eitaa logo
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
42 دنبال‌کننده
99 عکس
0 ویدیو
0 فایل
پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه از اسفند سال ۱۴۰۱ با مجوز معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فعالیت خود را رسما آغاز کرد. ◀️ نشانی وب سایت: www.fardaresaneh.ir ◀️ نشانی در تلگرام: @medialesson ◀️ نشانی در اینستاگرام: @fardaresaneh.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸خاطرات یک خبرنگار: گزارش‌نویسی از ورود آزادگان 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
دکتر رئوف پیشدار (فردارسانه) – اوایل عصر بود که صلیب‌سرخ شروع به معاینه آزاده‌های ایرانی و اُسرای عراقی برای مبادله کرد. همان قدم اول چند اسیر عراقی گفتند که نمی‌خواهند برگردند و به ایران پناهنده شدند. صلیبی‌ها هر چه از آزاده‌های ایرانی پرسیدند و پیشنهادهایی را هم مطرح کردند آن‌ها یک صدا و جملگی گفتند که نه! خواهان بازگشت به ایران هستند. اولین آزاده‌ای که به خاک ایران پاگذاشت همان نقطه صفر صفر مرزی به زمین افتاد و خاک وطنم را که جانم فدای آن و او، دلاور مرد دوران باد، بوسید. بعدی و بعدی هم همین طور، خدا گواه است که زمین از اشک آن‌ها خیس شده بود. سربازانی عراقی که تحویل می‌شدند، اِی! بعضی‌ها یک صَدام می‌گفتند و می‌رفتند و سوار اتوبوس می‌شدند‌. عراقی‌ها خیلی کم آورده بودند همان جا و جلوی ما و البته قبل از آنکه روی نوار دوربین‌های خبری ضبط شود، چند نفری از اسرای‌شان را وادار کردند که به زمین بیفتند و خاک کشورشان را بوس کنند. تحویل اسرا و آزادگان ساعت‌های زیادی طول کشید. اولین گروه آزادگان ایرانی دم عصر بود که سوار اتوبوس راهی قصر شیرین شدند. اینجا بود که حالا دیگر کُردهای غیور ایرانی اجازه عبور اتوبوس‌ها را نمی‌دادند. قدم به قدم کردها صف کشیده بودند و جلوی اتوبوس‌ها دست در دست هم رقص کُردی می‌کردند و بنا بر سنت کُردی با آب و برنج به استقبال آزادگان آمده بودند. همه نظم مراسمی که از صبح برای آن برنامه‌ریزی شده بود، به هم خورد. ساعت‌ها کشید تا اولین اتوبوس به قصر شیرین برسد. بعد از آن تا روزها کار ما گزارش بازگشت آزادگان بود و به بسیاری از خانواده‌ها با تلفن خبر بازگشت فرزندان‌شان را دادیم. متن کامل این گزارش را می‌توانید در پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه در نشانی زیر بخوانید: 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
🔸رونقی نوتاش: اگر ذهن عکاس درست کار نکند نمی‌داند دنبال چه باشد 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
