eitaa logo
معرف
1.1هزار دنبال‌کننده
8هزار عکس
5.4هزار ویدیو
448 فایل
کانالی برای اساتید عزیز ما را با آدرس زیر به اساتید محترم معرفی کنید mc10013
مشاهده در ایتا
دانلود
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥ویدیو / ورود بزرگترین جریان ثروت به خلیج فارس در غیاب ایران 🔻 تحلیل فرید زکریا از دگرگونی در منطقه خلیج فارس را ببینید (05:53 دقیقه) https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
23.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸️️🚨 | قدرت مخوف و ویرانگر موشکی ایران؛ معرفی ۱۰ مورد از مخوف‌ترین موشک‌های ایرانی به زبان انگلیسی... وستانیوز https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
🔻تحلیل اجتماعیِ پیمایش حجاب-۱ مهدی جمشیدی ۱. این‌که «چهل درصد» از مکشفه‌ها در «پیش از تیرماه سال گذشته» کشف حجاب کرده‌اند (مطابق آمار پژوهشکدۀ باقرالعلوم که وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است)، نشان‌گر این حقیقت است که «موج» و «شیب» کشف حجاب به‌صورت جدی و گسترده در دورۀ پیشااغتشاش، آغاز شده بوده و «روند خطی» و «سیر فزاینده» شکل گرفته بوده و حادثۀ مرگ مهسا امینی، فقط یک «زمینۀ تشدیدکننده» بوده است. تشدیدکنندگیِ آن نیز آنچنان برجسته نبوده، بلکه در اثر اهمال‌کاری مسئولان در اِعمال اقتدار و اجرای قانون در دورۀ پیشااغتشاش، مسیر طبیعی پدید آمده بود و مکشفه‌ها احساس نمی‌کردند که مسئولان، قاطعیتی برای مواجهه دارند. این چهل درصد، میوۀ تلخ اغتشاش نیستند، بلکه اینان اغتشاش آفریدند یا با آن همراه شدند. ۲. این در حالی است که ما به «شصت درصدِ پسااغتشاش»، اعتنا می‌کنیم اما از «چهل درصدِ پیشااغتشاش» غافلیم. به نظرم مسألۀ اصلی، آن چهل درصدِ پیشینی است که توانسته «بدون اغتشاش» - که آکنده از حس و حرارت و هیجان و روایت بود - پیش برود. اگر بتوان آن شصت درصد را به اغتشاش نسبت داد، دربارۀ این چهل درصد چه باید گفت؟ این عدد بر اساس که «منطق اجتماعی» به تحقق پیوسته است؟ کدام «نیروی پیشران»، کشف حجاب را در دورۀ پیشااغتشاش تا مرز چهل درصد سوق داده است؟ من در تحلیل‌های گذشته‌ام به این واقعیت تصریح کرده بودم که باید سال‌های آغازینِ دهۀ نود را «نقطۀ عطف» نسبت به حجاب دانست و «موج جدید» را به آن نسبت داد و اتفاق‌های امروز را در اتصال و همبستگی با این گذشتۀ تبیین‌گر، فهم کرد، نه این‌که چند تخلف موردی و اندک گشت ارشاد را در سال‌های اخیر، اصل و اساس انگاشت و یا حادثۀ مرگ مهسا امینی را گرانیگاه قلمداد کرد. رگه‌ها و ریشه‌ها به «خُرده‌رویدادها»یی باز می‌گردد که از آغاز دهۀ نود توسط رسانه‌های فارسی‌زبان و دنبالۀ داخلی آنها در جریان اصلاحات، به‌تدریج صورت‌بندی شدند و یک «سیر نامحسوس» را پدید آورند. این سیر، به یک «کلان‌رویداد» نیاز داشت؛ یک حادثۀ تلخ و بسیج‌گر و احساسی که در اثر انفجار آن، هم نقص شصت درصدیِ خود را جبران کند و هم با شرمنده‌سازی حاکمیت، به خود رسمیت بدهد. ۳. در طول ماه‌های تیر و مرداد و شهریور، سیر کشف حجاب حدود «سه درصد» بوده اما در مهرماه به «بیست درصد» می‌رسد. این عدد، در هیچ‌یک از ماه‌های بعدی نیز تکرار نمی‌شود. پس قلۀ اقدام به کشف حجاب، معطوف به «مهرماه» بوده است. اما چرا مهرماه؟! روند کشف حجاب، می‌توانست