🔎مارپیچ هراس؛ فاز سوم عملیات روانی مرد دیوانه
🔸در چشماندازی که دونالد ترامپ برای «خاورمیانه جدید آمریکایی» ترسیم کرده، به نظر میرسد دکترین مرد دیوانه، سریعترین مسیر برای تحقق آرمانهای واشنگتن باشد. شخص ترامپ، با گامهای شتابزده در محورهای تحریم–دیپلماسی و کودتا–جنگ میکوشد جریان التهاب ذهنی و عینی را در منطقه تشدید کند؛ او با نزدیکتر کردن نقاط درگیری و تبدیل بحرانهای چندساله به #بحرانهای_روزشمار، قلب خاورمیانه را برای زایش سیاسی و ژئوپلیتیکی تازهای آماده میکند.
▫️اما واقعیت آن است که در رقابت کلان جهانی، بهویژه در عرصه اقتصاد، ایالات متحده نه تمایل واقعی و نه محاسبهای روشن بدلیل #عدم_قطعیت_بالا برای درگیری مستقیم با ایران دارد. تجربه جنگهای نیابتی، کودتاهای سریع و حتی آزمون دوازدهروزه جنگ نیابتی نشان داد که واشنگتن در وضعیت فعلی به دنبال اقدام مستقیم و نظامی نیست، بلکه امیدوار و در کمین مهار روانی و شناختی ایران در ساحت حکمرانی و همچنین افکارعمومی است؛ با تکیه بر شکافهای داخلی و بحرانهای اقتصادی، میکوشد #هزینه_زیست در ایران و ایرانیبودن را از منظر ذهنی، امنیتی و اقتصادی بالا ببرد.
▫️در این راستا ترامپ سه مارپیچ سنگین جنگ شناختی را طراحی کرده است — سه فاز متوالی که هرکدام به قصد تخریب تدریجی تابآوری ذهنی و اجتماعی ملت ایران چیده شدهاند:
1⃣ فاز نخست؛ مارپیچ نفرت
در این مرحله، عملیات خیابانی، تحریکات تروریستی و پشتیبانی لجستیکی با بازنمایی گسترده در شبکههای اجتماعی پیوند خوردهاند تا صحنهای خونین و آشفته از ایران ساخته شود؛ هدف، کاشت بذر #نفرت و بیاعتمادی در سطح جامعه بوده است. البته که قطع شبکه و از کار انداختن استارلینک بر اساس نقل قول ها امکان #برساخت_نفرت و کاتالیزور شبکه ای را مرتفع می کند.
2⃣ فاز دوم؛ مارپیچ غم
پس از موج خشونت، پروژهای تراژیک از طرف جریان #سلطنت_طلب و برخی سکوهای مجهول و معلوم شبیه آنچه در فتنه 1401 بود، به راه افتاده تا فضای عمومی کشور در هالهای از افسردگی و یأس فرو رود؛ #ربع_پهلوی هم برای جانباختگان اعلام عزا می کند. از دست دادن دو سه هزار نفر از مردم، نیروهای بسیجی و نظامی، با تحریک و تجهیز همین قماش آمریکایی_صهیونی و سپس سوئیچ وضعیت از خشم به #سوگواری و شکست، و تغییر نفرت به حس بریدهگی جمعی، ستونهای مقاومت روانی را هدف گرفته است.
3⃣ فاز سوم؛ مارپیچ هراس
اکنون ترامپ، در سومین و پیچیدهترین فاز، با لشگرکشی روانی و نمایش «حمله قریبالوقوع به ایران» یا تهدید به حذف رهبران کشور، در پی تثبیت اختلال شناختی است. او میخواهد دکترین «مرد دیوانه» را در قالب یک تیپ شخصیتی به ذهن تصمیمگیران ایرانی دیکته کند؛ تا #هراس استراتژیک، راه را برای پذیرش معامله شکست و عقبنشینی ذهنی بگشاید.
🔻راه برونرفت: نقطه گریز از این مارپیچ، نه صرفا در آمادگی نظامی که بسیار راهبردی و اساسی است البته که در فهم عمیق ماهیت جنگ شناختی در نگاه #تحلیلگران_ارشد جامعه است.
▫️جریان تصمیم ساز و تحلیلگر نباید از تکان خوردن ناو آمریکایی و عملیات دلتافورسی علیه ونزوئلا و مانور اقتصادی_نظامی و تهدید یکطرفه اروپا به بهانه #گرینلند، بعنوان اسکیمای دیکته شده و تثبیت #طرحواره_ترامپ، مبتلا به اختلال شناختی و تحلیل های هراس پایه شوند.
