eitaa logo
معرف
1.1هزار دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
4.7هزار ویدیو
418 فایل
کانالی برای اساتید عزیز ما را با آدرس زیر به اساتید محترم معرفی کنید mc10013
مشاهده در ایتا
دانلود
●روایت های واشنگتن برای حافظه تهران 🖊مجتبی فرهنگ ●سردمداران کاخ سفید، خود را نه صرفاً سیاستمدار که نقشه‌کشانی برای واقعیت می‌دانند. آنها باور دارند هر ملتی بر روی نقشه ذهنی خاصی زندگی می‌کند؛ نقشه‌ای که مرزهایش را تاریخ، قهرمانانش را اسطوره‌ها و جهت‌نماهایش را روایت‌های جمعی تعیین می‌کند. طراحی های دشمن در یک سال اخیر، نمایش بی‌وقفه‌ای از کوشش برای بازطراحی نقشه ذهنی ایران بوده است. ●اقدامات ترامپ، تصادفی نیست. آنها حول یک طرح‌واره تفسیری منسجم می‌چرخند که هر رویداد را درون خود معنا می‌کند و هدف این است که روایت مقاومت با روایت پایداریِ شکست‌خورده جایگزین شود اما بخش قابل توجهی از حافظه جامعه ایران، دارای روایت‌های تاریخی و هویتی قدرتمندی هستند که در برابر این روایت‌سازی خارجی مقاومت می‌کنند. روایت‌هایی مانند: -نبرد ماراتون(اولین رویارویی ایران و یونان) -نبرد حران(نبرد مقاومت اشکانیان با امپراطوری روم) -درفش کاویانی(شورش علیه ضحاک) -قلعه الموت (نماد مقاومت اسماعیلیان در برابر سلجوقیان و مغولان) -دفاع مقدس -مدافعین حرم در جان مردم ریشه دارند که تردید در آنها از درون هنجارشکنی محسوب می‌شود. این روایت‌های در حافظه تاریخی مردم ایران، تعامل با آمریکا را نه مشروع، بلکه ادامه همان باز شدن سیاست‌های استعماری قدیم تفسیر می‌کند. ●روایت های واشنگتن بدنبال فشار حداکثری که منجر به تسلیم سریع یا انفجار از درون است اما فیلمنامه‌ جامعه ایران از جنس ژانر حماسه صبوری است. این روایت، فشار را نه رنجی بی‌معنا که هزینه ورود به باشگاه قدرتمندان مستقل و بهای گزینش راه سختِ خوداتکایی تفسیر می‌کند. ●بزرگ‌ترین مانع ترامپ در بازنویسی نقشه ذهنی ایران، بی‌اعتمادی ریشه‌دار جامعه ایران نسبت به آمریکا است. این بی‌اعتمادی، یک موضع سیاسی نیست؛ یک ژنوم تاریخی است. مانند خاکی که سال‌ها شوری به خود دیده و هر بذر خارجی را پس می‌زند. ●روایت نویسان باید امروز هر شوک و فشار حداکثری واشنگتن را به عنوان تزریق یادآورِ تاریخیِ دیگریمان در جامعه بازروایی کنند و امضای ژنتیکی غیرقابل اعتماد بودن آمریکا را پررنگ‌تر کند. امروزه حافظه جمعی ایران پر است از فصل‌هایی که ضحاک ها و ترامپ ها، در نقش یکی از همان قهرمانان منفی ظاهر شده است و می توانند بع بازتولید انسجام ملی ایران کمک نماید. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
19.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌐 دکتر مصطفی خوش چشم فهرست اهداف حمله به امارات را اعلام کرد: ۱. منطقۀ آزاد گمرکی فرودگاهی دبی ۲. هاب مالی دبی ۳. مرکز هاب بین‌المللی اینترنتی دبی ۴. سیلیکون اوسیس دبی ۵. منطقۀ جبل علی https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
🔎سه مسئله بنیادین آمریکا با ایران؛ از منطق تهدید تا برساخت دوگانه‌ «تسلیم/مذاکره یا جنگ/ویرانی» 🔻مقدمه تهدیدهای اخیر آمریکا علیه ایران—چه در قالب «دعوت به مذاکره» و چه در هیئت «هشدار به جنگ و ویرانی»—نه پدیده‌ای مقطعی، بلکه بازتاب یک تعارض عمیق هستی شناختی، تاریخی و ساختاری است. تجربه چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که مسئله آمریکا با ایران نه به یک پرونده خاص (هسته‌ای، موشکی یا منطقه‌ای) فروکاستنی است و نه با تغییر دولت‌ها در واشنگتن حل‌وفصل می‌شود. آنچه امروز در قالب «مذاکره یا جنگ» بازتولید می‌شود، در