eitaa logo
MedDiary
1.3هزار دنبال‌کننده
358 عکس
36 ویدیو
0 فایل
اینجا چه خبره؟ زمان نگاشت یه دانشجوی پزشکی با سطح انرژی نامعلوم😷🤫 اگه دنبال ترکیب دانش پزشکی، کتابای متفرقه و روزمرگی دانشجوی تشکیلاتی هستی.... جات اینجاست👩‍⚕️🫀 تبلیغ و تبادل👈 @Medonil
مشاهده در ایتا
دانلود
عکس با اعمال شاقه😂👀
بازار نجف قسمت شد قبل از زیارت اول بازار رو یه دور بزنیم🙈
و بالاخره خونه پدری🥺
جوری که راننده عراقی از تک تک ظرفیت ها استفاده میکنه😩 بین مسیرم اگه کسی پیاده بشه صبر میکنه تا پر شه بعد راه می‌افته
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه نمیتونین تو این مسیر قدم بزنین همین الان نیت کنین و یه کار کوچیک به نیابت از امام حسین(ع) انجام بدین و ازشون بخواین شمارم توی ثواب و الطاف این مسیر شریک کنن.
MedDiary
اگه نمیتونین تو این مسیر قدم بزنین همین الان نیت کنین و یه کار کوچیک به نیابت از امام حسین(ع) انجام
البته خلوت بودن مسیر به علت اینکه ساعت ۱ ظهر بوده و کسی تو این ساعت تو این گرما حرکت نمیکنه ☺️🥵
:) دیشب وسط بین الحرمین داشتم با خودم فکر میکردم اصلا ارزششو داره که این همه سختی به جون بخریم و اربعین بیایم کربلا؟ واقعا برای من جوریه که هر لحظه فقط دارم صبور تر میشم،‌گرمای شدید ، شلوغی که نمیتونی تو خیابون های منتهی به حرم درست قدم بزنی، صف های طولانی و متراکم ورودی به حرم و از همه مهمتر کنار اومدن با آدمای همسفری که هر کدوم میخوان یه کاری بکنن. اینجا همه جور آدمی هست، آدمایی که بعضی هاشونو اگه یه روز عادی تو شهر ببینی اصلا فکر نمی‌کنی اهل این باشه که بخواد کلاهش از این طرفا بیفته ولی همین آدما دارن از مال ‌و توان و سلامتی شون میذارن برای رسیدن به اینجا ولی چرا؟ واقعا نمیدونم چه چیزی تو وجود این آدما هست که این شرایط رو تحمل میکنن ولی فکر کنم من هنوز به اون درجه نرسیدم که با شوق قدم تو این مسیر بذارم، دفعه قبل که اومدم پیاده روی میخواستم چیزی رو که آدما رو عاشق و شیفته خودش میکنه تجربه کنم و تقریبا توی کل مسیر به خودم میگفتم دیگه اربعین نمیام و برای ۳، ۴ سال واقعا نیومدم. می فهمیدم که این حرکت نماد آمادگی برای ظهور و امت شدنه، ولی من از پسش بر نمیام یه نفر کمتر تفاوتی ایجاد نمیکنه که... اما وقتی چشمم به گنبد حضرت عباس افتاد با خودم گفتم چرا ارزششو داشت، تحمل همه این شرایط ارزش اون لحظه رو داشت. یه سری لحظه ها تو زندگی هست که تو ذهنت حک میشه و تو همیشه دلتنگ شونی، برای من اون لحظه یکی از هموناست ، وقتایی که احساس میکنی به یکی رسیدی که کوله بار خستگی و غم هات رو بذاری زمین و بری تو بغلش و این احساس فقط بعد از تحمل اون سختی ها بدست میاد و من امسال با اینکه واقعا از خیلی جهات تو این مسیر اذیت شدم ولی اون حس رو با اون مزه احساس نکردم. درسته،اینبار هم وقتی به گنبد طلایی حسین بن علی نگاه کردم با خودم گفتم ارزششو داره تحمل این شرایط ارزششو داره همونطور که الان وقتی تو گرمای ۵۰ درجه نشستم و آدمای مثل خودم رو دورم میبینم میگم ارزششو داره،ولی خب اون لحظه دیگه تکرار نشد. پس میتونم بگم من میام، چون میخوام برسم جایی که کوله بار خستگی هامو بذارم زمین و با نفس تازه برگردم، بقیه برای چی میان؟
سلام از موکب درمان در انتظار بیمار👀