فردارسانه - به مناسبت روز جهانی عکاسی (۱۹ آگوست – ۲۸ مرداد) فرصتی فراهم شد با دکتر مهناز رونقی نوتاش، استاد علوم ارتباطات و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی که در حوزه‌های عکاسی و مستندسازی فعال است، گفت‌وگو کنیم. او با آنکه ۲۸ سال سابقه تدریس در حوزه عکاسی و فتوژورنالسیم دارد، اما به نقاشی، ادبیات، عکاسی شهری، هنری و روایی عشق می‌ورزد. رونقی نوتاش، داور جشنواره‌های مختلف در حوزه ارتباطات، تصویر و هنر بوده و تاکنون آثارش در دو نمایشگاه هنری در ایران و ترکیه به صورت گروهی و یک نمایشگاه فردی به نام «لحظه» در جزیره کیش، به نمایش گذاشته شده است. آیا هنوز این جمله کاربرد دارد که یک عکس خوب برابر با ۱۰۰۰ کلمه است؟ صدردرصد همین طور است و تاثیر آن بیشتر از نوشتن است؛ البته به فرهنگ تصویری مخاطب که معمولی و یا حرفه‌ای باشد هم بستگی دارد، از آن جایی که عکس لایه لایه است هر بیننده بر اساس فراخور سواد بصری و درک از آن تصویر برداشت خود را دارد. به نظر من جهان؛ جهان ایماژ است. الان با وجود شبکه‌های اجتماعی سواد بصری چیز دیگری است چطور می‌توانیم با تصویر بنویسیم و تصویر بخوانیم. تصویر در ذهن در حافظه بصری ما حک می‌شود. نظر شما در خصوص شهروند-خبرنگار چیست و آیا می‌توانیم بگوییم که شهروند-عکاس هم داریم؟ به نظر من چیزی به نام شهروند-خبرنگار نداریم و اصولا مفهوم شهروند-خبرنگار خیلی درست به‌کار برده نشده است. اینها کسانی هستند که آنچه می‌بینند به صورت شخصی روایت می‌کنند در حالیکه اصل خبر می‌بایست بدون جهت‌گیری باشد و به همین دلیل ما نمی‌توانیم آنچه را شهروند-خبرنگار می‌گوید به عنوان خبر استفاده کنیم. الان همه چیز به راحتی در موبایل‌ها ثبت می‌شود اما گذراست و تاریخی نیست. به نوعی می‌توان گفت بازتولیدِ هنر و تکثیرشده است. شهروند-عکاس، نیازمند تکنیک و نگاه عمیق و ژرفی است که شهروند عادی از عهده آن بر‌نمی‌آید و تنها می‌تواند روزانه‌نگاری به صورت مستند انجام دهد اما به صورت ثبت خبری-تاریخی، خیر، به طور مثال در حادثه پلاسکو آنچه ماندگار شد کار عکاسان حرفه‌ای و قدری بود که جانشان هم به خطر افتاد. در صورتی که شهروندان به صورت موردی و تصادفی عکس‌هایی به وسیله دوربین موبایل خود ثبت کردند. آیا در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل عکس خاصی توجه شما را جلب کرد؟ عکس‌ها خیلی تاثیر گذار و دردآور بودند. نشان دادن ویرانی‌ها و ریختن خون انسان‌های بی‌گناه در یک چشم به‌هم‌زدن مسلما اثرگذار است ولی عمق فاجعه در عکسی بود که از یک مهدکودک در خیابان صابونچی نزدیک محل انفجار ثبت شد. خیلی دلخراش بود. گفته می‌شود که برای خبرنگار شدن باید شم خبری داشت، آیا عکاس شدن هم نیاز به شم عکاسی دارد و اصلا شم عکاسی یعنی چه؟ به اعتقاد من، نگاه و سواد از هر دوی اینها مهم‌تره و وقتی از سواد می‌گوییم منظور همه جور سواد است، مانند زیبایی‌شناسیِ تصویر، و همچنین داشتن مهارت فنی با توجه به پیشرفت تکنولوژی، اهمیت زیادی دارد. هر کسی که خبر و یا روایتی را ثبت می‌کند باید نگاه ویژه و آمیخته با تکنیک داشته باشد تا بتواند یک سوژه غیرقابل لمس را برای مخاطب ملموس جلوه دهد. البته به عنوان عکاس خبری صددرصد باید شم خبری داشته باشد، اما در ژانر‌های دیگر شم هنری مهم‌تر است، در این خصوص روحیه هنری من قوی‌تر بود. عکاسی قاب گرفتن زندگی است. آنچه را می‌اندیشم در کوتاه‌ترین زمان به تصویر می‌کشم و این باعث می‌شود که حرکت رو به جلو داشته باشم و حالا به یک عادت تبدیل شده تا چشمانم ببینند. متن کامل این گفت‌وگو را می‌توانید در پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه در نشانی زیر بخوانید: 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
