وسط مراسم
یه آقایی چشمای منو درآورد انقدر نگاه کرد
آخراش اینجوری بودم که "چرا گم نمیشی"
من نقاشی می کشم چون فکر می کنم اینطوری
بتونم بدون نیاز به کلمات، درک بشم.
- نامهی ونگوگ به برادرش نوشت، سال ۱۸۸۲
هدایت شده از اتاقكِزیرشیروونی
⊹ ִֶָ𓏲࣪ . 🍾 𝖢𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 ˖ ›
៸ ៸﹙این پیامُ فور کنید دیلیـتون تا به عنوان " کاراکتر اصلی " یه فیلم یا سریال ، شخصیت و مشخصات ظاهریتون رو توصیف کنم ؛ تگاتون﹚ ˒˒
واقعا خیلی حیفه که آدم نمیتونه روح و روانش رو در بیاره نشون بده و بگه نگاه چیکارش کردی .