▫️ضعیف ترین و بدترین وضعیت، سپردن ابتکار عمل و سلب وضعیت برنده از کشور و قرار دادن دشمن مقابل در #وضعیت_برنده_شناختی است. دفاع مؤثر هم زمانی ممکن است که ایران در دو حوزه کلیدی، یعنی عدالت و روایت، پدافند شناختی جامعه را به استحکام نسبی برساند.
▫️چنین رویکردی میتواند ثبات عینی و اعتماد ذهنی جامعه را بازسازی کرده و زمینه تصمیمگیریهای خرد و کلان را در بهترین وضعیت ممکن فراهم آورد.
▫️در جهان مملو از عدم قطعیت امروز، هراس استراتژیک سلاحیست؛ برای شکست این مارپیچ بایستی دشمن را نه روز به روز و آغشته به اخبار روزمره و توییت های سران آمریکایی که در فهم دقیق و کلان از برنامه جامع و جراحی گام به گام وضعیت و #حفظ_جهان_تک_قطبی و بازی با مهره های بین المللی و منطقه ای تحلیل کرد.
✍علیرضامحمدلو
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
🔎ونزوئلا؛ بازمهندسی سایهجنگ و احیای تعلیق ادراکی
🔻مقدمه: سوئیچ اختلال ادراکی
🔸پس از جنگ ۱۲روزه، راهبرد آمریکا و اسرائیل علیه ایران بر تثبیت وضعیتی تعلیقی بنا شد؛ نه جنگ، نه صلح. وضعیتی که هدف آن فرسایش تمرکز حکمرانی، تعلیق تصمیم اجتماعی و #خستگی_ذهنی افکار عمومی و ازبین رفتن انسجام ملی در کشاکش جنگ های روانی و از طرفی ترمیم و بازیابی عملیاتی و سیستماتیک اسرائیل است.
▫️با این حال، در ادامه مسیر مشخص شد که جامعه ایران با وجود فشارهای چندلایه، به نوعی تعادل نسبی بازگشته و ابزارهای کلاسیک جنگ روانی دچار مقاومت و عادی سازی شدهاند.
▫️در چنین شرایطی، تغییر آرایش روانی–رسانهای اجتنابناپذیر بود. مسیر این سوئیچ که از دعواهای جناحی استارت خورده بود، با عملیات فرهنگی و مصاحبه ترانه علیدوستی علی رغم کمینگی، شارژ شد و با #قاب_اقتصاد و معیشت و بازار داغ گردید و نهایتاً با پرونده ونزوئلا بهعنوان یک #شوک_کلان_نمادین به تقاطع رسید و قفل شد و در ساحت بازنمایی شتاب فزاینده ای گرفت.
🔻و اما #ده_فرامتن و القای رسانه ای از رویداد ونزوئلا به عنوان ماکت عملیات های پست مدرن آمریکایی در جهت شبیه سازی شناختی؛
1️⃣ القای «برد ناپلئونی»
آنچه که از کم و کیف سرقت مادورو القا می کند این است که در الگوی جدید جنگهای آمریکایی، تسلیم نه با اشغال سرزمین، بلکه با حذف غافلگیرانه رهبران رقم میخورد؛ ربایش یا ترور، جایگزین کودتاهای نرم و سخت شده تا فروپاشی پیش از مقاومت اتفاق بیفتد.
2️⃣ القای «سریع و بیدرد»
برداشت و القای دیگر از این رویداد، جنگی بیویرانی، بیخون و با روایت سینمایی است؛ انتقال قدرت چنان #فانتزی و کمهزینه تصویر میشود که ملتهای دیگر نهتنها نترسند، بلکه به امکان «حل سریع» عادت داده شوند و به هم ترسی! و انسجام از ترس ویرانی، پناه نبرند.
3️⃣ القای«سرنوشت دیکتاتوری»
آنچه که دائم پمپاژ می شود عبارت #دیکتاتوری مادورو است.دیکتاتوری در این دیدگاه،یک مفهوم حقوقی نیست، برچسبی سیاسی است؛جولانی داعشی اگر در مدار سلطه باشد«تحویلپذیر»است،اما اسد، مادورو،دولتهای اسلامی و چپ از دیدگاه جریان امپریالیسم،دیکتاتور تلقی شده و ذاتاً محکوماند و سرنوشتشان از پیش نوشته شده است.
4️⃣ القای«قدرت یکطرفه»
در برداشت و تبادری دیگر،آمریکا در جهانی فوکویی داروینی بازنمایی میشود؛قدرتی غیرقابل مهار و بی رقیب که«اگر بخواهد،میتواند».در این روایت، کسی نمیپرسد چرا در یمن،غزه و لبنان ناکام ماند یا چرا ایران دههها از دسترس او دورمانده و به دفعات نیز مچ آمریکا و اسرائیل را نیابتی یا مستقیم خوابانده است!