🔸نگه کردم چو جام‌جم نباشد 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نگه کردم چو جام‌جم نباشد 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
سعید درویشی (فردارسانه) – وضع روزنامه جام‌جم امروز آن گونه است که ما را به یاد بیتی از غزل عطار نیشابوری می‌اندازد که سرود: «سخن می‌رفت دوش از لوح محفوظ / نگه کردم چو جام‌جم نباشد». سازمان صداوسیما به عنوان صاحب امتیاز روزنامه جام‌جم، رئیسی دارد که مستقیما منصوب مقام رهبری است و تصدی این پست بدون نیاز به فشارهای حزبی حاصل می‌شود. بنابراین مشی اخیر روزنامه جام‌جم برای وارد شدن به دعواهای جناحی را باید سوگیری سیاسی دانست که با جایگاه یک روزنامه فرهنگی در تضاد است. روزنامه جام‌جم با امکانات و بودجه مناسب، تا الان باید یکی از روزنامه‌های برند کشور می‌شد و به پشتوانه ذات و ماهیت متولی خود یعنی صداوسیما که سازمانی سرشار از سوژه‌های معرفتی، فرهنگی و هنری است، نشاط و امید را به جامعه منتقل می‌کرد اما امروز می‌بینیم که جام‌جم قدم در راهی گذاشته است که ادعای منتقدان سازمان صداوسیما را در خصوص بی‌طرف نبودن سازمان تایید می‌کند. تیترهایی نظیر «کدام اصلاحات»، «وعده سرخرمن به گندمکاران» و «درس عبرت برای وادادگان» که روزهای ۲۸ و ۲۹ مرداد به عنوان تیتر یک در جام‌جم کار شدند و از اساس، دولت و جناح طرفدار آن را نشانه گرفته بودند، برای روزنامه‌ای که برآمده از یک محیط فرهنگی است، نه‌تنها مناسب نیست بلکه ضرورت هم ندارد. اگر توجیه مدیران روزنامه جام‌جم، ضرورت پرداختن به مسائل روز سیاسی و اقتصادی ایران و جهان است، این پذیرفته نیست زیرا به گواه عنوانی که بر بالای صفحه اول روزنامه خودنمایی می‌کند، جام‌جم را «روزنامه فرهنگی-اجتماعی صبح ایران» معرفی کرده‌اند. ضمن آنکه با انتشار کلی روزنامه عمومی که نقدها و مقالات سیاسی می‌نویسند، چه دلیلی دارد که یک روزنامه چون جام‌جم که وابسته به نهادی فرهنگی است، وارد چالش‌های سیاسی شود و دقیقا دولت و جناح همسو با آن را نقد کند؟ اگر توجیه بعدی، پُر کردن صفحات است و این را بهانه‌ای برای استفاده از مقالات و گزارش‌های سیاسی و اقتصادی می‌دانند، بهترین تصمیم، کاهش صفحات روزنامه از ۲۰ صفحه به ۱۶ صفحه است که با حذف صفحات سیاسی، اقتصادی و بین‌الملل ممکن خواهد شد. احساس مسئولیت مدیران صداوسیما و روزنامه جام‌جم نسبت به مسائل کشور نباید در روزنامه‌ جلوه‌گر شود. ده‌ها روزنامه متعلق به بخش خصوصی در کشور منتشر می‌شوند که واجد شرایط‌تر از روزنامه جام‌جم برای نقد مسائل سیاسی هستند. اما جام‌جم برای آنکه در بین مطبوعات کشور خوشنام بماند بهتر است که یک روزنامه تخصصی با محوریت رادیو، تلویزیون، فیلم، نمایش و … باشد و دور سیاسی‌نویسی را خط بکشد اما اگر