آره خب به اندازه ی تمام دفعاتی که ازت ناراحت شدم و تو فهمیدی و حتی سعی نکردی درستش کنی، ازت دور شدم.
این عادت تظاهر به قوی بودن، غمگین نشدن، بیتفاوت بودن بالاخره یه جایی کار دست آدم میده، احساساتی که به زور چپوندیش تو یه کمد و فکر کردی دیگه تموم شده.
من اون شب رو گریه نکردم، ولی بعدش هر بار که اتفاقی افتاد، یه بار هم به یاد اون شب گریه کردم.