5️⃣ القای«منجیِ ششساعته»
القای درماتیک تر اینکه آمریکا در قامت سوپرمن جهانی ظاهر میشود؛عملیاتی چندساعته انجام میدهد،سپس با ژست اخلاقی،سرنوشت کشور را«به مردمش» واگذار میکند. مداخله،نجات نام میگیرد؛ سلطه،مسئولیت اخلاقی.
6️⃣ القای«مرکز فراقانون»
در این سکانس از نمایش،آمریکا نه منتظر مجوز کنگره است،نه مقید به حقوق بینالملل و نه وفادار به قواعد خود؛مرکز، قانون است و جهان،پیرامون مطیع.
7️⃣ القای«دومینوی هراس»
تهدید همزمان مکزیک،کوبا،کلمبیا، گرینلند،ایران و دیگران شوک زنجیرهای میسازد؛پیامی ساده و خشن:«بعد از ونزوئلا،نوبت شماست».
8️⃣ القای«سلطه کمهزینه»
جنگ باید طوری بازنمایی شود که افکار عمومی و حزب دمکرات و سرمایه دار آمریکایی مخالفت نکند؛نه بیزینس آسیب ببیند،نه مالیاتها خرج جنگ شود. سلطهای اقتصادی و سودآور،بیرنگ و کمصدا.
9️⃣ القای«مهار جهان چندقطبی»
استعاره ونزوئلا،پیام مقاومت آمریکا در برابر جهان چندقطبی است؛آمریکا اصرار دارد زایش قدرتهای مستقل را در نطفه خفه کند و موقعیت جهان تکقطبی پنحاه سال اخیر را به هر قیمت حفظ نماید.
🔟 القای«حذف مهره آنرمال»
هر جریان خارج از مدار سلطه،با برچسبهای رسانهای حذف میشود: قاچاق مواد مخدر،تروریسم،تهدید هستهای و موشکی.بیآنکه کسی بپرسد چرا این معیارها هرگز شامل خود آمریکا یا جنایات اسرائیل نمیشوند.
🔻جمعبندی
🔸همانقدری که جمهوری اسلامی ایران، تنها ایده مستقل مبارزه با سلطه آمریکایی در عصر جدید است،اما در جهت مخالف،«ونزوئلا»یک مدل پیروزی با کارگاه ساخت ترس،التهاب و انفعال و فلج سیستمی با راهبرد بازمهندسی سایه جنگ است.
▫️ماموریت حال،رمزگشایی صحیح از قاب های آمریکایی و تولید پادروایت ها در جهت مراقبت از اختلال شناختی در ساحت حکمرانی و حفظ انسجام اجتماعی است.
▫️از طبس تا یمن و مقاومت غزه و لبنان در منطقه و همچنین تجربه جنگ12روزه و بازتولید و بازنمایی و مانور قدرت در عرصه فرهنگی و رسانه ای و نظامی می توانند دال مرکزی این فرامتن ها(از پیش برنده بودن آمریکا)را در ساحت افکارعمومی باطل کنند.
✍️علیرضامحمدلو
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
📂 کالبدشکافی رسانهای دیماه ۱۴۰۴
1️⃣ قسمت اول
🔴 پرونده دی ۱۴۰۴: مسئله اصلی، خیابان نبود؛ «ادراک» بود
اگر اتفاقات دیماه ۱۴۰۴ را فقط با شاخصهای امنیتی یا اقتصادی توضیح بدهیم، بخش مهمی از واقعیت را جا گذاشتهایم. از منظر مدیریت رسانه، دی ۱۴۰۴ یک رویداد رسانهایِ چندسکویی بود؛ رویدادی که در آن «میدان اصلی»، میدانِ معنا و ادراک عمومی است.
📌 سه نشانه رسانهایِ کلیدی:
۱. جابجایی کانون خبر از «واقعیت» به «روایت»: در عصر «پسا-حقیقت»، سرعت تولید روایتها از خود رویداد جلو میزند؛ یعنی روایت، واقعیت را دنبال نمیکند، بلکه آن را هدایت میکند.
۲. تغییر کانونِ اثرگذاری از خبر به «الگوی انتشار»: در بسیاری موارد، اینکه چه چیزی «ترند» شد مهمتر از خودِ محتوا بود. مدیریت بحران در چنین وضعی یعنی مدیریت چرخه دیدهشدن.
۳. تبدیل نارضایتی به «چارچوب معناییِ فروپاشی»: نارضایتی اقتصادی یا اجتماعی میتواند واقعی باشد؛ اما رسانه دشمن تلاش میکند آن را از «مطالبه قابل حل» به «بنبست ساختاری» تبدیل کند.