مدیران صداوسیما بر مدافعه‌گری حزبی پافشاری می‌کنند، بهترین راه برای جام‌جم پایین کشیدن فتیله نقد است و باید تنها به درج اخبار سیاست اکتفا کند. نگران روشنگری برای جامعه هم نباشند زیرا روزنامه‌های بخش خصوصی، علاوه بر اینکه بهتر می‌توانند در دعواهای سیاسی آتش‌بیار معرکه باشند، ذاتا این کار بر عهده آنان است زیرا وابستگی دولتی و حکومتی ندارند؛ نه بر عهده روزنامه‌ای مثل جام‌جم که متولی آن باید در مقابل دیدگان بینندگانش چون یک دانشگاه بدرخشد. 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
🔸نمایش تخصص پزشکی در اینستاگرام 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نمایش تخصص پزشکی در اینستاگرام 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
معصومه رشیدی (فردارسانه) – اینستاگرام امروزه دیگر یک آلبوم عکس دیجیتال نیست، بلکه به یکی از زیست‌بوم‎‌های حوزه سلامت و پزشکی تبدیل شده است. جایی که ‏در کنار صفحات بلاگری، روانشناسی، سفر، علمی و صفحات طنز و سرگرمی، دنیای پزشکی نیز حضور پررنگ دارد. کافی است کمی در ‏میان پست‌ها جست‌و‌جو کنید تا ببینید یک جراح پلاستیک، چگونه ویدئوی تایم‌لپس از یک عمل پیچیده قرار داده است. چند پست پایین‌تر، ‏ایئفلوئنسری طرز تهیه «اسموتی پاکسازی کبد» را آموزش می‌دهد و صفحه دیگری با انتشار پُستِ «پنج نشانه کمبود ویتامین ‏دی‏ که نمی‌دانستید»، ‏شما را به خرید مکمل‌هایش دعوت می‌کند. این تصویر، خلاصه‌ای از بازار آشفته، قدرتمند و بسیار حساسی است که در آن دانش، ‏تخصص، تجربه، امید، اضطراب و تجارت در هم تنیده شده‌اند. درک هوشمندانه این فضا، فقط یک کنجکاوی رسانه‌ای نیست بلکه ‏ضرورتی برای آگاهی و حفظ سلامت جسم و روان است. ‏ با نگاهی به صفحات متخصصان حوزه‌های مختلف پزشکی از دندانپزشک گرفته تا جراح قلب و غیره، درمی‌یابیم که فعالیت‌ آنها بر دو ‏ستون استوار است: نمایش تخصص و صلاحیت علمی از یک سو و آموزش عمومی از سوی دیگر. به عنوان مثال، پزشک پوست و مو که ‏درباره‌ مراقبت‌های روزانه از پوست، مطلبی منتشر می‌کند، بیش از تمرکز بر سرگرمی و یا جذب فوری مخاطب، به دنبال افزایش دانش ‏عمومی مخاطبان است. اما این فقط ظاهر ماجرا است. در لایه‌ای عمیق‌تر، برندسازی شخصی و کسب اعتماد قرار دارد که پیامد طبیعی‌اش، ‏تثبیت جایگاه علمی و حرفه‌ای پزشک در ذهن کاربر و کشاندن او به مطب است. از این رو، این صفحات در یک طیف آموزشی-‏تبلیغاتی قرار دارند که شکلی مدرن و بسیار موثر از بازاریابی خدمات پزشکی است.‏ این الگوی بازاریابی، در مقیاسی بزرگتر نیز مشاهده می‌شود. برخی صفحات متعلق به کلینیک‌ها و مراکز درمانی، آموزش عمومی را ابزاری ‏برای جلب اعتماد می‌دانند؛ اما از همان ابتدا هدفی مشخص‌تر را دنبال کرده و استراتژی محتوایی آنها بیشتر بر تبدیل مخاطب به ‏مراجعه‌کننده متمرکز است. یعنی انتشار نکات سلامتی، معرفی خدمات و نمایش محیط کلینیک، به گونه‌ای پیش می‌رود که در نهایت به ‏گرفتن وقت قبلی یا تماس منجر شود. این فرایند در ادبیات بازاریابی به «قیف بازاریابی» شهرت دارد: ورود کاربر به این قیف با محتوای ‏آموزشی مانند مزایای عمل لیزیک چشم و خروج او به عنوان مراجعه‌کننده یا بیمار.