واقع صورت‌بندی رسانه‌ای و روانیِ سه مسئله بنیادین آمریکاست که را برای نظم مطلوب آمریکا به یک مسئله حل‌نشده تبدیل کرده است؛ 1⃣ چالش ژئوپلیتیک: ایرانِ بزرگ و هراس از عمق سرزمینی ـ منطقه‌ای نخستین چالش آمریکا با ایران، ژئوپلیتیک ایران است؛ کشوری با بالا، موقعیت چهارراهی در اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب، و دسترسی هم‌زمان به خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی و قفقاز. این ویژگی، ایران را به یک «» بدل کرده است؛ گره‌ای که اگر مستقل و فعال باقی بماند، مانع شکل‌گیری نظم امنیتی تک‌قطبی در غرب آسیا خواهد بود. 🔸از این منظر، هراس آمریکا صرفاً از «رفتار ایران» نیست، بلکه از خودِ ایرانِ یکپارچه است. به همین دلیل، ایده‌های آشکار و پنهانِ یا ، همواره در حاشیه سیاست‌های رسمی و غیررسمی آمریکا حضور داشته‌اند. ایران—از عراق و سوریه تا لبنان و یمن—در این چارچوب نه «ماجراجویی»، بلکه پیامد طبیعی وزن ژئوپلیتیکی ایران است؛ وزنی که آمریکا تلاش می‌کند آن را یا مهار کند یا بشکند. 2⃣ چالش استراتژیک: ایرانِ توانمند و هراس از قدرت بازدارنده دومین چالش، قدرت استراتژیک ایران است. ترکیب ، ظرفیت‌های هسته‌ای (حتی در سطح صلح‌آمیز و آستانه‌ای)، منابع عظیم نفت و گاز، و مهم‌تر از همه سرمایه انسانی آموزش‌دیده، ایران را به بازیگری تبدیل کرده که نه قابل حذف است و نه قابل نادیده‌گرفتن. 🔸 در این سطح، تهدیدهای آمریکا واجد یک تناقض درونی‌اند: از یک سو، ایران را «ضعیف و در حال فروپاشی» تصویر می‌کنند و از سوی دیگر، آن را چنان خطرناک می‌دانند که نیازمند تحریم حداکثری، و حتی تهدید نظامی است. این تناقض، خود نشانه هراس است؛ هراس از کشوری که توانسته بدون وابستگی امنیتی به آمریکا، نوعی بازدارندگی بومی ایجاد کند. از این منظر، «مذاکره» در گفتمان آمریکایی اغلب نه ابزار حل مسئله، بلکه ابزاری برای مؤلفه‌های قدرت ایران است. 3⃣ چالش ایدئولوژیک: ایرانِ معنابخش و هراس الگوی نفی سلطه اما عمیق‌ترین و پایدارترین چالش آمریکا با ایران، مسأله ایدئولوژیک است. ایران فقط یک دولت یا یک بازیگر منطقه‌ای نیست؛ حامل یک منظومه معنایی است که بر توحید، ، و در برابر هژمونی بنا شده است. این منظومه، ریشه در دین، تاریخ، فرهنگ و ذهنیت جمعی ایرانیان دارد و صرفاً محصول یک نظام سیاسی خاص نیست. 🔸مشکل آمریکا دقیقاً در همین‌جاست: ایران، ایده و امکان «زیستن خارج از نظم سلطه» را با تاب آوری توام با هزینه و پیشرفت به یک تجربه عینی تبدیل کرده است. این تجربه، اگرچه بی‌نقص نیست، اما از نظر نمادین خطرناک است؛ زیرا می‌تواند باشد. از این رو، جنگ آمریکا با ایران در این سطح، بیش از آنکه نظامی باشد، جنگ شناختی و معنایی است: تضعیف باور به امکان استقلال، تخریب اعتمادبه‌نفس تاریخی، و القای این گزاره که «راهی جز تسلیم وجود ندارد». 🔻حرف آخر؛ منطق تهدید، منطق ناتوانی در نهایت، دوگانه‌سازی «مذاکره یا جنگ» که این روزها از سوی آمریکا جهت به زانو در آوردن ایران اسلامی برجسته می‌شود، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه است. آمریکا با ایرانی مواجه است که نه می‌تواند آن را حذف کند، نه مهار کامل، و نه در نظم مطلوب خود حل‌وفصل نماید. از همین رو، تهدید، فشار روانی، عملیات رسانه‌ای و ، جایگزین راه‌حل واقعی شده‌اند. 🔸درک این واقعیت برای ایران حیاتی است: مسئله اصلی، صرفاً پاسخ به یک تهدید مقطعی یا ورود به یک مذاکره تاکتیکی نیست، بلکه مدیریت یک تعارض ساختاری بلندمدت است. تعارضی که تا زمانی که ایران، ایران بماند—با وسعتش، توانش و معنایش—ادامه خواهد داشت. ✍علیرضامحمدلو https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
