وقتی ناراحتم که ۹ درس ادبیات امتحانه
بعد یهو یادم میاد یک درس ، درس آزاده و درواقع باید ۸ درس بخونمممم>>>
شـاید نویسنده:)
وقتی ناراحتم که ۹ درس ادبیات امتحانه بعد یهو یادم میاد یک درس ، درس آزاده و درواقع باید ۸ درس بخونمم
اصلا اهمیت نداره ۸ درس باید بخونم
چون میتونست بدتر بشه ۹ درس بخونم.
میفهمینن؟
شـاید نویسنده:)
سر جمع مفهومش میشه
همون جمله که میگفت:
او به دیگران کمک میکرد
تا آن قطعه از روحش
که خراشیده شده بود
آرام شود.
یه جمله خوندم
حق بودن ازش میبارید:
[من اگه ناراحتتون کردم به این دلیل بوده که قبلش شما ناراحتم کردید..]
سختترین کار این است که منطقی رفتار کنی
درحالی که احساسات درحال خفه کردنت هستند.
دایفسوفسکی
یه ایده ای تو سرمه که
نمیدونم چقدر ازش استقبال بشه
و فعلا دارم باهاش کلنجار میرم