‏ در نقطه‌ای متفاوت از این اکوسیستم، صفحاتی فعالیت می‌کنند که گردانندگان آنها لزوما پزشک و یا مراکز درمانی نیستند و در واقع پاتوق ‏افرادی‌ است که عاشق حوزه سلامت هستند و با موضوعاتی چون تغذیه سالم، برنامه روزانه ورزشی و نکات پیشگیرانه، نوعی مجله آنلاین ‏سلامت را شکل داده‌اند. این افراد که می‌توان آنها را اینفلوئنسرهای سلامت نامید؛ با نمایش زندگی سالم و ایجاد ارتباطی شبه‌دوستانه، ‏نوعی حس «نیاز» و «اشتیاق» در کاربر ایجاد می‌کنند. این بستر مبتنی بر آگاهی و آرمان‎گرایی (لاغری، تناسب اندام، قهرمانی و …) در عمل ‏به تبلیغات مستقیم، همکاری در فروش و یا فروش دوره‌ها و برنامه‌های تمرینی ختم می‌شود. ‏ اما فعالان دنیای درمان با طب سنتی نیز از این قافله عقب نمانده‌‌اند. عطاری‎های دیجیتال و صفحات گیاه‌محور به عنوان بازتولید مدرن ‏عطاری‌های سنتی، با بهره‌گیری از جذابیت طب سنتی و خواص گیاهان دارویی، همه بیماری‌ها را با انواع و اقسام گیاه، دمنوش و عرقیات ‏درمان می‌کنند. این صفحات با تکیه بر بی‌اعتمادی بخشی از جامعه به پزشکی شیمیایی و تمایل آنها به درمان‎های طبیعی، خود را جایگزین ‏امن و کم‌ریسک برای پزشکی مدرن معرفی می‌کنند. پشت پرده این صفحاتِ به ظاهر «اطلاعات پزشکی» نیز اغلب همان هدف فروش ‏محصولات گیاهی نهفته است. آنها با برجسته کردن مشکلاتی نظیر استرس، ریزش مو یا نفخ و پیوند آن با سبک زندگی مدرن، نوعی ‏اضطراب سلامتی ایجاد می‌کنند و سپس با استفاده از عباراتی مانند معجزه طبیعت یا رازهای طبابت ابوعلی سینا، روغن‌ها و پکیج‎های درمانی ‏خود را به عنوان راه‌حل امن و طبیعی معرفی می‎کنند.‏ درک این دسته‌بندی با مرور نمونه‌های واقعی، آسان‌تر می‌شود. یک پزشک پوست، پُستی را درباره روش‌های درمان آکنه منتشر می‌کند و در ‏پایان، کاربر را به گرفتن نوبت از طریق لینک در بیو دعوت می‌نماید. یک کلینیک روانشناسی همزمان با توضیح درباره افسردگی، اپلیکیشن ‏مشاوره خود را معرفی می‌کند. و یک عطاری معروف، تقریباً هر توصیه‌ای درباره گیاهان دارویی را با پیشنهاد خرید ترکیب می‌کند. این ‏مثال‌ها نشان می‌دهد که محتوای پزشکی اینستاگرام در ایران طیفی است که یک سر آن آموزش و ارتقای آگاهی عمومی و سر دیگرش ‏تبلیغ و فروش قرار دارد. درک این طیف به کاربر کمک می‌کند تا به شکلی آگاهانه با محتواها تعامل داشته و بتواند منابع معتبر را از تبلیغات صرف تشخیص دهد. 💻www.fardaresaneh.ir
🔸اَبرِ دماوند: آزمون رسانه‌های ایرانی در عصر وایرال 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 t.me/medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸اَبرِ دماوند: آزمون رسانه‌های ایرانی در عصر وایرال 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 t.me/medialesson