✅ جمعبندی روشی: در دی ۱۴۰۴ باید همزمان «واقعیتهای میدانی» و «مهندسی روایت» را دید. گفتمان انقلاب اسلامی، برای حفظ سرمایه اجتماعی، نیازمند تحلیل دقیق رسانهای و جهاد تبیینِ مبتنی بر کارآمدی و عدالت است.
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
📂 کالبدشکافی رسانهای دیماه ۱۴۰۴
2️⃣ قسمت دوم
🧠 پرونده دی ۱۴۰۴ (۲): جنگ اصلی بر سر «چه چیزی مهمتر دیده شود»
در مدیریت رسانه، اولین مرحله عملیات رقیب، اقناع مستقیم نیست؛ دستورکارگذاری (Agenda Setting) است: تعیین اینکه مردم «به چه فکر کنند»، قبل از آنکه تصمیم بگیرند «چطور فکر کنند».
📌 سه تکنیک پرکاربرد در دستورکارگذاری:
۱. برجستهسازی گزینشی (Highlighting): انتخاب هوشمندانه صحنههایی که حس «ناکارآمدیِ مطلق» را القا کند، و سانسور مطلقِ نقاط قوت.
۲. خاموشسازی گزینشی (Silence Spiral): روایتهای پیشرفت، دستاوردهای علمی، یا اصلاحات واقعی در حوزه معیشت، یا اصلاً دیده نمیشود یا با تمسخر از اعتبار ساقط میشود تا «مارپیچ سکوت» شکل بگیرد.
۳. تغییر زبان مسئله: از اقتصاد به «هویت و خشم»: وقتی مسئله از «حلپذیری» (اقتصادی) به «هویتمندی» (سیاسی) تبدیل شود، گفتوگو سختتر و قطبیسازی آسانتر میشود.
✅ نقطه اتصال به گفتمان انقلاب: انقلاب اسلامی بر «امید اجتماعی»، «عدالت»، و «مردمباوری» تکیه دارد. دشمن دقیقاً همین سه را هدف میگیرد: امید را فرسوده، عدالت را مصادره، و مردم را نسبت به امکان اصلاح بدبین کند.
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
📂 کالبدشکافی رسانهای دیماه ۱۴۰۴
3️⃣ قسمت سوم
🎯 پرونده دی ۱۴۰۴ (۳): مسئله فقط «خبر» نیست؛ «قابِ خبر» است
دو رسانه ممکن است یک واقعیت واحد را گزارش کنند، اما با دو «قاب» (Frame) متفاوت، دو نتیجه متضاد بسازند. در دی ۱۴۰۴، بخش مهمی از عملیات دشمن، قاببندی بود: اینکه رویداد «چگونه معنا شود».
📌 سه قاب غالب که باید دقیق دید:
۱. قاب فروپاشی: هر مشکل بهعنوان نشانه پایان، هر خطا بهعنوان قاعده، و هر نقد بهعنوان نفی کلیت نظام معرفی میشود.
۲. قاب بیعدالتیِ تعمیمیافته: فساد و خطا (که باید صادقانه با آن برخورد شود) بهگونهای روایت میشود که «امکان اصلاح» انکار گردد و «حس رهاشدگی» تولید شود.
۳. قاب قهرمان/ضدقهرمانِ سادهسازیشده: واقعیت پیچیده اجتماعی به دوگانههای ساده تقلیل مییابد؛ در نتیجه، مسیر گفتوگوی ملی بسته میشود.
✅ راهکارها
شفافیت: راهبرد رسانهایِ بازسازی اعتماد.
عدالتورزی: پادزهر قاب فروپاشی.
روایت پیشرفت: بازآرایی ادراک آینده.
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
💢چگونه باید با سناریوسازی شبکههای معاند مقابله کرد
🔺اگر در برابر #روایتسازی جعلی شبکههای معاند، روایت رسانهای حرفهای نداشته باشیم، ناخواسته بازیگر فیلمهای هالیوودی اینترنشنال و بیبیسی و سایر شبکههای دشمن خواهیم شد.
🚫 برای میدانداری رسانهای در مقابل سناریوسازی شبکههای آشوبساز باید چهار گام اساسی برداشت:
1⃣ گام اول، #فهم_درست از دستور کار رسانهای دشمن است
▪️شبکههای معاند اغتشاش را از بستر امنیتی جدا و آن را در درامی انسانی و اجتماعی روایت میکنند. (تصویرسازی احساسی و انتخاب گزینشی سوژه، ابزار اصلی این پروژه است).
