حرف رفیق صمیمیم رو یادم نمیره: [ اشتباه کن، اشتب
تازه داشتم فکر میکردم کی گفت
یادم افتاد هم باشگاهیم گفتتت
اوخداا:)