هدایت شده از 𖤥࣭ ๋ 𝐌𝖺𝗇𝗀𝖺𝗍𝖺˖
نصف پیویام اکانتای دیلیت شده ان؛ پر از چتایی که به خاطره تبدیل شد.
داداشای من توی گند زدن به شعرا ماهرن
مثلا الان داشتن میخوندن خوشحال و شاد و خندانا قلب دنیا رو می دانا
کل خاطرات بچگیم به چخ رف اینو ع کوووج درآوردننن
شما ام صبحا که بیدار میشید برای رفتن به مدرسه میگید امروز دیگه حتما تو سرویس و زنگ تفریح میخوابم بعد تو مدرسه اصلا یادتون میره که میخواستید بخوابید یا من فقط اینجوری ام؟
میبینم هیچ کاری تو ایتا ندارم ولی گوشیو نمیزارم کنار و نمیرم دنبال کار و زندگیم
بعد یه نفر که پیام میده میگم حالا که نمیتونم برم که پس میمونم و حرف میزنم
بعدشم که اون بنده خدا رفت بازم نمیرم سراغ کارام تا روز تموم شه بعد نصفه شب میگم کاش گوشیو میزاشتم کنار خب من که کاری انجام نمیدادم باهاش
یعنی فقط دلم میخواد خودمو بزنم
همتون تو مجازی میگید خدا کنه مدارس حضوری نشه..
پس اینایی که با اشتیاق میان مدرسه و کلی ام درس خوندن و آماده برای هر گونه پرسش و امتحانن عمه های منن؟