▫️در مقابل، باید با نشان دادن تاثیر ناامنی بر زندگی مردم و روایتی درست و مستند از زمینهها و پشتصحنههای آشوب و اغتشاش، روایتگری را به بستر واقعیاش برگرداند و نباید اجازه داد تا یک سناریوی امنیتیِ مهندسی شده، در قالب یک داستان احساسی و تقطیعشده روایت شود...
2⃣ دوم، #تغییر_زاویه روایت است.
🚫تقلید معکوس از ادبیات رسانهای دشمن نمیتواند یک پاسخ رسانهایِ موفق و تاثیرگذار باشد.
▫️یک روایت حرفهای، اغتشاش را در بستر واقعی خود یعنی: شبکه کنشگران، پیوندهای خارجی، زمانبندیها، اهداف و پیامدها تعریف میکند و با سند و تصویر معتبر، #روایت_جعلی دشمن را عقب میراند.
3⃣ سوم، بازتعریف قهرمان و قربانی است.
▪️رسانههای معاند، آشوبگر، اغتشاشگر
و قاتل آموزش دیده را قهرمان و نیروهای امنیتی نظام را سرکوبگر، و جامعه را تماشاگر منفعل نشان میدهند.
▫️در اینجا وظیفه رسانه است که با روایتی حرفهای، جامعه و مردمی که هزینه ناامنی و آشوب را میپردازند، کسبوکارشان آسیب دیده و امنیت روانیشان تهدید شده است را به کنشگر اصلی تبدیل کند. این تغییر کانون، معادله روایت جعلی شبکههای معاند را به نفع واقعیتهای میدانی برمیگرداند.
4⃣ چهارم، تداوم و #انسجام_روایت است.
🚫وقتی دشمن، یک کینه و دشمنی دائمی دارد، #روایتسازی، نمیتواند و نباید یک واکنش مقطعی باشد. بلکه باید خط روایی واحد و مشخص و معتبر همراه با زمانبندی دقیقی داشته باشد.
⭕️این نوع روایت به اتاق فکر و رصد مداوم نیاز دارد. چرا که روایت مؤثر حاصل طراحی و برنامهریزی منسجم است و روایتی که چند صدا باشد، حتی اگر درست هم باشد تاثیرگذار نخواهد بود.
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
📌فتنه دی ۱۴۰۴؛ گذار از «اغتشاش شبکهای» به «ارتش منظم خیابانی»
🔹️آنچه در دی ۱۴۰۴ رخ داد، صرفاً ناآرامی یا اغتشاش شبکهای نبود؛ بلکه صورتبندی میدانی یک نیروی شبهنظامی شهری با تقسیم کار، فرماندهی چندسطحی و پشتیبانی ارتباطی نسبتاً پایدار بود.
۱. ساختار سلسلهمراتبی اغتشاشگران
🔹️برخلاف ۷۸، ۸۸، ۹۶، ۹۸ و حتی ۱۴۰۱ که در آن تمرینی برای اغتشاشات اخیر شده بود، در دی ۱۴۰۴ شاهد تفکیک نقش سازمانیافته بودیم:
الف) لیدرهای تجمع
🔹️مأمور کشاندن جمعیت به خیابان
🔹️استفاده از فراخوانهای زمانی دقیق
🔹️تمرکز بر اقشار جوان، دانشآموز و مجرد
🔹️از نظر جنسیتی مختلط (زن و مرد)
ب) لیدرهای شعار
🔹️هدایت احساسات جمعیت
🔹️تغییر سریع شعارها برای جلوگیری از فرسایش
🔹️حضور معنادار دختران و زنان جوان برای کاهش آستانه خشونت ذهنی جمع و اینکه برخورد طبیعتا با بانوان سختتر است و فضا را ملتهبتر میکند.
🔹️کارکرد اصلی: «گرمنگهداشتن میدان»
ج) لیدرهای تخریب
🔹️عمدتاً مرد
🔹️مأموریت: تخریب، درگیری مستقیم، کشتهسازی
🔹️اتصال محتمل به هستههای مسلح (مطابق گزارش بنیاد شهید و گزارشات منتشر شده از کشفیات سلاح)
🔹️این تفکیک نقش، نشانه ارتقای دکترین میدانی دشمن است.
۲. ارتباطات: از اینترنت ناپایدار تا شبکه پایدار
🔹️شواهد میدانی و اطلاعاتی حاکی از:
۱. استفاده از شبکه ارتباطی در سطح محلی
۲. احتمالا بهرهگیری گسترده از استارلینک برای حفظ فرماندهی واحد میدانی در زمان اختلال اینترنت
🔹️این یعنی دشمن از «شبکه اجتماعی عمومی» عبور کرده و به شبکه فرماندهی نیمهنظامی رسیده است. که کاملا متصور است تحت آموزش سرویسهای دشمن صورت گرفته باشد.
