_THE FANO
یوسفی دارم که هرگز یاد یعقوبش نکرد.
از چه میکوشی که مردم را زِ خود راضی نگهداری؟
این جماعت از خدا هم اکثرا ناراضیاند
_THE FANO
شبیه پیرمردی مانده بر سیگار غمگینم حدودش رو نمیدانم ولی بسیار غمگینم
عقل اگر میخواهد از درهای منطق بگذرد
باید از خیر تماشای حقایق بگذرد
آنچه آن را علم میدانند، اهل معرفت
مثل نوری باید از دلهای عاشق بگذرد
طفل میگرید مگر میداند این دنیا کجاست؟
عمر چون با های های آمد به هق هق بگذرد
هر بهاری باغبان راضی به تابستان شود
باید از خون دل صدها شقایق بگذرد
صبر بر دور جدایی نیست ممکن بی شراب
همتی کن ساقیا! تا مثل سابق بگذرد
از گناه مست اگر زاهد به کفر آمد چه غم
از خطای اهل دل باشد که خالق بگذرد
فصل بهار هست و رنگ بهار نیست
اردیجهنم است زمانی که یار نیست...
بفرستید برای یاراتون :)
_THE FANO
عقل اگر میخواهد از درهای منطق بگذرد باید از خیر تماشای حقایق بگذرد آنچه آن را علم میدانند، اهل مع
شب که سازد غمِ آغوشِ تو بیتاب مرا
گر بُوَد فرش ز مخمل، نَبَرد خواب مرا.