معصومه رشیدی (فردارسانه) – ماجرای ابر قله دماوند این پرسش را مطرح می‌کند که وقتی یک سوژه ترند می‌شود، یعنی به محبوبیت کوتاه‌مدت می‌رسد، آیا رسانه‌ها آن سوژه را راستی‌آزمایی می‌کنند یا با هیجان بازنشر می‌کنند؟ نقطه‌ آغاز این رویداد، ویدئوها و عکس‌هایی بود که «بخار و دود سفید» بر فراز دماوند را نشان می‌داد. این تصویر ابتدا در حساب کاربری اینستاگرام علی شادلو، مدرس اکوتوریسم، منتشر شد که با شوخی، ابرهای متراکم بالای دماوند را به بخار آتشفشانی تشبیه کرد. بازنشر گسترده این تصویر در رسانه‌های اجتماعی و سپس در رسانه‌های جریان اصلی، عملاً روایت خروج دود و بخار از آتشفشان را برجسته کرد و به سرعت بذر یک «اتفاق غیرعادی» در افکار عمومی کاشته شد. نکته مهم این ماجرا نه صرفاً شکل‌گیری یک تصویر یا ویدئوی چالشی، بلکه شیوه مواجهه رسانه‌ها با آن بود. نمونۀ آن، انتشار ویدئو در نسخه انگلیسی ایران‌اینترنشنال بود که با این جمله آغاز شد «Footage of smoke and steam rising from Mount Damavand…». این قاب اولیه، القاکننده یک رخداد غیر‌عادی است و تصویری از فعالیت آتشفشانی در ذهن مخاطب نقش می‌بندد. اگرچه جملۀ پایانی «دماوند یک سیستم آتشفشانی فعال محسوب می‌شود، اما هیچ مدرکی مبنی بر فوران یا انفجار قریب‌الوقوع وجود ندارد.» یک تعدیل‌کننده محسوب می‌شود اما در عمل اثر روانی جملۀ اول بسیار قوی‌تر است. بازنشر سریع در رسانه‌های جریان اصلی امروزه ولع اول بودن و فضای رقابتی موجب می‌شود که رسانه‌های جریان اصلی معمولاً دقت را فدای سرعت کنند. در این رخداد هم، دست‌کم دو رسانه پرترافیک داخلی محتوا را با کمترین فاصله زمانی بازنشر کردند. تابناک ابتدا تصاویر خروج توده عظیم بخار از قله دماوند را به نقل از حساب اینستاگرامی منبع (علی شادلو) منتشر کرد؛ متنی که بار معنایی رخداد ویژه را به خواننده منتقل می‌کرد؛ بی‌آن‌که در همان لحظه، سنجه‌های اعتبارسنجی تصویر و زمینه‌سنجی علمی را کامل ارائه کند. هرچند تابناک بعدتر در مطلبی جداگانه روایت را تعدیل کرد، اما اثر چرخۀ نخستین بازنشر، پیش‌تر در ذهن مخاطب شکل گرفته بود. فرارو با تیتر «ببینید؛ ثبت تصاویری عجیب از تشکیل ابری عظیم بر دهانه کوه دماوند» و ارجاع به همان منبع اولیه، محتوا را با رنگ‌ولعاب عجیب عرضه کرد. اگرچه در متن، ارجاعات کلی به نظر کارشناسان آمده، اما همان الگوی معمول «بازنشر سریع با حداقلی از گفته‎های کارشناسی» دیده می‌شود؛ نمونه‌ای که به لحاظ حرفه‌ای هنوز با استانداردهای راستی‌آزمایی منبع و اصالت‌سنجی تصویر فاصله دارد؛ چراکه حتی به ادعای خود منتشرکننده محتوا مبنی بر شوخی بودن، توجهی نشده است. جستجوگرهای هوشمند خبری مثل «خبرفارسـی» نیز که به‌خودی‌خود رسانه‌ تولیدکننده نیستند؛ همان خبر را تقویت و بازنشر کردند و علاوه بر افزایش دامنه‌ی دسترسی، اثر شبکه‌ای «تکثیر بدون راستی‌آزمایی» را تشدید کردند. در مقابلِ این شتاب‌زدگی‌ها، رسانه‌هایی مانند عصرایران و خبرآنلاین، تلاش کردند از همان ابتدای پوشش رویداد، با قاب‌های پرسشی و نقل‌قول‌های مشخص، روایت را تعدیل کنند. آنها به‌جای تیتر قطعی، سراغ چارچوب «آیا این فوران است؟» رفتند و با نقل قول مستقیم