میگن تا آدم ها از دست میرن یا از دستشون میدی تازه میفهمی چقدر کار هاشون،زندگیشون،خودشون،برات مهم بودن،چقدر اون شخص رو دوست داشتی،چقدر اون شخص نقش پررنگی داشته تو زندگیت،ولی اوه کی میفهمی؟ وقتی که دیره وقتی از دستش دادی،وقتی دیگه اون نیست،هرچقدر هم که الان و یا اونموقع که داشتنشون دوسش داشتی و بهش میگفتی و واست مهم بود،وقتی بره تازه پررنگ تر میشه ،تازه عمق اینکه چقدر مهم و عزیز بوده واست رو میفهمی،وقتی که دیره،وقتی دیگه اون نیست
Me?
-
نمونه بارز میشه به ونگوگ اشاره کرد،آدمی که چندین سال با معدنچی ها و کسانی که تو معدن کار میکرد زندگی کرد،عاشق شد و به عشقش نرسید،خانواد ونگوگ؛ونگوگ رو طرد کردن،در مورد نقاشی هاش بد گفتن،از طرز فکرش ایراد گرفتن،جز برادرش کسی نبود که کمکش کنه،و کسی نبود بهش علاقه بورزه،و بوم تا وقتی که مرد،برای خانواده عزیز شد،اون زن که معشوقه ونگوگ بود عزیز شد،و بعد نقاشی هاش با قیمت خیلی بالایی به فروش رفت،همون نقاشی هایی که عجیب و زشت بودن،همون آدمی که طرز فکرش فرق داشت،زاویه دیدش فرق داشت،تا رفت خودش و کار هاش عزیز شد،زندگی نامش تو سراسر جهان پیچید،وقتی که دیگه ونگوگ نفس نمیکشید و نمیتونست معروفیت خودشو ببینه،فروش نقاشی هاش،ونگوگ دیگه نبود ولی یاد و خاطرش،نقاشی هاش و زندگی پر پیچ و خمش رو جهانیان میدونن
Me?
از ادمایی که طرز فکرشون یه جور دیگست خوشم میاد،دنیا رو با یه زاویه دید دیگه میبینن،زاویه و چیز هایی
منمهمینطور، آدم های جالبین