امروز میخوام درمورد یه بیماری خیلی عجیب به اسم FOP که بهش میگن «بیماری مرد سنگی» صحبت کنم.🪨👩🏻⚕
ما وقتی مثلاً دستمون زخم میشه یا استخونمون میشکنه، بدنمون خودش میره سراغ ترمیمش. یه سری سلول میان اون قسمت رو درست میکنن و اگه لازم باشه استخون جدید میسازن.✔️
حالا توی این بیماری، یه اشتباه ژنتیکی باعث شده سیستم استخونسازی بدن درست کار نکنه. یعنی بدن یه جوریه که انگار هر وقت یه جایی آسیب ببینه، میگه: «خب! پس اینجا استخون بسازیم!» 😐
ولی مشکل اینجاست که اون قسمت ممکنه اصلاً قرار نباشه استخون داشته باشه! مثلاً عضله، تاندون یا بافت اطراف مفصل.❌🦴
پس ممکنه بعد از یه آسیب کوچیک، اونجا التهاب ایجاد بشه و بعد کمکم واقعاً استخون تشکیل بشه.
حالا تصور کن اطراف شونهات یه تیکه استخون جدید درست بشه؛ این استخون میتونه حرکت شونهت رو محدود کنه. بعد اگر این اتفاق جاهای مختلف بدن تکرار بشه، حرکت کردن برای فرد روزبهروز سختتر میشه.
حتی یه چیز عجیبتر هم هست: برای این افراد، ضربه یا بعضی جراحیها و تزریقهای عضلانی میتونن باعث شروع یه دوره جدید استخونسازی بشن.
یعنی در واقع بدنشون نمیتونه تشخیص بده «اینجا فقط باید ترمیم بشه» و «اینجا باید استخون ساخته بشه».
خلاصه اینکه مشکل اصلی این نیست که بدنشون نمیتونه استخون بسازه؛ اتفاقاً برعکس، بدنشون بعضی وقتها استخون رو با دستور اشتباه، توی جای اشتباه میسازه! 😢
#دانش_پزشکی
#فیبرودیسپلازی_استخوانیشونده_پیشرونده
توی عکس زائده های استخوانی اضافه تشکیل شده مشخصه:))
حالا میخوام درمورد تاریخچه این بیماری هم براتون صحبت کنم چون به نظرم تاریخ وقتی ازش امتحان نداری خیلی جذابه و مثل یه داستان میمونه😅
حدود ۳۰۰ سال پیش، یعنی سال ۱۷۳۶ میلادی، یه پزشک انگلیسی به اسم «جان فریکه» با یه پسر ۱۴ ساله روبهرو شد که پشت بدنش یه سری تودههای خیلی سفت و عجیب به وجود اومده بود.
پزشک وقتی بدن پسر رو بررسی کرد، متوجه شد این تودهها در واقع استخونن! حتی بعضیهاشون به هم وصل شده بودن و انگار یه جور زره استخونی دور بدنش ساخته بودن.
اون زمان هنوز هیچکس نمیدونست چرا همچین اتفاقی میافته. تازه اسم بیماری هم چیز دیگهای بود و فکر میکردن مشکل اصلی مربوط به عضلههاست.
سالها و قرنها گذشت و پزشکها کمکم متوجه یه سرنخ مهم شدن: تقریباً همهی این بچهها از همون اول یه شکل غیرعادی در انگشت شست پا داشتن. این ویژگی کمک میکرد بفهمن یه بچه ممکنه به این بیماری مبتلا باشه، حتی قبل از اینکه استخونهای اضافه شروع به رشد کنن.
اما سؤال اصلی هنوز باقی بود:
«چرا بدن این آدمها توی عضله و جاهای دیگه استخون میسازه؟»
بالاخره در سال ۲۰۰۶، بعد از سالها تحقیق، دانشمندا فهمیدن مشکل از یه تغییر کوچیک در DNA میاد؛ تغییری که باعث میشه سیستم استخونسازی بدن بیشازحد فعال بشه.
#دانش_پزشکی
#فیبرودیسپلازی_استخوانیشونده_پیشرونده
این اسکلتی که توی پیام قبلی براتون گذاشتم متعلق به شخصی هست به نام هری ایستلاک که به علت اینکه بیماریش خیلی نادر بود قبلا از مرگ تصمیم گرفت که جسدش رو اهدا کنه و الان اسکلتش توی موزه موتر فیلادلفیا نگهداری میشه.
حالا قسمت جالب ماجرا اینکه ۲۲ سال بعد زنی به نام کارول اوزل که خودش هم این بیماری رو داشته و اتفاقا فعال جدی در زمینه FOP بوده و سالها برای آگاهیرسانی و تحقیقات این بیماری فعالیت کرده، اسکلت هری رو میبینه و تصمیم میگیره بعد از مرگش اسکلتش رو به همون موزه اهدا کنه فقط یه شرط جالب داشته که جواهراتش هم کنار خودش نگهداری بشه.
و حالا اسکلت هردوشون در موزه موتر فیلادلفیا نگهداری میشه :))
پ.ن: ۱. تصویر جواهرات کارول
۲.اسکلت هردو، چپی هری و راستی کارول
#دانش_پزشکی
#فیبرودیسپلازی_استخوانیشونده_پیشرونده
سلام سلام
دانشجو های عزیزم چطورین؟؟
بعد از این همه وقت دانشگاه رفتن خوب بود؟😁
من ترمم از ۴ مهر شروع میشه و الان یه حس خوشحالی و راحتی هست که وقتی مدرسه نمیری نسبت به دانش آموز ها داری من الان پرومکس اون رو دارم
چون نسبت به دانشجو هام صدق میکنه.😂
پ.ن: البته اصلا از دانشگاه بدم نمیاد از کلاس ۸ صبح بدم میاد😪
بفرمایید سی و سه پل با زاینده رود خشک🙁
خیلی وقت بود آب باز بود ولی من اصلا نشد برم کنار آب، فقط از تو ماشین میدیدم ، حالا که آبو بستن قسمت شد بیام.🙈
839.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمرینات رزیدنت های جراحی مغز و اعصاب🔬
میدونستین تخصص جراحی مغز و اعصاب با تخصص مغز و اعصاب متفاوته:)))
نوروسرجری و نورولوژی 🧠
سلام ظهرتون بخیر
امروز میخواستم و میخوام که خیلی جدی بچسبم به کارایی که ازشون فراری ام، دیدی یه سری کار ها رو تو ذهنت الکی الکی بزرگ میکنی و هی انجام نمیدی و همش رو مخته؟؟
من ۲ تاش که واقعا مهمه و خیلی هم وقتگیر نیست رو انتخاب کردم و میخوام این هفته به یه جای مطلوب برسونمشون، کمالگرایی هم نمیکنم که تمومشون کنم، همین که بتونم یه مقدار قابل قبولی پیششون ببرم برام کافیه.
شما هم یکی از این کار ها بدقلقتون رو انتخاب کنید و جلوش ببرید، نذارید باهاتون تا پاییز بیاد.😉🍂
یکی از درسای سختی که ما تو دوره اول پزشکی یعنی علوم پایه میخونیم جنینشناسی هست.👶
واقعاااا درس سخت و البته جالب و شیرینیه، حالا من میخوام تو چندین پست سریالی داستان جنین رو براتون خیلیییی ساده تعریف کنم. امیدورام ازش لذت ببرین🫰
پ.ن: اگه یازدهم تجربی رو خوندین ممکنه اولاش براتون تکراری باشه ولی قول میدم زود به جاهای هیجان انگیرش برسیم.😉
#پروژه_بچه👶🏻
🌱 قسمت اول: هممون اولش تک سلولی بودیم😁
همهچیز از یک سلول شروع میشه؛ اما این سلول برای اینکه بتونه یک بدن کامل بسازه، باید خیلی سریع تعداد خودش رو زیاد کنه.📶
پس شروع میکنه به تقسیم شدن:
یک سلول-->دو سلول--> چهار سلول--> هشت سلول--> شانزده سلول و...
به این تقسیمهای اولیه میگیم تقسیمات شکافتی یا cleavage
نکتهی جالب اینه که در این مرحله، اندازهی کلی جنین تقریباً افزایش پیدا نمیکنه. در واقع، همون حجم اولیه داره بین سلولهای بیشتری تقسیم میشه؛ بنابراین سلولها با هر تقسیم کوچکتر میشن.✔️
بعد از چند تقسیم، سلولها خیلی نزدیک به هم قرار میگیرن و یک تودهی فشرده تشکیل میدن که بهش مورولا میگیم؛ چون ظاهرش شبیه یک توت کوچیکه.🍇
اما حالا باید اتفاق مهمتری بیفته.
سلولها شروع میکنن به جابهجا شدن و سازمان پیدا کردن و بین خودشون یک فضای پر از مایع ایجاد میکنن. در نتیجه، اون تودهی توپر تبدیل میشه به یک ساختار توخالیتر به نام بلاستوسیست.
اینجا یک تفاوت مهم بین سلولها ایجاد میشه.🤓
سلولهای قسمت بیرونی بیشتر در ساختن ساختارهایی که جنین رو در محیط رحم نگه میدارن و بعداً در تشکیل جفت نقش دارن.
در حالی که گروهی از سلولها در داخل جمع میشن و همین گروه قراره در ادامه، خود جنین رو بسازه.🌱
#قسمت_اول
#پروژه_بچه👶🏻