از اینکه مقصر همه چیز منم متنفرم
نمیدونم واقعا مقصر منم یا فقط خانوادم اینو بهم تحمیل کردن ولی هر چی که هست نیاز دارم از دنیا برم بیرون
شاید اون موقع همه شاد تر میشدن.
هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
من نباید جلو کسی زیادی خودم باشم. این تهش میشه ضرر. دیدم که میگما، البته راجع به خودم میگم نه دیگران. من الان بین خوشحالیام یهویی یادم میاد که زیادی خودم بودم، زیادی بازخورد منفی گرفتم، زیادی وابسته شدم و زیادی زیادی زیادی. دوباره غم میگیرتم.
یه دیالوگ تو بچه رئیس بود که تیم میگفت: مگه میشه آدم از خانواده ی خودش پرت شه بیرون؟
خواستم بگم آره تیم، میشه.
واقعا دلم نمیخواد با هیچکی حرف بزنم ولی نمیشه حرفم نزنم و این یه دلیلی میشه برای چرت و پرت گفتن و بازی کردن نقش همیشگی
بعضی وقتا ام میگی چرا شخصیتای منفور زندگیت پیشت نیستن که یه دور برینی بهشون تا دلت کمی خنک شه حداقل