تفاوت منو خواهر اینکه که نه شبیه همینم نه کاری به کار هم داریم نه تایپ هامون به هم میخوره اون درونگرا س من برونگرا حالا میدونی مشکل چیه اینکه اون تنهایی رو دوست داره ولی من تنها شدم و از این تنهایی متنفرم:)
ولی وقتی یکی که توقع نداری میاد میگه میشه یکم به حرفام گوش کنی با اینکه نمیشناختمش بلند شدم بغلش کردم:)!تجربه ی قشنگی بود چون من نمیشناختمش و کسی که در موردش حرف میزد و نمیشناختمش و این باعث میشد راحت باشه باهام...:)!
ی لحظه به این فکر میکنم که چه جوری قرار هر روز ببینمش و عادی برخورد کنم که هیچی از خاطرات ش و یادم نمیاد..؟:)
آنقدر دوستش دارم که اگه بگه برگرد برمیگردم پیشش ولی این امکان نداره:)قرار نیس ادامه پیدا کنه:)!