شـاید من:)
#منِ_سبز
#ننجونِ_درونِ_من
ننجونِ درونِ عزیزم؛
[از وقتی که فهمیدم،
این انسان ها ، همونایی هستن که اگه من بمیرم و هوا بارونی باشه،
تو مراسمم شرکت نمیکنن که لباسشون خیس نشه،
دیگه بهشون اهمیت نمیدم.
دیگه تلاش میکنم کاری انجام بدم که فکر میکنم درسته،
نه اینکه هرکاری کنم رو اونا بگن، غلطه!]
- دوازدهمین نامه من به مادر بزرگِ درونم:)-
میگفت:
رفاقت هایی که با دعوا تموم میشه خیلی تحملاش راحت تر از
رفاقت هایی هست که بی هیچ مقدمه ای سرد میشه..