به صورت متوازن میان ماه‌ها توزیع شود و در هر ماه، جمعی به مکشفه‌ها افزوده شوند، و یا می‌توانست ناگهان پس از اغتشاش و مرگ مهسا امینی، حالت هیجانی و انفجاری به خود بگیرد و ظهور یابد، اما حدود «سه ماه» طول کشیده تا تمایل بیست درصدی شکل بگیرد و این تمایل نیز در هیچ‌یک از ماه‎‌های بعدی نیز تکرار نشده است. یک فرض این است که این عدد بزرگ را به بازگشایی دانشگاه‌ها و مدارس نسبت بدهیم و بگوییم این دو بستر، زمینۀ هم‌افزایی و ظهور حداکثری را به‌صورت ضربتی فراهم کردند. فرض دیگر این است که گفته شود زنانِ مایل به کشف حجاب که تصمیم قطعی برای کشف حجاب داشتند، از نظر احتمال مواجهۀ حاکمیت، دچار تردید بودند، اما در این فرصت سه ماهه - که آمیخته با تعلل و بی‌عملی مسئولان بود - یقین پیدا کردند که حاکمیت، دیگر انگیزه و توانی برای برخورد ندارد و با سکوت رفتاری خویش، شرایط جدید را پذیرفته است. ۴. در اردیبهشت ماه، آمار اقدام به کشف حجاب به عدد «هفت‌دهم درصد» می‌رسد که کمترین میزان در مقایسه با همۀ ماه‌های گذشته است. تنها اتفاقی که می‌تونسته سرچشمۀ این افول ناگهانی و بی‌سابقه باشد، تهدید سردار رادان به اجرای قانون حجاب بوده است. این امر نشان می‌دهد که حاکمیت، همچنان از اقتدار برخوردار است و چنانچه «سخن مقتدارنه» بگوید - و اندکی نیز «قدرتِ» خویش را به رخ بکشد - گره گشوده خواهد شد و نه‌تنها روند پیشرونده، متوقف خواهد شد، بلکه بساط کشف حجاب و برهنگی نیز جمع خواهد شد. در واقع، چشم مکشفه‌ها به «رفتار حاکمیت» است و بر اساس آن، رفتار خود را تعریف و بازتعریف می‌کنند. ازاین‌رو، روندها و سیرهای اجتماعی در این لایه، به سستی یا قوّتِ «گفتارهای حاکمیتی» وابسته است. متأسفانه «ضعف گفتاری» در ادبیات رسمیِ مسئولان، «اقتدار حاکمیت» را تا اندازه‌ای مخدوش کرده است و باید از طریق جدّیّت و غلظت بخشیدن به گفتارهای رسمی، گذشته را جبران کرد. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
🔻تحلیل اجتماعیِ پیمایش حجاب-۲ مهدی جمشیدی ۱. «مرد بی‌غیرت»، بدن ناموسش را به «نگاه‌های حریص خیابانی»، می‌فروشد و آسوده‌خاطر است. بی‌رگ و بی‌تفاوت است. از «نمایش بدن زنش»، رنج نمی‌برد. «لذت دیدن زنش»، فقط برای خودش نیست، بلکه مردان دیگر نیز مجاز به بهره‌برداری بصری از زنش هستند. مرد بی‌غیرت، «مردانگی اخلاقی» ندارد. ۲. عدد «هفتاد درصد» نشان می‌دهد که «کم‌عفتی زن»، قرین و هم‌نشین «کم‌غیرتی مرد» است. مکمل و‌ متمم یکدیگرند. هم‌افزایی در فساد اجتماعی دارند.‌ مکشفه‌ها، «چراغ سبز شوهران‌»شان را دیده‌اند که در خیابان، بدن‌نمایی می‌کنند. از سایه‌ی حضور «مرد غیرت‌مند» در زندگی‌شان، محروم هستند و به حال خود «رها» شده‌اند. ۳. بنابراین، مشکل ما فقط «بی‌حجابی» نیست. روی دیگر سکه، «بی‌غیرتی» است. بی‌غیرتی مرد، خود را در خیابان نشان نمی‌دهد، بلکه در قالب بی‌حجابی زن، نمایان می‌شود. بی‌حجابی زن، دو ریشه دارد؛ یکی نقص در عفت خودش و دیگری نقص در غیرت مرد. بااین‌حال، چون فقط بی‌حجابی مشهود است، «طرح حجاب» می‌نویسیم نه «طرح غیرت». ۴. شبکه‌ی تلویزیونی «من‌وتو» به‌عنوان گرانیگاه «عادی‌سازی سبک زندگی غربی»، سال‌ها بر تغییر الگوها و ارزش‌های معطوف به «امر جنسی»، متمرکز بود. «زندگی روزمره» را از «سیاست»، مهم‌تر انگاشت و مخاطب را با لذت‌های سبک زندگی غربی، وسوسه کرد. آن‌قدر گفت و نمایش داد و حس ایجاد کرد، تا مخاطب تحریک و‌ تهییج شد. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