۳. نقش شبکههای ماهوارهای معاند
🔹️اوج آن روز ۱۸ دی از ساعت ۱۸ تا ۲۲، و پنجره عملیات شناختی بود:
۱. القای «آخرین فرصت»
۲. بزرگنمایی فراخوانها
۳. القای ناتوانی حاکمیت
۴. دعوت به حضور خیابانی
🔹️این دقیقاً با اوج خروج جمعیت از منازل و حضور در نقاط شلوغ بود.
۴. جمعبندی امنیتی؛ ️با یک فتنه ترکیبی مواجه بودیم:
🔹️هستههای مسلح -» کشتار
🔹️بدنه جوان -» پوشش اجتماعی
🔹️رسانه -» فرماندهی روانی
🔹️برخورد صرفاً انتظامی، ناکافی است؛ باید دکترین ضدجنگ شهری و ضدارتش خیابانی تدوین یا بازبینی شود.
✍️محمد بروجردی
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
24.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢تلاوتی که دیوارهای مسجد را لرزاند!!
🎤استاد #عبدالباسط_عبدالصمد
📖#سورة_القصص آیه 14
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَىٰ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا
وقتی موسی به حدّ رشد رسید و کمال یافت، به او حکمت و دانش دادیم
And when he reached his maturity, and became established, We gave him wisdom and knowledge
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
نهج البلاغه
خطبه «۱۱۹»:
پس از جنگ صفّين و نهروان، هنگامى که به امیرالمؤمنین (ع) خبر رسيد؛ جمعى از غارتگرانِ لشکرِ معاويه، به بعضى از مناطق مرزى هجوم آوردهاند. ایشان مردم را جمع کرد و به آنها دستور حرکت و جهاد داد. اما آنها سكوت كردند. حضرت فرمود: شما را چه شده، آيا لال هستيد؟ گروهى گفتند: اى اميرالمؤمنين، اگر تو حركت كنى، ما نیز با تو حركت میکنیم. امام (ع) از اين سخن به شدت ناراحت شد و فرمود:
«شما را چه مى شود! هرگز در راه رستگارى حرکت نمیکنید و به راه عدل هدايت نمیشوید! آيا در چنين شرايطى درست و شایسته است كه من از شهر خارج شوم!!؟ الآن بايد مردى از شما كه من از شجاعت و دلاورى او راضى هستم و به او اطمينان دارم، به سوى دشمن حرکت كند. الآن مناسبخ نيست که لشکر، شهر، بيت المال، جمع آورى خراج و ماليات، قضاوتِ ميان مسلمي،ن و نظارت بر حقوق مطالبه کنندگان را رها کنم و به این طرف و آن طرف سرگردان شوم. من مانند محورِ سنگِ آسياب، بايد در جاى خود استوار بمانم، تا همهی امور كشور، پيرامون من و به وسیلهی من، به گردش در آيد. اگر من (در اين شرايط)، از مرکز حکومت دور شوم، مَدار همه چيز بهم میریزد. به خدا قسم! پيشنهاد شما، پيشنهاد بد و نادرستى است (که براى خاموش کردن آتش هر فتنهی کوچک و بزرگى، من مستقيماً وارد عمل شوم و مرکز حکومت را خالى کنم). ... شما بسيار طعنهزن، عیبجو، روى گردانِ از حق، و پر مکر و حيله هستيد. ما دام كه افكار شما پراكنده است، زیاد بودن تعدادِ شما، سودى ندارد. من شما را به راه روشنى بردم كه فقط افرادی که خواهان هلاکت هستند، در آن هلاک میشوند. كسی كه استقامت كرد، به سوى بهشت شتافت و آن كس كه لغزيد، در آتش سرنگون شد»
شرح:
این فرمایش امام علی (علیه السلام)، دقیقاً همان چیزی است که امروزه در جامعهی ما مشاهده میشود؛ توقع نابجای برخی از مردم این است که رهبر جامعه اسلامی - یک تنه -، هم کار مجلس شورای اسلامی و قانونگذاری را انجام دهد، هم کل ساختار قضایی پروندههای خرد و کلان را ساماندهی و پیگیری کند، و هم ریز تا درشتِ کارهایِ اجراییِ مملکت را انجام دهد و بر تمامِ کارها نظارت داشته باشد. یعنی توقع دارند که رهبر، رئیس مجلس باشد و بجای ۲۸۹ نماینده، نظر بدهد و قانونگذاری کند!! همچنین توقع دارند که رهبر به جای رئیس قوه قضاییه و شورای عالی قضایی و وزارت دادگستری و ...، تمامی اشکالات و گیر و گورهای قضایی کشور را برطرف کند. همچنین توقع دارند که رهبر، بجای رئیس جمهور، وزیر کشور، وزیر اقتصاد، وزیر صنعت و معدن، وزیر آموزش و پرورش، وزیر آموزش عالی، وزیر راه و ترابری، وزیر امور خارجه، وزیر ارتباطات، وزیر فرهنگ، وزیر نیرو، وزیر نفت، و تمام معاونین و مدیرکلهایِ آنها تصمیم بگیرد و کارهای آنها را اجرا کند و بر اجرای آنها نظارت هم داشته باشد!!!
دقیقاً همان توقعی که - در سطحی پایینتر و محدودتر- افراد جامعه زمان امیرالمؤمنین(علیه السلام) از ایشان داشتند.
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
بحرانِ روایتِ بحران
✍رسول لطفی
در لحظات بحرانی، رسانه صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیست؛ رسانه بدل به «صحنه تفسیر واقعیت» میشود. افکار عمومی نه فقط به دنبال دانستن اینکه چه رخ داده، بلکه مشتاق فهم این پرسش بنیادین است که چرا رخ داده، چگونه باید آن را فهم کرد، چه نیروهایی در آن دخیلاند و آینده چه خواهد شد.
در چنین بزنگاههایی، رسانهای که دچار ضعف منطق روایی، زبان پرسشگری و دستگاه تبیین باشد، ناخواسته میدان معنا را واگذار میکند؛ حتی اگر حجم بالایی از محتوا تولید کند. رسانه ملی کوشیده است با ارائه گزارشها، اعترافات، بازسازیهای تصویری و برخی تلاشهای روشنگرانه، صحنه را شفاف کند. اما به نظر میرسد در چند سطح کلیدی، این کوششها هنوز به انسجام راهبردی نرسیدهاند.
۱. روایتهای کلیشهای در عصر روایتهای لحظهای
نخستین چالش، به سبک روایت بازمیگردد. بخش قابل توجهی از بازنماییها همچنان بر الگوی کلاسیک دهه هفتاد استوار است: روایت رسمیِ دیرهنگام، تکصدایی، مونولوگمحور و مبتنی بر جمعبندیهای از پیش آماده. این در حالی است که در منطق رسانهای جدید، روایت مؤثر باید: نزدیک به لحظه وقوع باشد؛ واجد فرآیند پرسشگری زنده باشد؛ تردیدها و ابهامات را به رسمیت بشناسد و مسیر شکلگیری تحلیل را به مخاطب نشان دهد. در فضای شبکهای امروز، روایت اول ـ حتی اگر ناقص باشد ـ نقش تعیینکننده دارد. اگر رسانه رسمی در این میدان تأخیر کند، روایتهای بدیل، پراکنده یا حتی تحریفشده، خلأ معنایی را پر میکنند. در چنین شرایطی، صرف ارائه «جمعبندی نهایی» بدون طیکردن مسیر رواییِ اقناعکننده، کارکرد سابق خود را از دست میدهد.
۲. خطر تقلیل به قابهای تکصحنهای
نمایش اعترافات برخی از افراد درگیر در اغتشاشات، در منطق امنیتی و قضایی قابل فهم است و میتواند بخشی از پازل اطلاعرسانی باشد. اما مشکل آنگاه پدید میآید که این قابها بدون زمینه تحلیلی، بدون روایت کلان و بدون اتصال به شبکه علّی وقایع عرضه شوند.
وقتی مخاطب نمیداند: فرد در چه زمینهای قرار داشته؟ چه شبکهای در کار بوده؟ روند شکلگیری کنش چگونه بوده؟ چه نیروهایی فعال بودهاند؟ چه روایتهای رقیبی در افکار عمومی وجود دارد؟ اعتراف، بهجای آنکه روشنکننده باشد، تبدیل به «صحنهای منفصل» میشود؛ قطعهای که در غیاب داستان کلان، توان اقناع ندارد.
۳. تقطیع روایی و خطر سانسور محتوایی
تقطیع گسترده کلیپها، پخش گزینشی تصاویر و روایت قطعهقطعه وقایع، ناخواسته تصویری ناقص از کل ماجرا میسازد. حتی اگر نیت، رعایت ملاحظات حرفهای یا امنیتی باشد، از منظر ادراک عمومی، این وضعیت به شکل «سانسور روایی» تجربه میشود: مخاطب احساس میکند بخشهایی از داستان حذف شده و همین احساس، اعتماد را فرسایش میدهد.
