″میم.ب″
بعد مدتها این قاب که امروز خیلی شانسی و یهویی مجبور شدم دوباره ازش رد بشم.
یادم اومد خیلی وقته از اینجا رد نشدم و همین الان رأس ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه ی صبح ممکنه بشینم به خاطرش گریه کنم
هدایت شده از ستاد حمایت از همستر🧁ִֶָ֢
خیلی خوبه یه عمه/خاله/دایی/عمو داشته باشی که وقتی باهاش صحبت میکنی انقدر راحت باشی که حس کنی داری با یکی از دوستای صمیمیت که هم سن خودته حرف میزنی😭
من توی مجازی میتونم تا ناموسِ داستان زندگیتو دربیارم
بعد تو میگی اوه نه نمیتونم بگم این یه رازه؟
″میم.ب″
من توی مجازی میتونم تا ناموسِ داستان زندگیتو دربیارم بعد تو میگی اوه نه نمیتونم بگم این یه رازه؟
دیگه وقتی تایتل یه راز لو بره یعنی تا رگ و ریشه اون موضوع عمومی شده و قایم کردنای بعدش صرفا ادا اطواره.😔
″میم.ب″
دیگه وقتی تایتل یه راز لو بره یعنی تا رگ و ریشه اون موضوع عمومی شده و قایم کردنای بعدش صرفا ادا اطوا
اصلا موضوع این نیست نرگس
افراد خودشون خودشونو لو میدن
رسما دوتا زرنگی بلد باشی میتونی همه چیو بفهمی حتی جزئیاتو
بعد افراد فک میکنن تویی که چیزی نمیگی و نظری نمیدی و اینا از هیچی خبر نداری و میخوان ازت مخفیش کنن در صورتی که این بیشتر خودشونو احمق جلوه میده
بعضی وقتا با خودم میگم اگه کمتر دلقک بازی درمیاوردم واقعا میتونستم آدم خفن تری بشم
ولی خب متاسفانه پایه و اساس زندگیم دلقک بودنه🗿
امروز آنیلو دیدم بعد از دو ساعت معطل کردن من(دو ساعتِ واقعی) برگشت بهم گفت وا تو چرا عکسات کیوت تری؟
و اونجا بود که تصمیم گرفتم واقعا قاتل بشم🎀