🔻تحلیل اجتماعیِ پیمایش حجاب-۳ مهدی جمشیدی ۱. ضعف در «معرفت دینی»، جدی است. ندانستن‌ها و تزلز‌ل‌های شناختی در زمینه‌ی «دینی‌بودن حجاب»، بیش از مخالفت‌های آگاهانه است. حجاب به عنوان یک ارزش قطعی اسلامی، تثبیت نشده است و ذهن‌های اکثریت افراد نسبت به خاستگاه و ریشه‌ی اسلامی آن، شناخت ندارند. میان «ندانستن» حکم شرع و «برنتابیدن» آن تفاوت وجود دارد. ۲. البته چه‌بسا افرادی برای رهاساختن خود از ورطه‌ی تعارض «ادعای دین‌داری» با «مخالفت با حکم خدا»، در اصل دینی‌بودن حکم حجاب، تردید روا دارند. به‌بیان‌دیگر، شاید موقعیت دوگانگی نسبت به دین، بعضی را وادار کند که به جای ملامت خود، حجاب را نظر و حکم خدا معرفی نکنند تا این طریق، عصیان‌شان را «توجیه» کنند. ۳. «فهمیدن» این‌که حجاب، حکم خداست، کار دشواری نیست؛ به‌خصوص که در جامعه‌ای اسلامی، دسترسی‌های فراوانی برای «شناخت» وجود دارد. اما مسأله این است که دین در فلسفه‌ی زندگی اینان به «حاشیه» رفته است. بی‌حجابی به‌عنوان یکی از نمودهای «سبک زندگی» اینان، از اندک‌انگاری دین در «فلسفه‌ی زندگی» برمی‌خیزد. ۴. همچنین «روحانیان لیبرال»، نقش تخریبی مهمی را در «بی‌ثبات‌سازی جنبه‌ی شرعی حجاب» ایفا کردند. این ادبیات تجدیدنظرطلبانه، «قداست» و «قطعیت» حجاب را در برخی ذهنیت‌ها فرسود و‌ «زمینه‌ی فکری» عبور از آن را فراهم کرد. پیش از این مباحث فقهی و تفسیری بازاندیشانه، حجاب در تصور توده‌ها، «منزلت جزمی» داشت. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خبرنگار رژیم صهیونیستی در شبکه اینترنشنال: 🔺ردپای تهران در اتفاقات درون اسرائیل دیده می‌شود! 🔺گروه مقاومت فلسطین، پیشرفت‌های بسیاری داشتند که تنها با آموزش‌های جمهوری اسلامی چنین پیشرفت‌هایی امکان‌پذیر است! https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 افشاگری عضو سابق منافقین در پخش زنده بی‌بی‌سی و تلاش مجری برنامه برای قطع سخنان وی در دفاع از این گروهک تروریستی! 💢 حسن حیرانی، عضو سابق گروهک منافقین: مجاهدین یک گروهک تروریستی است که مبارزه مسلحانه و شکنجه را در دستور کار خود دارد؛ آن‌ها مرا زندانی کردند.... 💢 مجری بی بی سی: آقای حیرانی برنامه راجع به شخص شما نیست! https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
در پاریس و آلبانی چه خبر است؟ (1) دوست تاریخ‌دانی می‌گفت، برای تبیین یک تحول مهم مثل انقلاب بزرگ اسلامی در ایران یا انقلاب کبیر فرانسه، نمی‌شود از همان روز یا بعضا حتی سالی شروع کرد که تحول در آن رخ داده است. به عبارتی وقتی می‌خواهیم انقلاب 1789 فرانسه را تبیین و چگونگی وقوعش را به تحلیل بنشینیم، نباید سراغ همان چند روز آخر منتهی به انقلاب یا حتی تحولات سال 1789 برویم بلکه باید به تحولات داخلی و حتی خارجی پیرامون این انقلاب از 10 سال قبل رجوع کنیم. می‌خواست بگوید، وقوع برخی تحولات به ویژه وقتی آن تحول «مهم» است، نتیجه فعل و انفعالات و تحولاتی است که از مدت‌ها قبل رخ داده‌اند و چه بسا در نگاه اول، ارتباطی با آن واقعه هم نداشته باشند. امروز تحولات بسیار مهمی در منطقه و حتی در دنیا رخ داده و در حال رخ دادن هستند که نتیجه اتفاقات مهمی مثل جنگ بزرگ روسیه و آمریکا در اوکراین است. امروز اتفاقی به بزرگی چرخش کشورهای عربی منطقه به سمت ایران رخ داده که بخشی از آن نتیجه اتفاق مهمی است که در 23 شهریور 98 در شرق عربستان بین این کشور و انصارالله یمن رخ داد! کمی ریزتر هم می‌شود شد و می‌توان ریشه‌های تحولاتی را که امروز در پاریس یا آلبانی در جریان است را، در برخی تحولات مربوط به 22 ماه اخیر دید. یعنی زمانی که آقای رئیسی به قدرت رسید و سکان هدایت این کشور را از دستان کسانی خارج کرد که در دوران مسئولیت‌شان، روابط ایران و کشورهای همسایه، به تیره‌ترین نقطه رسید. آن‌قدر تیره که صحبت از تاسیس ناتوی عربی-با هدف مقابل هم قرار دادن اعراب و ایران- به میان آمد. با این مقدمه برویم سراغ برخی تحولات طی ماه‌ها یا سال‌های اخیر. این اخبار را که در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند را کنار هم ببینید: الف- همان‌طور که ‌اشاره شد، یکی از این تحولات مهم، جنگ اوکراین است که ‌شانزده‌ ماهه شده و از قرار معلوم و به گفته صدر اعظم آلمان، قرار نیست حالا حالاها تمام شود. درباره خسارات این جنگ به دو طرف، گزارش‌های متعددی منتشر شده است و تقریبا کسی نیست که از تبعات اقتصادی و اجتماعی این جنگ به‌ویژه برای غرب آگاهی نداشته باشد. شاید هیچ استراتژیست غربی یا روسی تصور نمی‌کرد، جنگ این قدر طولانی شود و این‌همه خسارت در همه حوزه‌ها وارد کند. به عنوان مثال حدود 4 ماه پیش اعلام شد، غرب در حوزه انرژی مجبور شده چیزی بالغ بر یک تریلیون دلار- فقط یارانه- به مردم بدهد و شرکت‌های اروپایی نیز همین میزان خسارت را متحمل شده‌اند. اوکراین نیز حدود یک‌تریلیون دلار نیاز دارد تا بتواند ویرانی‌ها را جبران کند. این آمار و ارقام که تا کنون به 3 تریلیون دلار رسیده، مربوط به 4 ماه گذشته است! یک بار دیگر به اعداد نگاه کنید! به اظهارات پریروز دبیرکل ناتو هم دقت کنید: «انبار مهماتمان خالی شده است.» یا گزارش ‌اشپیگل که نوشته، فقط و فقط 20هزار گلوله توپ برایمان باقیمانده است. یا گزارش اخیر نشریه معتبر اکونومیست درباره مرگ دست‌کم 68 نفر در اروپا در زمستانی که گذشت، زمستانی که نسبت به زمستان‌های قبل اروپا، گرم بود! همین‌طور گزارش‌هایی از رواج خوردن غذای حیوانات یا غذاهای تاریخ مصرف گذشته در کشورهایی مثل انگلیس و یا به گزارش‌های متعددی که از تاثیر بحران‌های اقتصادی بر سبک زندگی اروپایی‌ها منتشر شده است. حالا کمی به سفر برخی رهبران اروپایی به چین بیندیشید. تحلیل‌هایی مثل تحلیلِ سفر فروردین‌ماه ماکرون به پکن که باعث خشم آمریکایی‌ها شد. همین‌طور سفر مقامات آلمانی به این کشور و این اواخر سفر وزیر خارجه آمریکا به پکن که به گفته ژنرال مک مستر «از سر ضعف بود.» همه این تحولات و سفرها حول یک چیز می‌چرخیدند: «اوضاع اقتصادی نابسامان غرب». یعنی غربی‌ها برای عبور از بحران اقتصادی حاصل از جنگ طولانی اوکراین، وارد فاز تازه‌ای شده‌اند. برخی از آنها مثل رئیس‌جمهور فرانسه حتی از لزوم استقلال اروپا از آمریکا در حوزه‌های امنیتی و نظامی می‌گویند. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
در پاریس و آلبانی چه خبر است؟ (2) ب- خبرهای متعدد و غیررسمی نیز درباره مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شده که به تعداد انتشار، تکذیب شده‌اند. این خبرها هم قابل تامل هستند. به رغم تکذیب‌ها اما این‌گونه اخبار همچنان در سطح وسیعی - چه در داخل و چه در خارج- در حال انتشار است. ما هم میزان صحت این اخبار را نمی‌دانیم اما چکیده این اخبار می‌گوید، ایران و غرب به توافقاتی دست یافته‌اند-یا در حال دست یافتن هستند- و حوزه این توافقات را نیز، مسئله هسته‌ای، تبادل زندانیان، پول‌های بلوکه شده ایران و.....می‌گویند. همین‌جا به خبر مربوط به گفت‌و‌گوی تلفنی آقای رئیسی و ماکرون، رؤسای جمهور ایران و فرانسه هم باید توجه داشت. طبق اخباری که از این گفت‌و‌گو منتشر شده، طرفین چیزی بالغ بر 90 دقیقه با یکدیگر صحبت کرده و بحث‌های مهم و جدی بینشان رد و بدل شده است. همین‌جا کمی مکث کنیم. حالا شما بفرمایید: «آیا آنچه دیروز در پاریس برای گروه‌های تروریستی رخ داد نمی‌تواند به این گفت‌و‌گوی تلفنی مرتبط باشد؟ آنچه در آلبانی برای این گروه تروریستی رخ داد چطور؟» داریم تلاش می‌کنیم، ارتباط به تحولات با یکدیگر را پیدا کنیم. ج- گزارش‌های رسمی که هر از چندگاهی از منابع معتبر غربی یا داخلی در حوزه اقتصاد ایران منتشر می‌شود را هم باید کنار این تحلیل‌ها دید. گزارش‌هایی که از افزایش تولید نفت ایران، رشد اقتصادی کشورمان، آزاد شدن دارایی‌های بلوکه شده، احیاء پروژه‌های مُرده و نیمه مُرده، تک‌رقمی شدن نرخ بیکاری در برخی استان‌ها، عضویت کشورمان در سازمان ‌شانگ‌های، عضویت دائم ایران در اتحادیه برن و همین روزها، عضویت در گروه بریکس، سیاست در حال جهانی شدن دلارزدایی و....خبر می‌دهند. د- شاید یکی از مؤثرترین این تحولات، احیاء روابط ایران با کشورهای همسایه است. بنا به دلایلی از ذکر منابع جملات بعدی معذوریم. اطلاعات دقیقی که به دست ما رسیده نشان می‌دهد، تحولات یمن، ناامیدی از حمایت‌های غرب، هزینه‌های سنگین سرشاخ شدن با ایران قوی در کنار برخی میانجیگری‌ها، در احیاء این روابط نقش مهمی داشته‌اند و یکی از سران کشورهای مهم عربی اعلام کرده از 40 سال تنش پرهزینه خسته شده‌ایم و به ما اثبات شده، اگر غرب بین منافع ما و منافع خود در مواجهه با قدرتی مثل ایران مجبور به انتخاب باشد، منافع خود را برخواهد گزید. از دل این آشتی و تحولاتی که به گوشه‌ای از آنها ‌اشاره کردیم، آشتی اعراب با سوریه، چرخش مصر و به تبع آن چرخش سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس به سمت ایران هم زاییده شده است. موضوعی که غرب، بیش از 40 سال برایش هزینه کرده و زحمت کشیده بود، در حال «هوا» شدن است. وقتی این تحولات را کنار هم می‌گذاریم، مسائل زیادی روشن می‌شود. در حوزه سیاست خارجی و منطقه‌ای، به فضل الهی و تلنگر حساب‌شده‌ای که ایران در برخی حوزه‌ها زده، اوضاع نسبتا خوبی داریم. در حوزه نظامی نیز اتفاقات مهمی طی ماه‌های گذشته رخ داده که یکی از آنها، رونمایی از موشک ‌هایپرسونیک است. چنین رویکردی باعث تولید قدرت و افزایش جایگاه می‌شود. وقتی کشوری جایگاهش را پس گرفت و به اقتدار منطقه‌ای‌اش افزود، شنیدن یورش به لانه تروریست‌ها در آلبانی از سوی نظامیان آلبانی یا مفتضح شدن همین تروریست‌ها در آن یکی لانه یعنی در پاریس، نباید تعجب‌برانگیز باشد. خبرهای تعجب‌برانگیز هنوز منتشر نشده است! https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
باور مومنانه شهید چمران کجا؟ نفاق غربگرایان کجا؟(1) روزنامه غربگرای شرق، ضمن تلاش برای مصادره شهید چمران به مطلوب خود، خطاب به نیروهای انقلابی نوشت: شما چه نسبتی با چمران دارید؟ نویسنده شرق نوشته است: این روزها که شهر پر شده از تصاویر او، من که سالیان سال است شیفته‌اش بودم، احساسی توأم با غم و شادی دارم. تضادی از شادی پیچیدن نام معشوق در میان شهر و این غم که نام او توسط کسانی بر سر دست گرفته شده که نسبتی با مرام او ندارند. «مصطفی چمران» شیفته مردی بود که آیت‌الله مصباح، پدر معنوی برخی‌ها او را دارای «انحرافات ریشه‌ای» می‌خواند. مصطفی بر سر مزار شریعتی برایش خواند: «ای علی! دینداران متعصب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غرب‌زدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند». و آیت‌الله مصباح درباره او گفت: «با همان نگاه اول به آثار او متوجه شدم شریعتی انحرافات ریشه‌ای دارد» این نگاه درباره دکتر شریعتی مبنای اختلافی بود که میان آیت‌الله بهشتی و مصباح یزدی در دهه اول انقلاب هم بود. شرق می‌افزاید: این روزها کسانی از چمران حرف می‌زنند که هیچ نسبت فکری با او و ‌اندیشه‌هایش ندارند. تنها تصویر او را می‌خواهند نه مرام و ‌اندیشه او را. سال 96 برای منکوب‌کردن رقیب خود در انتخابات، سخنرانی چمران در مجلس را که مخالف اعدام افسران ارتش بود، به‌طور گسترده پخش کردند؛ اما همان‌ها سال گذشته در مجلس نامه نوشتند و خواهان اعدام همه معترضان شدند. این تفکر چه نسبتی با «مصطفی» دارد؟ اگر برای چمران، شریعتی الهام‌بخش روحش بود، برای من تضادهای درونی چمران الهام‌بخش بود. مردان بزرگ همیشه سرشار از تضاد خاص بودند. تضاد‌هایی که انسان را به حیرت وا می‌دارد. راست گفت مولانا که: کار پاکان را قیاس از خود مگیر‌/ گرچه باشد در نوشتن شیر شیر. مردان بزرگ گِل وجودشان تبدیل به گُل می‌شود. در درون مصطفی چه می‌گذشت که زندگی راحت و آرام و حتی تأثیرگذار در آمریکا را رها می‌کند و سر از محله‌های محروم لبنان در‌می‌آورد؟ آن لحظه که تصمیم گرفت یکی از بزرگ‌ترین مراکز تحقیقاتی آمریکا و زن و فرزندش را رها کند، چه اتفاقی درونش افتاد؟ گاهی مقایسه می‌کنم میان کسانی که حتی برای گرفتن یک ‌گرین‌کارت که نه، ویزای استرالیا حاضرند هزار نسبت ناروا به سروته خودشان ببندند، دچار حیرت می‌شود. یک‌سو آدم‌هایی را می‌بینی که در بهترین حالت، ادعای مبارزه دارند و به محض دریافت ویزای فلان کشور، ناپدید می‌شوند و یک‌سو آدم‌هایی که ‌گرین‌کارت آمریکا که نه، حتی زن و فرزندانشان را که با تمام وجود دوستشان دارند، بر سر بازار عاشقی با خدا معامله می‌کنند. شرق در پایان نوشت: مصطفای جان مناجاتی دارد بسیار روح‌نواز و خواندنی. این بخش از آنکه حکایت دردهای روزگار ماست، در سالروز شهادتش تقدیم شما: «خدایا! خسته و دل‌شکسته‌ام، مظلوم از ظلم تاریخ، پژمرده از جهل و اجتماع ناتوان در مقابل توفان حوادث، ناامید در برابر افق مبهم و مجهول، تنها، بی‌کس، فقیر در کویر سوزان زندگی، محبوس در زندان آهنین حیات. دل غم‌زده و دردمندم آرزوی آزادی می‌کند و روح پژمرده‌ام خواهش پرواز دارد، تا از این غربتکده سیاه، ردای خود را به وادی عدم بکشاند و از بار هستی برهد و در عالم نیستی فقط با خدای خود به وحدت برسد». https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
