eitaa logo
MedDiary
1.2هزار دنبال‌کننده
303 عکس
21 ویدیو
0 فایل
اینجا چه خبره؟ زمان نگاشت یه دانشجوی پزشکی با سطح انرژی نامعلوم😷🤫 اگه دنبال ترکیب دانش پزشکی، کتابای متفرقه و روزمرگی دانشجوی تشکیلاتی هستی.... جات اینجاست👩‍⚕️🫀
مشاهده در ایتا
دانلود
835.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یه نگاه کوچولو به تریا بیمارستان الزهرا بندازین تا من خودم درست یاد بگیرم و و کامل تر نشونتون بدم همه جاشو😅
قسمت چهارم: دوطبقه کمه ، سه‌طبقه‌ش کن🤞 گفتیم که جنین دو لایه است، لایه بالایی اپی بلاست و پایینی هایپوبلاست حالا بالای اپی‌بلاست، یک فضای کوچک ایجاد می‌شه. این فضا بعدها تبدیل می‌شه به حفره آمنیوتیک؛ همون فضایی که جنین درون مایع آمنیوتیک قرار می‌گیره.🤰🏻 پس فعلاً: بالا --> حفره آمنیوتیک وسط --> اپی‌بلاست پایین --> هایپوبلاست و زیرش --> کیسه زرده یعنی جنین هنوز واقعاً یک موجود سه‌بعدی پیچیده نیست؛ بیشتر شبیه یک دیسک کوچیک دو لایه است که اطرافش کلی فضای در حال شکل‌گیری وجود داره. و یک اتفاق دیگر هم دارد می‌افته... در اطراف این دیسک، بافت‌های دیگه ای هم شروع به شکل گرفتن می‌کنن. (بین جنین و بافت‌های اطرافش یک فضای بزرگ ایجاد می‌شه که به آن حفره کوریونیک می‌گن.) این فضا باعث می‌شود جنین در میان ساختارهای اطرافش جای مشخصی پیدا داشته باشه و همچنان از طریق یک اتصال کوچک به قسمت خارجی (همون که میرفت که جفت رو تشکیل بده یا ترفوبلاست) متصل باشد. این اتصال بعدها در شکل‌گیری بند ناف اهمیت پیدا می‌کنه. اما مهم‌ترین قسمت داستان هنوز مانده... چون هنوز نمیدونیم عضلات از کدوم سلول ها، ساختار عصبی، دستگاه گوارش و... از کدوم گروه سلول ها ساخته شدن. فعلاً فقط یک ساختمان دوطبقه داریم: اپی‌بلاست ⬇️ هایپوبلاست اما چند روز بعد، اپی‌بلاست وارد یک ماجرای عجیب می‌شه.✨ یک خط در سطحش ظاهر می‌شه... خط اولیه یا Primitive streak➖ و سلول‌های اپی‌بلاست شروع می‌کنن به حرکت کردن و رفتن به داخل. اول یک لایه‌ی جدید درست می‌کنن، بعد یک لایه‌ی دیگه... و ناگهان ساختمان دوطبقه تبدیل می‌شه به یه ساختمان سه‌طبقه که از هر طبقه سلول های مشخصی ساخته میشه: اکتودرم💙 ⬇️ مزودرم❤️ ⬇️ اندودرم💛 و این همان اتفاق بزرگی است که به آن می‌گیم: گاسترولاسیون از اینجا به بعد، داستان ساختن بدن واقعاً شروع می‌شه. 🧬 👶🏻
خدا‌ یه وقتایی که اصلا انتظارشو نداری چیزایی بهت میده که هیچوقت فکرشو نمیکردی! 🌈 پس بیا عجله نکنیم و به زمانبندیش ایمان داشته باشیم🙌