سلاحِ مختل کننده عزمِ ملی 🖊مجتبی فرهنگ دیروز یکی از دوستان در گفت و گوی با یکی از اهالی بازار به او می گوید که آقا جنگ میشه یا نه؟ من چاپخانه تولید تقویم و سر رسید دارم و چند وقتی است به خاطر اینکه نمی دونم میخواد جنگ بشه یا نه، تولیدات مان را متوقف کرده ام. با شنیدن این دیالوگ اجتماعی، آن لحظه شاهد اثراتی از نخستین ترکِ بر عزم ملی در ذهنم شکل گرفت؛ ترکی که نه با موشک، که با روایت ایجاد شده بود. ●روایت سلاحی سرد که نه پوست که روح جامعه را هدف می‌گیرد. آنها، مهندسان این میدان نبرد نامرئی، استادانه کار می‌کنند. برای هر هدف، قصه‌ای می‌بافند. می‌خواهند بیافرینند؟ روایت «ضعف» و «تحریم‌های فلج‌کننده» را در تاروپود روزمره می‌تنند، تا همانند آن بازاری، «فردا» در ذهن ها محو شود. می‌خواهند تسلیم را القا کنند؟ روایت «شکست ناگزیر» و «برتری بی‌چون و چرای دشمن» را همچون مهری سنگین بر اراده جامعه فرو می‌بارند. می‌خواهند عزم ملی را بفرسایند؟ حمله را به باورهای مشترک و افتخارات جمعی ترجیح می‌دهند. تمام اینها، برای ایجاد «شنل تردید» بر شانه‌های یک ملت است. این یک تئوری محض نیست. ردپای آن را در عینیت های گذشته و قدیمی می‌توان جست: ●آیا قانون عفاف و حجاب با موانع اجتماعی روبرو نشده است؟ بخشی از پاسخ را در روایتِ مسلطِ شناختی جستجو کنید که پیش از هر بحث منطقی، یک سد شناختی در اذهان ایجاد کرد. ●یادتان می‌آید ماجرای بستنی میهن را؟ یک روایت عجیب و دروغین درباره کامیون‌های بستنی حامل نیروی بسیج، چنان آتشِ بیزاری را برافروخت که موج تحریم خودخواسته یک کالای ملی را رقم زد. قدرت روایت، از منطق پیشی گرفت. ●یا کارزار اعدام قاچاقچیان در زمان آقای لاریجانی؟ روایت مسلط در برخی محافل بین‌المللی و داخلی، چنان بر وحشیانه بودن اعدام متمرکز شد که موفق شد توجه را از جنایت سازمان‌یافته منحرف و دامنه مجازات را به شدت محدود کند. گویی روایت، جلاد قانون شد. ●نگاهی به گزارش اندیشکده CSS در سال ۲۰۲۰ بیندازید. آنها با روایت، موفق شدند بزرگترین کارزار بین‌المللی ضدسدسازی در ایالت کالیفرنیا را هدایت کنند و اینگونه کلمات، از بولدوزرها قدرتمندتر شدند. ●هانس هانسن، وکیل تگزاسی، او در سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۶، نه با انقلاب، که با بازروایت جنایت‌های متهمان محکوم به اعدام ، توانست افکار عمومی را چنان تغییر دهد که از اعدام بیش از صد مجرم مسلم جلوگیری کند. او مرز واقعیت و روایت را محو کرد. ●پس اینجا، در میدانی خاموش، جنگ است. دشمن نه لزوماً با سلاح گرم، که با اسلحه روایت می‌آید تا روحیه، انسجام و اراده ما را نشانه رود. ترامپ، تنها یک از این مکانیسم است؛ صدایی بلند که نشان داد چگونه یک توئیت می‌تواند بازاری در تهران را به لرزه درآورد. ●چه باید کرد؟ جامعه‌ای که سواد روایت داشته باشد، می‌داند هر خبری، فقط یک قالب روایی از واقعیت است، نه خودِ تمام واقعیت. می‌آموزد که روایت‌های مهاجم را تشخیص، تفکیک و خنثی کند. اما دفاع کافی نیست. باید به ساخت روایت‌های آفندی روی آورد: روایت‌های قدرتمند، جذاب و مبتنی بر واقعیت‌های اصیل خودمان که بتواند در برابر طوفان روایی دشمن، همچون سدی محکم بایستد و فضای ذهنی جامعه را ایمن کند. باید قصه‌گویان خوبی برای سرزمین خود باشیم، پیش از آنکه دیگران، قصه‌هایشان را بر ما تحمیل کنند. امروز، بزرگترین میدان نبرد، نه مرزهای جغرافیایی، که حافظه جمعی و تخیل آینده‌ساز ماست. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید