هدایت شده از تی عارت
☕️ چگونه عارتیست نباشیم؟
#کمپ_ترک_عارت
🗞 قسمت سوم: #برداشت_سطحی
📰 یک مساله، اصالت سبک هنری است؟ اگر سبک هنرمند اصیل نباشد، پس ناچار باید سطحی و تقلیدی باشد. در نتیجه آن سبک سطحی و تقلیدی از عارتیست حکایت دارد نه از هنرمند. کسی که عارتیست است یعنی کسی است که هنوز به بلوغ انتخاب سبک نرسیده است تمامی هنرش فوران احساس است نه انتخابی انسانی.
📇راستى درسهاى فنون هنری و ادبی آن هایی كه پربار و عميق هم هستند و مخاطب و هنرمند یا اديب و كلمات یا اثر هنری را در نظر دارند، اگر بخواهند سؤالهاى اساسى هنر را و مفاهيم اصولى آن را در نظر بياورند به آن چنان سطحىنگرى و سادگى برخورد مىكنند كه تأسف بار است.
📑در اکثر اين كتابها (فنون هنری و ادبی) از جريان هنر و خاستگاه آن و تنوع شكلهاى هنر و توضيح آن و ركود و رواج هنر در دورههاى مختلف و از قانونهاى حاكم بر اين جريان گفتوگو نشده یا اگر شده به صورت سطحی نگاه شده، همان طور كه از جريان نقد هنر و معيارهاى گوناگون آن سخنى به ميان نيامده، همان طور كه از مفاهيم زيبايى و حقيقت و واقعيت و ذوق و درك مشترك از زيبايى و سبك و تعهد و التزام هنر و يا آزادى و رهايى آن گفتوگويى نيست. بله به صورت شعاری هست، ولی متاسفانه ...
📖 برداشتی از کتاب استاد و درس، علی صفائی حائری، ص ۱۲ و ۱۳۶
📜 بنابراین برداشت سطحی کار هر روز یک عارتیست است و بیکاری معضل اکثر عارتیستها است، پس عارتیست مجبور است همیشه به کار سطحی روی آورد.
@teeaart
هدایت شده از تی عارت
☕️ چگونه عارتیست نباشیم؟
#کمپ_ترک_عارت
🧪 قسمت چهارم: #آزمایش_عارت_داری
🔬 ما هنوز می خواهیم تصویر هنری قرآن را با معیارهای تصویری دیگران (عارتیست ها) بسنجیم و اینجاست که داستان ها و سبک قرآن رودروی ما می ایستد و می مانیم و درجا می زنیم و از طرح داستان و شخصيت قهرمانها و جدال آنها و اوج حادثهها و شروع و ختمها و قطع و وصلها و شعارهاى آگاه، نمىتوانيم دفاع كنيم.
🧫 اين داستان يوسف است كه قرآن احسن القصص مىگويدش. اين داستان چه مىخواهد؟ چرا اين گونه آغاز مىشود؟ چرا اين قدر آگاهانه است و نشان مىدهد كه داستان است؟ چرا شخصيتها تصوير نمىشوند و در ابهام مىمانند؟ چرا جدلها و گفتوگوها كه بايد شخصيتها را نشان بدهند، اين قدر خشك و تند و زود گذرند؟ با توجه به انواع نقل و روايت و قصه و رمان، تحليل اين سبك داستانى چگونه مىتواند با معيارهاى نقد غربى و شرقى بخواند؟ آيا معيار نقد عارتی كه كارش سرگرمى است مىتواند معيار نقد هنرى باشد كه مىخواهد سرگرمىها را بردارد؟ آيا با اين معيارها، عمق اين داستانها بدست مىآيند؟
🎛 بى جهت نيست كه ما از طرح و تصوير و زبان داستانى قرآن چيزى نمىگوييم و بيشتر به نكتهها و حكمتهاى آن مىپردازيم؛ چرا كه معيارهاى بلاغتى موجود كوچكتر از آنند كه بتوانند سبك داستانى و زبان هنرى قرآن را تحليل كنند و كوتاهتر از آن هستند كه به عمق تصويرها راه بيابند، كه زيبايى قرآن تنها با نشان دادن بلاغت و نكتهها و حكمتهاى آن، نشان داده نمىشود.
🕯 در داستان يوسف، آنجا كه از زيبايى يوسف حرف دارد، مىبينيم كه تصويرها به گونهاى ارائه مىشوند، كه خشونت و خروج را در يوسف نشان بدهند و آرامش و بى توجهى را در زنها و با اين همه، بهت و بريدن دستها را و دلدادگى و عشق بى حساب آنها را كه همين باعث جسارت بيشتر زليخا مىشود و هم او كه انكار مىكرد و عشق را پنهان مىنمود، فرياد برمىدارد: وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مٰا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ اَلصّٰاغِرِينَ.
💉اين گونه تصوير را در برابر تصويرهايى بگذار كه با چه عرض و طول از لب و دندان يوسف مىگويند و وضع قصر و آرايش زنها و و و. اين تصوير را در برابر رويداد واقعى حادثه بگذار و اين تصوير را در برابر تصويرهايى بگذار كه خودت در نقل اين داستان خواهى آورد. هنگامى كه اين تصويرها و آن رويداد، در برابر تصوير قرآن قرار بگيرد، عمق، بلاغت، جمال و ايجاز در زمينهى اطناب و ابهام، در جايگاه توضيح و حال و هواى كلمهها و بار عاطفى آنها، همه و همه تو را با بُرش هنرمندانهاى آشنا مىكند كه از نزديكترين راهها، تو را از سرگرمى و تنوع طلبى به شور و تحرك مىكشانند و تو را در برابر معبودها و بتها و در كنار حصارها و ديوارها، عاصى و سركش مىسازند.
🌡براى درك بيشتر از عمق اين تصويرها، بايد كه خودت به طرح داستان بپردازى و آنگاه با داستان قرآن در كنار هم بگذارى تا تفاوت شروع و ختمها و برشها و بار كلمهها و تعهد و التزامِ گرانبار آيهها را ببينى كه چگونه با اين همه، هنر و زيبايى را با خود دارد و تو سنگينى شعار و نصيحت را در آن احساس نمىكنى.
📖 برداشتی از کتاب استاد و درس، علی صفائی حائری، ص ۹-۱۱
@teeaart
📣 از این جا به بعد کانال مدرسه عشق متوقف و کار در کانال @teeaart دنبال می شود
با تشکر از اینکه همراه این کانال بودید و مطالب آن را دنبال می کردید 🌹🌸🌹