تاحالا شده خودتو تو قلب ِکسی که دوسش داری بکُشی؟
خیلی درد داره ؛ مخصوصا لحظه ی جون دادن .
اوج غم ؟ .. اونجا که از فشار زیاد نه چشات توان خیس شدن دارن ؛ و نه حنجرت توان حرف زدن .
آرزو میکردم که کاش
تو اینجا پیش من بودی
یا من آنجا پیش تو بودم
یا ما هرجایی، کنار هم بودیم : )
- 348 ؛
روزِآخِر؛
هوی ما کناریتما ؛ نبینم نا امید باشی .
انشاءالله که همه چی خوب پیش میره :)
آدم نمیتواند تحمل کند،
بالاخره باید داشت،
انسانی را باید داشت که غم انسان را دریابد.
- ساعدی .