از امروز بخوام بگم که استادمون کلا نیومد👌 و فلو بخش زنگ زد گفت بیاین درمانگاه خب من از دیروز تجربه خوبی نداشتم از درمانگاه ولی این استاد جدید خیلی خوب بود، چون میگفت برین بیرون از بیمار شرح حال بگیرین بیاین توضیح بدین و... خب تو کلا با ارائه دادن هم با بیماری و هم درست و غلط شرح حال گیریت آشنا میشی مهم ترین نکته‌ش هم با آرامش ویزیت کردن بود.🌊 یه بیمار خیلی جالب هم داشتم براتون میگم 😅 پ.ن:فعلا اومدیم تو اتاق استراحت کارکنان تا کلاس بعدیمون شروع شه
اولین غذا در بیمارستان😂🍱
خب میخواستم در مورد اون مریض صحبت کنم🤗 من اول از یه آقایی شرح حال گرفتم که به‌اصطلاح میگیم خیلی آلِرت بود یعنی خودش میدونست بیماریش از کی شروع شده، سیرش چی بوده، دارو چی میخورده، حتی تو آزمایشاش‌ چی مشکل داشته خب شرح حال گرفتن از این مریضا خیلی راحت تره چون خود مریض حتی یه سری جاها چیزایی که یادت رفته بپرسی رو میگه خب من از ایشون شرح حال گرفتم و خیلی خوشحاااال بعد یه مدت گفتم بذار برم از یه مریض دیگه هم شرح حال بگیرم شانسمون خوردیم به این پیرزن اصفهانی ها که خودشون از ما دکتر ترن و یه دور همه دکتر ها رو امتحان کردن یعنی خانومه هم بیماری زمینه ای روماتیسمی داشت که داشت بخاطرش ۳۰ سال کورتون می‌خورد در صورتیکه کورتون باید آروم آروم قطع بشه دیگه اینکه ۳ ، ۴ بار روده هاشو عمل کرده بود، پاهاش ورم داشت، کمر و دستش درد میکرد و خودش تشخیص داده بود که احتباس ادراری داره😂 بعد میدونید جالبیش چی بود اینکه خودش به تشخیص خودش دارو می‌خورد 😊یعنی مثلا چند سال پیش رفته بود دکتر و هر کدوم یه سری دارو های متفاوت بهش داده بودن بعد خودش تشخیص میداد که کِی چی بخوره و حتی دوزشو تنظیم می‌کرد🤌 مثلا میگفت وقتایی که حالم خیلی خوب نیست کورتون رو بیشتر میخورم😕 خلاصه که من در حین گرفتن شرح حال گُرگیجه گرفته بودم تازه تا گفتم ازمایشاتون رو اوردین فک کنم حداقل ۲ ۳ تا پرونده کلفت داد به من که هرررچی آزمایش از سال ۱۴۰۱ داده بود توش بود بدون هیچ ترتیب خاصی 🗂 خلاصه که واقعا سخت بود و یعنی ارائه خیلی بدی دادم فک کنم استاد هم اصلا گوش نداد 😵‍💫 میدونین تهش دکتر چه تشخیصی داد؟ برای فوق تخصص غدد نوشت که بیمار به طبق نظر خودش سی سال کورتون خورده و حالا دیگه احتمال زیاد غده فوق کلیه‌ش نارسا شده چون بدن دیگه اون هورمون های مشابه کورتون رو تولید نمیکنه، پس لطفا بررسی بشه. حتی میشه گفت ایشون به کورتون وابسته شده بود😢
پس فردا باید یه کنفرانس درباره آرتریت روماتوئید ارائه بدم، فردا هم تا شب دانشگاه درگیر کارهای هیئتم اینجور که به نظر میرسه امشب شب بیداری داریم😊🤦🏻‍♀
اومدیم اسکیل لب یکی از ساختمون های نزدیک بیمارستان فِلو مون داره ارائه میده و همه اساتید روماتو، بقیه فلو ها و رزیدنت های این بخش اومدن برای ارائه فقط نمیدونم چرا گفتن ما بیایم، خیلی دست بالامون گرفتن😂😭
در حال آماده کردن فضا سازی و رزق های معنوی هیئت ، همیشه همینه ، لحظات آخر در حال بدو بدو🏃🏻‍♂🙄
خیلی استرس کشیدیم ولی نتیجه راضی کننده بود💫