باور مومنانه شهید چمران کجا؟ نفاق غربگرایان کجا؟(2) متن مغالطه‌آمیز شرق در حالی است که شهید چمران، برخلاف عناصر منافق غربگرا و استحاله شده، از بن دندان به احکام اسلامی، جمهوری اسلامی و ولایت فقیه ایمان داشت و جان گرامی خود را هم فدای دفاع از این حریم مقدس کرد. او همچنین، مرزبندی صریح با همه گروهک‌های التقاطی داشت که خود را همراه انقلابی جا می‌زدند. شهید چمران هرگز نگفت آمریکا قابل اعتماد، و امضای وزیر خارجه آن تضمین است و برای رونق اقتصاد کشور باید کاسه گدایی مقابل آمریکا و انگلیس دست گرفت. چنان ایمان قوی‌ای داشت که در همان ما‌ه‌های ابتدایی شروع جنگ تحمیلی و ‌اشغال خاک کشور از سوی رژیم صدام، با دست خالی به جبهه‌ها شتافت. او نه اهل ترویج اباحیگری بر سر احکام اسلامی بود، و نه کمترین باوری داشت که باید به دشمن باج داد و امنیت و رونق اقتصادی خرید. شخصیتی چنین انقلابی و معتقد به جمهوری اسلامی کجا؟ و التقاطی‌های لانه کرده در امثال روزنامه شرق کجا؟ شرق ضمنا توضیح نمی‌دهد که ‌گرین‌کارت بگیر‌ها و پناهندگی‌طلبان از غرب، هم‌طیفان خود آنها در رسانه‌های زنجیره‌ای هستند. کسانی مثل عضو شورای سردبیری شرق‌(ف. روستایی)، سردبیر متواری آفتاب یزد و معاون متواری وزیر ارشاد خاتمی که سر از صدای آمریکا و ایران اینتر‌نشنال و اردوگاه‌های بیگاری گروهک‌های ضد انقلاب در آوردند. با همه آنچه گفته شد، روشن است که از اختلاف نظر محتمل میان افراد صادق در درون جبهه انقلاب، قطعا نمی‌توان درستی وطن‌فروشی و تطهیر خیانت‌های غرب را که ماموریت غربگرایان است، نتیجه گرفت. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید
انسان بی‌قراری که معجزه ابَرمرد تاریخ را درک کرد(1) دفتر پژوهش‌های مؤسسه کیهان 24 مرداد 1358: حملات بی‌سابقه‌ای که به شهر پاوه آغاز شده بود، در نیمه‌های شب به اوج خود رسید و فردای آن روز نیز به‌شدت ادامه یافت. دکتر مصطفی چمران و تیمسار فلاحی (فرمانده نیروی زمینی ارتش) وقتی به پاوه رسیدند، شهر در آستانه سقوط قرار داشت. بالگرد آنها در حالی که از هر طرف بر آن گلوله می‌بارید، بر زمین نشست. شهر در اختیار ضدانقلاب بود و تنها پایگاه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی اصغر وصالی مقاومت می‌کرد‌، در حالی که از 60 پاسدار آن، فقط 16 نفر باقی مانده و 6-7 نفر آنها هم مجروح شده و بقیه خسته از مقابله‌ای نابرابر و ناجوانمردانه یک‌هفته‌ای، دل‌شکسته و گرسنه و زخمی در سخت‌ترین شرایط همچنان به مقاومت خود ادامه می‌دادند و اینک حضور دکتر چمران برایشان قوت قلب و نقطه اتکای محکمی بود. دکتر چمران معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب بود و با روشن شدن نخستین آتش‌های تجزیه‌طلبی در کردستان راهی این دیار شد. ابتدا بر این باور بود که مسائل با مذاکره قابل حل است و روزها با طبقات و اقشار مختلف مردم کرد در مریوان به صحبت نشست و با سران کرد مذاکره کرد و حتی به توافقاتی هم دست یافت. اما به تدریج متوجه شد که سرنخ آشوب‌ها و شورش‌ها در دست گروهک‌هایی است که حاصل کار ده‌‌ساله صهیونیست‌ها و نفوذ سیاسی و نظامی‌شان در آن منطقه به‌شمار می‌آیند. بنا به اسناد ساواک، سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) براساس پیمان‌های خود با شاه تحت عناوین «کریستال» و «نیزه سه‌سر»، پایگاه‌های متعددی را در کردستان ایران و عراق برپا ساخت، نقشه‌های دور و درازی برای این منطقه مهم داشت و قرار نبود با مسالمت و مذاکره از میدان به در رود. با کوله‌باری از تجربه مبارزه با اسرائیل دکتر چمران رژیم صهیونیستی را به خوبی می‌شناخت و سال‌ها مبارزه با اسرائیل را با همه وجودش تجربه کرده بود. او در مصر دوران جمال عبدالناصر‌، اولین پایگاه‌های آموزش مبارزه مسلحانه علیه اسرائیل را ایجاد کرد و ضمن آموزش به جوانان مسلمان، خود نیز سخت‌ترین دوره‌های چریکی را همراه خبره‌ترین کماندوها و چریک‌های عرب گذراند. شهید چمران در لبنان هم ایجاد پایگاه‌های آموزش نظامی را ادامه داد و به همراه امام موسی صدر، مقاومت علیه اسرائیل را تحت عنوان «جنبش امل» بنیان گذاشت که در واقع زمینه‌ها و ریشه‌های حزب‌الله امروز لبنان محسوب می‌شود. حماسه‌هایی که چمران و جنبش مقاومت شیعیان لبنان علیه نیروهای اشغالگر صهیونیستی خلق کردند‌، در برگ‌برگ خاطرات و تاریخ مردم این کشور و تاریخ مبارزات آزادی‌خواهان جهان باقی‌مانده و او در نبرد حماسی پاوه نیز از همان تجارب و اندوخته‌ها بهره گرفت. از همین‌روی می‌دانست که ادعای مذاکره‌شان، یک فریب بیش نبوده و راهی هم برای مذاکره باقی نگذارده‌اند. شهرهای کردستان یک به یک در خطر سقوط و اشغال توسط گروهک‌های وابسته مانند حزب دموکرات و کومله و امثال آن قرار گرفته و همه سرنخ‌ها به محاصره پاوه می‌رسد که در حد یک ارتش مزدور از سوی صهیونیست‌ها آنجا را تحت فشار قرار داده بودند و تنها یک پایگاه سپاه به فرماندهی اصغر وصالی، با حضور گروهی از پاسداران موسوم به «دستمال سرخ‌ها» به مقاومت خود ادامه می‌داد. یک مقاومت شگفت‌انگیز و غریب دکتر مصطفی چمران علی‌رغم اینکه می‌توانست حتی در تهران عملیات را هدایت کند اما خود و تعداد ‌اندکی از یارانش به قلب آتش زدند و وارد حلقه محاصره شدند. این در شرایطی بود که ضدانقلابیون به اصطلاح دموکرات و کومله و... به بیمارستان‌ها هم رحم نکرده و بیماران و مجروحین و مصدومین را از روی تخت‌های بیمارستان بیرون کشیده و حتی با موزاییک سر ‌بریدند. دکتر چمران در تمام آن سال‌هایی که در لبنان و همراه مردم در کنار فلسطینی‌ها علیه اسرائیل جنگیده بود‌، چنین صحنه‌های غریبی را تجربه نکرده بود. شب سختی را با عده قلیلی پاسدار مجروح و خسته و همچنین مردم آواره و پناهنده به پایگاه سپاه پاوه به صبح رساند. در تمام طول شب‌، محاصره هزاران فرد مسلح‌، هر لحظه احتمال یورش و قلع و قمع را می‌داد. حدود ساعت 4 صبح‌، عوامل حزب منحله دموکرات با بلندگو در داخل شهر می‌چرخیدند و فریاد می‌زدند: «... هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند، در امن و امان است. ما فقط آمده‌ایم که پاسداران و دکتر چمران را سر ببریم...»1 مقاومت شگفت‌انگیز دکتر چمران و اصغر وصالی و یاران‌شان در برابر ارتشی از ضدانقلاب‌، یکی از ماندگارترین حماسه‌های تاریخ ایران را رقم زد. ضدانقلابیون از همه سوی، پایگاه سپاه را محاصره کرده و آن را هدف انواع و اقسام گلوله‌ها و خمپاره‌ها و آرپی‌جی قرار داده بودند. https://eitaa.com/mc10013 کانال معرف را به دوستان معرفی کنید