در عصر شفافیت شبکهای، مخاطب میداند که نسخههای متعدد از یک رویداد در گردش است. اگر رسانه رسمی تنها بخشی از آن را بازگو کند، خودبهخود به جای مرجعیت، در موقعیت دفاعی قرار میگیرد. اقتدار رسانهای، حاصل توانایی در چارچوببندی کل روایت است؛ حتی آن بخشهایی که دشوار، خاکستری یا پرهزینهاند.
۴. فقدان مواجهه مستقیم با شبهات عمومی
یکی از مهمترین چالشها ضعف برنامه جدی برای ابهامزدایی از انگارههای ذهنی جامعه است. افکار عمومی پر از پرسش است؛ پرسشهایی که چهبسا در شبکههای اجتماعی به صورت ناقص، احساسی یا جهتدار طرح میشوند. اگر رسانه رسمی این پرسشها را صورتبندی نکند، دیگران این کار را خواهند کرد. مصلحتسنجی افراطی و پرهیز از ورود به نقاط حساس، عملاً میدان را به رسانههای رقیب واگذار میکند؛ رسانههایی که دقیقاً بر ابهامها سرمایهگذاری میکنند.
۵. روایت از بالا به پایین تا همدلی رسانهای
مسئله مهمتر، لحن و جایگاه سخنگویی است. هنوز بخشهایی از بازنماییها واجد نگاهی از بالا به پاییناند: گویی رسانه در مقام معلمی ایستاده که جامعه را خطاب قرار میدهد، نه بهعنوان عضوی از همان جامعه که میکوشد با آن فکر کند. رسانهای که خود را «رسانه مردم» میداند، باید بتواند: تردیدها و اضطرابهای عمومی را بازگو کند؛ نشان دهد که دغدغهها شنیده شدهاند و از زبان مشترک اجتماعی استفاده کند. همدلی رسانهای، شرط امکان اعتماد است.
۶. بحران زبان رسانهای
در نهایت، شاید بنیادیترین مسئله همین باشد: ما فاقد زبان پردازش رسانهای برای بحرانها هستیم. زبانِ رسمی، کلیشهای، شعاری یا بیش از حد حقوقی ـ امنیتی، نمیتواند نقش «توضیحدهنده واقعیت پیچیده» را ایفا کند. جامعه امروز با مفاهیم سادهسازیشده اقناع نمیشود؛ انتظار تحلیل دارد، روایت چندلایه میخواهد و خواستار دیدن فرآیند فهم است. در فقدان این زبان، حتی روایت درست نیز شنیده نمیشود.
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
در بزنگاههای تاریخی، رسانه اگر نتواند میدان روایت را طراحی کند، دیگران این کار را خواهند کرد. آنچه امروز بیش از هر چیز ضروری است، بازاندیشی جدی در منطق روایتپردازی رسانهای است: از سبکهای فرسوده به روایتهای زنده، از مونولوگ به گفتوگو، از حذف به چارچوببندی جامع، از احتیاط افراطی به شفافیت حرفهای، و از لحن اقتدارگرایانه به همدلی اقناعی.
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
ما یک خطای راهبردی در تبلیغ داشتیم و آن اینکه «تبلیغ خطابی» را جایگزین «زیست مشترک» با مردم کردیم.
یعنی گزارههای دینی را دائما از شبکههای تلویزیون و منبر و ... مستقیماً و مکرراً بیان کردیم؛ اما «زیست مشترک» یعنی همزیستی اخلاقی بلند مدت در زندگی روزمره در کنار مردم را فراموش کردیم.
شما الان تلویزیون را ببین ...
سمت خدا، محفل، معلی، عموروحانی، سخنرانیهای صبحگاهی، شبکه قرآن
در کنار اعزام مبلغ
رادیو معارف
تریبونهای نماز جمعه
و... (همه بیان دین به صورت لخت و مستقیم)
اما قدم زدن روزمره یک روحانی در محله و سلام کردن به کسبه و ...، اثر دیگری دارد.
سفری که به روسیه داشتم، یک امام جماعت در بزرگترین مسجد سن پترزبورگ توجه ما را به خود جلب کرد. اصالتا تاجیکی بود.
دو ساعت با او بودیم. یک گزاره دینی بیان نکرد! فقط ادب و متانت و تواضع و پذیرائی و ...
نهایتاً او را به حرف آوردیم. گفت ایران با این شکل و شیوه تبلیغی به سمت سکولاریسم میرود!
گفتیم: چرا؟
گفت: «شما گزارههای دینی را دائماً به مردم میگویید. در حالی که پیامبر فقط روز جمعه خطبهای داشت؛ اما در طول هفته با مردم زندگی میکرد.»
ارسالی مخاطبین
#ایران_قوی
#لبیک_یا_خامنه_ای
#عملیات_روانی
https://eitaa.com/mc10013
کانال معرف را به دوستان معرفی کنید