شـاید نویسنده:)
شوالیه در بندی از نامه اش برای او نوشت: [ من هیچگاه تورا ترک نکردم، حتی به هنگامی که تمام در های ع
شوالیه درحالی در کنار درخت سیب سبز ایستاده بود
شمشیرش را بر زمین کوبید و تکیه کرد،
با خود گفت:
[ در جنگ های تن به تن پیروزم،
اما جنگی که بر سرتو
در سرم اتفاق میوفتد، هجوم میاورد برتن خسته و نحیف من و خیال تو
هرروز بیش از پیش مرا میکشد ! ]
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[ کوچیک تر که بودم همیشه فکر میکردم روزی که قراره برم برای آخرین بار برای مدرسم لوازم تحریر بخرم چقدر روز جالبی میتونه باشه؛
اما نمیدونستم که بخشی از بزرگسالی دقیقا حس بی ذوق بودنیه که درون انسان ها رخ میده.
امسال برام لوازم تحریرم مهم نبود،
لیست خرید رو که برای بابا فرستادم با تعجب گفت :
[فقط همین؟ ۲ تا خودکار و ۲ تا دفتر؟ ]
حس خوبی نداشت، حس اینکه دیگه با هرچیز کوچیکی ذوق نمیکنم داره ناراحتم میکنه.
راستش من دلم نمیخواد شبیه ادم بزرگسال های بی ذوق بشم.
آدمهایی که دسته ای از پرنده رو تو آسمون میبینن و واسشون عادیه ،
عصبیم میکنن.
اونایی که از نور خورشید خوششون نمیاد چون خیلی عمیق میتابه خیلی من رو حیرت زده میکنن و از همه بدتر اونهایین که وقتی بارون میاد چترهاشون رو وا میکنن !
کاش من هیچوقت شبیه اونا نشم.
کاش مثل تو بشم،
پر انرژی ،مهربون،قشنگ،پر از عواطف و صبور صبور صبور :)
راااستی
توهم احساس میکنی گام های بزرگسالی من خیلی بلنده؟
کاش کوتاه تر بود.
کاش تایم بیشتری رو داشتم برای بچگی کردن؛
کاش..کاش تو انقدر سریع ازم دور نمیشدی،
کاش هنوز هم تولدهام میبودی و
کاش هنوز که از مدرسه برمیگشتم میگفتی:
( زهرا جان اومدی خونه؟ اول نمازت رو بخون بعد مشقت رو بنویس..)
و کاش..چی بگم..سرت درد اومد..
شبت بخیر خانم بزرگ من.. ]
- چهل و ششمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-
شهادت خانم حضرت معصومه بانوی ایران رو خدمت همه اعضه محترم تسلیت عرض میکنم..
https://eitaa.com/maybe_writer/15748 وای ایشون حرف دل منو زد راست میگه حسرت اینکه یه دوستی مثلت رو ندارم شما همیشه حس و حال مامانم رو میدید مامان من معلمه در واقع مربی خیلی خانم و خوب امید دهنده اییه حس خوب رو انتقال میده همراهه و خب خیلی جاها به حرفام گوش دادی و کمک کردی واقعا ممنونتم اصلا کلمه ایی به ذهنم نمیرسه که بتونه شما رو وصف و ستایش بکنه واقعا هم شما هم پدر و مادرت افرین دارن که یه همچین دختر خوب و همه چی تموم رو تربیت کردن عاشقتم تکی تو دنیا
.
.
امشب مسابقه این رو راه انداختید که کی بیشتر میتونه من رو اکلیلی کنه نهه؟؟
مامانننن جان🤍
اینکه یکی من رو شبیه به مامانش بدونه خیلی برام نکته جذابیه، چون معتقدم مامان ها کامل ترین آدم ها تو چشم بچه هاشونن و اگه من رو مثل مامانتون میبیند که دست برقضا معلم هم هستن باعث افتخاره!:)
صدرصد من کاره ای نیستم همیشه لطف خدا شامل حال بنده است!
و عزیزممم دوستی مثل من؟ خدایی؟
منم مثل تموم آدمهام حالا شاید کمی سبز تر هرچند خیلی وقتا زرد میشم( شوخی مثلا😂🤍)
خوشحاام اگه ذره ای تاثیر گذار هستم🌟
تک که تو دنیا نیستممم
البته شایدم تکم توی بدترین آدم بودن😂🗣
ولی خب
دم شما گرم بابت تموم احساسات قشنگی که بهم منتقل کردی..
زبانم قاصره..
چقدر کلمات ناتوانن..
هدایت شده از نویسندۀ نقلی
کلا دقت کردید؟ آدم یسری خصوصیات رو واقعا خودش نداره، انقدر اطرافیان بهش میگن، اونشکلی میشه.
شاید حتی ویژگی بد!
انقدر میگم فرزندم
که دختره ازم ۵ سال بزرگتره
گفتم فرزندمم
گفت
( زهرا من ازت بزرگترم ولی باشد😂 )
شـاید نویسنده:)
اگه قدیمی تر باشید میدونید که من همیشه ۶ ماه به ۶ ماه تغیرات بزرگی سعی میکنم تو زندگیم ایجاد کنم
خصوصا ۶ ماه دوم سال!
امسال هم مثل پارسال که اول مهرش تلاش برای تغییر کردم و همتون نتیجه اش رو بهار دیدید
قصد دارم اینطوری شروع کنم!
که انشاالله تا مهر:
بخش از عظیمی از کنکور رو بسته باشم،
باشگاه تو همین لول باقی بمونم شایدم بهتر،
معدلم بالا اومده باشه،
معدل کلاس زبانم به بالای ۹۷ برسه دوباره،
آدم خیلی خیلی بهتری بشم از هر لحاض و خصوصااا معنوی،
روپایی ۵۰ تا بتونم بزنم و..
و البتهه بتونم همچی رو هندل کنم!
پارسال ۲ ماه اول پاییز دچار افسردگی داشتم میشدم ولی خودم رو از اون بدبختی نجات دادم ولی امسال حالم بهتره و شاید حتی این حال خوب بتونه زمینه بزرگی بشه برای پیشرفت خفن تر!
الهی به امید تو🌱