از متخصصان، ریسک القای فوران را کاهش دادند. اما پس از جهش اولیه بازنشر، بعضی رسانه‌ها روایت خود را به‌روزرسانی کردند: تابناک از «تصاویر خروج توده بخار» به «ماجرای ابرهای شکل‌گرفته» چرخید و به منشا انتشار اولیه تصریح کرد. این کار، اگرچه دیرهنگام، اما از منظر حرفه‌ای یک «اقدام اصلاحی» است؛ اقدامی که باید شفاف‌تر و با برچسب‌ِ «به‌روزرسانی یا تصحیح» همراه می‌شد تا مخاطب متوجه تغییر در روایت شود. ماجرای ابر دماوند تنها مربوط به کاربران ایرانی نیست. پیش‌تر نیز کلیپی از یک نهنگ اورکا در رسانه‌های اجتماعی دست به دست شد که به مربی خود «جسیکا رادکلیف» که ۱۵ سال به او آموزش داده بود و در مسابقات مختلف با یکدیگر شرکت کرده بودند، حمله می‌کند. این کلیپ ظرف چند روز میلیون‌ها بار دیده شد، اما با بررسی چندین رسانه بین‌المللی و راستی‌آزمایی‌ها مشخص شد «هیچ سندی از وجود چنین فردی، چنین پارکی یا وقوع حادثه» در منابع رسمی وجود ندارد و محتوای وایرال محصول هوش مصنوعی و کاملاً ساختگی است. این نمونه‌ به‌روشنی نشان می‌دهد که ویدئو به علت واقع‌نمایی فرمی می‌تواند سرعت و دامنه فریب را بالا ببرد. همان‌طور که در دماوند «یک قاب دیداری» به سوءتفاهم دامن زد. ادامه این مقاله را می‌توانید اینجا بخوانید. 💻www.fardaresaneh.ir 🆔 t.me/medialesson
🔸نوروزی: دستگاه قضایی مانع پیگیری رسانه‌ها نیست 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نوروزی: دستگاه قضایی مانع پیگیری رسانه‌ها نیست 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
بنت الهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – اخبار حوادث در رسانه‌ها اغلب منتشر اما رها می‌شوند. وقتی خبری تلخ بدون پیگیری و ارائه اخبار تکمیلی به سوی افکار عمومی شلیک می‌شود، مخاطب سرگردان می‌شود. در خصوص پیگیری نشدن برخی اخبار حوادث توسط رسانه‌ها، گفت‌وگویی با کامبیز نوروزی، وکیل پایه یک دادگستری و مدرس حقوق مطبوعات داشتیم. نوروزی در پاسخ به این پرسش که آیا این مسئله در رسانه‌ها ریشه دارد یا به محدودیت‌های قانونی یا فراقانونی حاکمیت مربوط است، گفت: «در اغلب این موارد فقط رسانه‌ها هستند که باید حوادث را دنبال کنند و بعضی دنبال نمی‌کنند؛ بعضی از حوادث ارزش خبری ندارد و به بعضی بی‌توجهی می‌شود. در پرونده‌های کیفری رسانه‌ها می‌توانند ماجرا را دنبال کنند و معمولاً دستگاه قضایی ممنوعیتی ندارد.» این حقوقدان درباره پرونده‌هایی مانند مهرداد نیویورک و انتشار نشدن اخبار تکمیلی درباره آن‌ها گفت: «در بعضی پرونده‌ها نمی‌توانید انتظار داشته باشید که نهادهای حکومتی تمام اطلاعات را منتشر کنند. هوشیاری و حرفه‌ای‌گری روزنامه‌نگار است که باید به دنبال خبر برود. اطلاعات را به صورت بسته‌بندی شده، شیک و تمیز به شما نمی‌دهند و وظیفه‌ خبرنگار است که باید هوشمند  و جستجوگر باشد، پرسش‌های درست مطرح کند و به دنبال آن برود؛ چه در خبر حوادث و چه در هر خبر دیگری.» عکس: محمود عارفی 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson