🔸اَبرِ دماوند: آزمون رسانههای ایرانی در عصر وایرال
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸اَبرِ دماوند: آزمون رسانههای ایرانی در عصر وایرال 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 t.me/medialesson
معصومه رشیدی (فردارسانه) – ماجرای ابر قله دماوند این پرسش را مطرح میکند که وقتی یک سوژه ترند میشود، یعنی به محبوبیت کوتاهمدت میرسد، آیا رسانهها آن سوژه را راستیآزمایی میکنند یا با هیجان بازنشر میکنند؟
نقطه آغاز این رویداد، ویدئوها و عکسهایی بود که «بخار و دود سفید» بر فراز دماوند را نشان میداد. این تصویر ابتدا در حساب کاربری اینستاگرام علی شادلو، مدرس اکوتوریسم، منتشر شد که با شوخی، ابرهای متراکم بالای دماوند را به بخار آتشفشانی تشبیه کرد. بازنشر گسترده این تصویر در رسانههای اجتماعی و سپس در رسانههای جریان اصلی، عملاً روایت خروج دود و بخار از آتشفشان را برجسته کرد و به سرعت بذر یک «اتفاق غیرعادی» در افکار عمومی کاشته شد.
نکته مهم این ماجرا نه صرفاً شکلگیری یک تصویر یا ویدئوی چالشی، بلکه شیوه مواجهه رسانهها با آن بود. نمونۀ آن، انتشار ویدئو در نسخه انگلیسی ایراناینترنشنال بود که با این جمله آغاز شد «Footage of smoke and steam rising from Mount Damavand…». این قاب اولیه، القاکننده یک رخداد غیرعادی است و تصویری از فعالیت آتشفشانی در ذهن مخاطب نقش میبندد. اگرچه جملۀ پایانی «دماوند یک سیستم آتشفشانی فعال محسوب میشود، اما هیچ مدرکی مبنی بر فوران یا انفجار قریبالوقوع وجود ندارد.» یک تعدیلکننده محسوب میشود اما در عمل اثر روانی جملۀ اول بسیار قویتر است.
بازنشر سریع در رسانههای جریان اصلی
امروزه ولع اول بودن و فضای رقابتی موجب میشود که رسانههای جریان اصلی معمولاً دقت را فدای سرعت کنند. در این رخداد هم، دستکم دو رسانه پرترافیک داخلی محتوا را با کمترین فاصله زمانی بازنشر کردند.
تابناک ابتدا تصاویر خروج توده عظیم بخار از قله دماوند را به نقل از حساب اینستاگرامی منبع (علی شادلو) منتشر کرد؛ متنی که بار معنایی رخداد ویژه را به خواننده منتقل میکرد؛ بیآنکه در همان لحظه، سنجههای اعتبارسنجی تصویر و زمینهسنجی علمی را کامل ارائه کند. هرچند تابناک بعدتر در مطلبی جداگانه روایت را تعدیل کرد، اما اثر چرخۀ نخستین بازنشر، پیشتر در ذهن مخاطب شکل گرفته بود.
فرارو با تیتر «ببینید؛ ثبت تصاویری عجیب از تشکیل ابری عظیم بر دهانه کوه دماوند» و ارجاع به همان منبع اولیه، محتوا را با رنگولعاب عجیب عرضه کرد. اگرچه در متن، ارجاعات کلی به نظر کارشناسان آمده، اما همان الگوی معمول «بازنشر سریع با حداقلی از گفتههای کارشناسی» دیده میشود؛ نمونهای که به لحاظ حرفهای هنوز با استانداردهای راستیآزمایی منبع و اصالتسنجی تصویر فاصله دارد؛ چراکه حتی به ادعای خود منتشرکننده محتوا مبنی بر شوخی بودن، توجهی نشده است.
جستجوگرهای هوشمند خبری مثل «خبرفارسـی» نیز که بهخودیخود رسانه تولیدکننده نیستند؛ همان خبر را تقویت و بازنشر کردند و علاوه بر افزایش دامنهی دسترسی، اثر شبکهای «تکثیر بدون راستیآزمایی» را تشدید کردند.
در مقابلِ این شتابزدگیها، رسانههایی مانند عصرایران و خبرآنلاین، تلاش کردند از همان ابتدای پوشش رویداد، با قابهای پرسشی و نقلقولهای مشخص، روایت را تعدیل کنند. آنها بهجای تیتر قطعی، سراغ چارچوب «آیا این فوران است؟» رفتند و با نقل قول مستقیم از متخصصان، ریسک القای فوران را کاهش دادند.
اما پس از جهش اولیه بازنشر، بعضی رسانهها روایت خود را بهروزرسانی کردند: تابناک از «تصاویر خروج توده بخار» به «ماجرای ابرهای شکلگرفته» چرخید و به منشا انتشار اولیه تصریح کرد. این کار، اگرچه دیرهنگام، اما از منظر حرفهای یک «اقدام اصلاحی» است؛ اقدامی که باید شفافتر و با برچسبِ «بهروزرسانی یا تصحیح» همراه میشد تا مخاطب متوجه تغییر در روایت شود.
ماجرای ابر دماوند تنها مربوط به کاربران ایرانی نیست. پیشتر نیز کلیپی از یک نهنگ اورکا در رسانههای اجتماعی دست به دست شد که به مربی خود «جسیکا رادکلیف» که ۱۵ سال به او آموزش داده بود و در مسابقات مختلف با یکدیگر شرکت کرده بودند، حمله میکند. این کلیپ ظرف چند روز میلیونها بار دیده شد، اما با بررسی چندین رسانه بینالمللی و راستیآزماییها مشخص شد «هیچ سندی از وجود چنین فردی، چنین پارکی یا وقوع حادثه» در منابع رسمی وجود ندارد و محتوای وایرال محصول هوش مصنوعی و کاملاً ساختگی است.
این نمونه بهروشنی نشان میدهد که ویدئو به علت واقعنمایی فرمی میتواند سرعت و دامنه فریب را بالا ببرد. همانطور که در دماوند «یک قاب دیداری» به سوءتفاهم دامن زد.
ادامه این مقاله را میتوانید اینجا بخوانید.
💻www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🔸نوروزی: دستگاه قضایی مانع پیگیری رسانهها نیست
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نوروزی: دستگاه قضایی مانع پیگیری رسانهها نیست 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
بنت الهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – اخبار حوادث در رسانهها اغلب منتشر اما رها میشوند. وقتی خبری تلخ بدون پیگیری و ارائه اخبار تکمیلی به سوی افکار عمومی شلیک میشود، مخاطب سرگردان میشود. در خصوص پیگیری نشدن برخی اخبار حوادث توسط رسانهها، گفتوگویی با کامبیز نوروزی، وکیل پایه یک دادگستری و مدرس حقوق مطبوعات داشتیم.
نوروزی در پاسخ به این پرسش که آیا این مسئله در رسانهها ریشه دارد یا به محدودیتهای قانونی یا فراقانونی حاکمیت مربوط است، گفت: «در اغلب این موارد فقط رسانهها هستند که باید حوادث را دنبال کنند و بعضی دنبال نمیکنند؛ بعضی از حوادث ارزش خبری ندارد و به بعضی بیتوجهی میشود. در پروندههای کیفری رسانهها میتوانند ماجرا را دنبال کنند و معمولاً دستگاه قضایی ممنوعیتی ندارد.»
این حقوقدان درباره پروندههایی مانند مهرداد نیویورک و انتشار نشدن اخبار تکمیلی درباره آنها گفت: «در بعضی پروندهها نمیتوانید انتظار داشته باشید که نهادهای حکومتی تمام اطلاعات را منتشر کنند. هوشیاری و حرفهایگری روزنامهنگار است که باید به دنبال خبر برود. اطلاعات را به صورت بستهبندی شده، شیک و تمیز به شما نمیدهند و وظیفه خبرنگار است که باید هوشمند و جستجوگر باشد، پرسشهای درست مطرح کند و به دنبال آن برود؛ چه در خبر حوادث و چه در هر خبر دیگری.»
عکس: محمود عارفی
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
🔸نگاهی به عقبماندگی روایی در بازنمایی تحولات سازمان مجاهدین خلق
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸نگاهی به عقبماندگی روایی در بازنمایی تحولات سازمان مجاهدین خلق 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @mediale
محسن محسنی (فردارسانه) – با پخش مجموعه تلویزیونی «عملیات مهندسی» از شبکه سه سیما، بار دیگر فرصتی برای پرداختن به سازمان مجاهدین خلق فراهم آمده است. این سریال، که بر پایه رویدادهای واقعی و جنایات این گروهک در دهه ۶۰ ساخته شده، نمادی از اهمیت بازخوانی تاریخ معاصر و واکاوی پرونده پیچیده این سازمان تروریستی است. اما همزمان با نمایش این اثر، این سوالات پیش میآید: چرا صنعت درام ایرانی، از مدیران فرهنگی و تهیهکنندگان تا کارگردانان و نویسندگان، عمدتاً بر بازه زمانی دهه ۶۰ متمرکز شده و از تحولات بعدی این گروهک غفلت ورزیده است؟ آیا این تمرکز زمانی، نشانهای از یک «بنبست دراماتیک» است که شناخت مخاطب را به یک برهه تاریخی محدود کرده و از ارائه تصویری پویا از تحولات معاصر بازمانده است؟
این محدودیت روایی، مختص صداوسیما نیست و در سینما نیز بارها تکرار شده است. در اغلب آثار، قصه در دهه ۶۰ شمسی روایت میشود که اوج آن در فیلمهای «ماجرای نیمروز» ۱و۲ بروز مییابد. حتی فیلم «سیانور»، گرچه به دهه ۵۰ بازمیگردد، اما باز هم روایتی از سالهای دور این سازمان را بیان میکند و بر ریشههای ایدئولوژیک گروه در پیش از انقلاب تاکید دارد.
تلویزیون نیز با تولید آثاری چون سهگانه «ارمغان تاریکی»، «پروانه» و «نفس» در کنار سریالهایی مانند «شاهرگ»، به بازخوانی پرونده سازمان مجاهدین خلق در سالهای منتهی به انقلاب یا اوایل پیروزی آن میپردازد و تصویری از تحولات بعدی ارائه نمیدهد.
با گذشت نزدیک به پنج دهه از انقلاب اسلامی، چشمانداز دراماتیک آثار نمایشی ما همچنان در چارچوب ترورهای خیابانی دهه ۶۰ یا عملیات مرصاد قفل شده است، در حالی که تحولات این گروه در دهههای ۷۰، ۸۰ و بهویژه ۹۰ شمسی، بسیار عمیق و سرشار از تضادهای دراماتیک بوده است. از انتقال به عراق و همپیمانی با صدام حسین گرفته تا تغییرات ایدئولوژیک، درگیریهای درونسازمانی و پروژههای رسانهای نوین، همگی میتوانند ماده خامی غنی برای خلق روایتهایی جذاب و چندلایه باشند.
به نظر میرسد چندین عامل کلیدی در این «عقبماندگی درام» نقش دارند. نخست، نگاه صرفا امنیتی به موضوع که هرگونه واکاوی تحولات جدید را در فرآیندهای طولانی مجوز گرفتار میکند و خطرپذیری سرمایهگذاران و تولیدکنندگان را به حداقل میرساند. دوم، راحتی در تکرار الگوی اثباتشده است. موفقیت آثار پیشین در دهه ۶۰، یک فرمول کمریسک و پذیرفتهشده ایجاد کرده است که ترجیح به تکرار همان را تقویت میکند. سوم، فقدان ارتباط موثر میان مراکز پژوهشی و تولیدکنندگان است. عدم وجود سازوکاری برای در اختیار قرار دادن یافتههای پژوهشی و دادههای تحلیلی بهروز، منجر به فقر منابع برای خلق روایتهای نو شده است. این عوامل، در کنار هم، یک «تله شناختی» بزرگ برای درام ایرانی ایجاد کردهاند که شناخت مخاطب از این سازمان تروریستی را صرفا به یک برهه زمانی خاص محدود میکند.
تقابلهای این سازمان با نظام جمهوری اسلامی، از جمله نقشآفرینی در اعتراضات اجتماعی و بهرهبرداری از شبکههای مجازی، ظرفیتی کمنظیر برای ساخت درامهای سیاسی، جنایی و جاسوسی فراهم کرده است. با این حال، صنعت فیلم و سریال ما از این رویدادها غافل مانده و حتی در دهه ۱۴۰۰، که شاهد تشدید درگیریهای میدانی، جاسوسی و سایبری بودهایم، هیچ روایت دقیق و جذابی تولید نشده است. گرچه آثاری نظیر «به رنگ ارغوان» یا «سرهنگ ثریا» از چارچوب دهه ۶۰ خارج شده و به تبعات اقدامات این سازمان در سالهای اخیر میپردازند، اما این تکمضرابهای کمرمق نتوانستهاند خلا گسترده را پر کنند.
در نتیجه، ادامه این وضعیت به ایجاد شکافی عمیق در روایتهای تاریخی منجر میشود که نه تنها به غنای ژانر سیاسی-امنیتی کمک نمیکند، بلکه در درازمدت ممکن است به سادهانگاری و تحریف تاریخ در ذهن نسل جدید بینجامد. شاید زمان آن رسیده که مدیران فرهنگی با حمایت از تحقیقات عمیقتر و رویکردهای نوین، چرخشی دراماتیک را از نبردهای میدانی دهه ۶۰ به میدانهای پیچیدهتر تقابل در عصر حاضر کلید بزنند.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
🔸استاد علوم ارتباطات: پژوهش دانشجوی دکتری باید منتج به تولید دانش شود
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸استاد علوم ارتباطات: پژوهش دانشجوی دکتری باید منتج به تولید دانش شود 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @me
فریبا کاکاوند (فردارسانه) - نازنین ملکیان، دانشیار علوم ارتباطات در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، در خصوص مزیتها و چالشهای استفاده از هوش مصنوعی در حوزههای آموزشی و دانشگاه، به «فردارسانه» گفت: «ما به عنوان استاد دانشگاه لازم است روشهای سنتی تدریس و تعامل با دانشجو را بازنگری کنیم. امروز با تحولات فناوریها، این روش که استاد تمرکز خود را بر ارائه یک طرفه مبحثی قرار دهد و روش آموزش حافظهمحور به صورت پرسش و پاسخِ درسها برای امتحان توسط دانشجو باشد دیگر جواب نمیدهد. در این صورت ما دانشجویی پرورش میدهیم که مصرفکننده صرف هوش مصنوعی خواهد بود.»
ملکیان با تاکید به هدایت دانشجو به تحلیل مباحث و مهارتاندوزی، میگوید: «دانشجو میبایست با نقد و بررسی به شیوههای مختلف به حل مسئله و بهترین پاسخ دست یابد. در یک دوره کلاسیک، دانشجو باید در خصوص مباحث و سر فصلها تحقیق کند و از ابزار هوش مصنوعی به عنوان وسیله کمکی استفاده نماید و به شیوه آزمون و خطا با تحلیل به صورت خلاقانه به نتیجه نهایی برسد.
به گفته این استاد علوم ارتباطات اجتماعی، «امروزه مجمع جهانی اقتصاد بر بهرهگیری از مهارتها تاکید دارد که یک بخشی از آن به مرور زمان و با تمرین و تکرار به دست میآید.»
به نظر وی «داشتن تفکر انتقادی و تحلیلی مهمترین مهارت نرمی است که در برابر استفاده گسترده از هوش مصنوعی میتواند کمک کند دادهها را مورد آزمون و بررسی قرار دهیم و هر دادهای را تنها با اتکا به هوش مصنوعی به کار نبریم. به نوعی در کنار هوش مصنوعی یادگیری یک سری مهارتها میتواند به فرد در رسیدن به نتایج مورد انتظار کمک کند.»
نازنین ملکیان معتقد است که «ویژگی حضور دانشجو در محیط دانشگاه، باعث مطالعات پیوسته، خواندن کتابها و مقالات و مشارکت در مباحث کلاسی میشود. در گذشته شاید در یک دورهای جستجوی اینترنتی هم برای کامل شدن محتوا انجام میشد، اما در حال حاضر نمیدانیم هوش مصنوعی چگونه و به چه صورت این دادهها را به دست میآورد و امکان دارد بحث عدالت الگوریتمی یا ناعدالتی اتفاق بیفتد. شاید دادههایی در دنیای فناوری و اینترنت وجود داشته باشد که به طور مشخص ممکن است دادههای اصلی نباشند اما به راحتی از طریق هوش مصنوعی منتقل شود. یکی از چالشهای مهمی که امروزه با دانشجویان داریم استفاده از منابعی است که ارجاع درست ندارند، دادهها دقیق و معتبر نیستند پایه علمی ندارند. شاید در بحث ایدهپردازی و خلاصهسازی و یا بازنگری کلی کمککننده باشد اما به طور مشخص نمیتوان در محیط دانشگاه از آنها استفاده کرد.»
این دانشیار دانشگاه تاکید کرد: «دانشجویان به ویژه دانشجویان رشتههای علوم ارتباطات و رسانه نباید مصرفکننده صرف خبر باشند و میبایست تفکر انتقادی و نقادانه نسبت به مسائل داشته باشند. از طرفی ضمن صحتسنجی منابع با فناوری همراه و همگام باشند و اخلاقمدارانه جلو بروند.»
استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی، در خصوص سختیهای مقاطع تحصیلی کارشناسی ارشد و دکتری، گفت که «مقطع کارشناسی ارشد شروع تخصصگرایی در یک حوزه مشخص است. دانشجو ضمن مطالعه منابع تخصصی کارهای پژوهشی را آغاز میکند و ایده و نگاهی نو را پرورش میدهد اما در مقطع دکترا کار پژوهشی دانشجو باید منتج به تولید دانش شود. دانشجوی دکتری یک موضوع جدید را به چالش میکشد و از آن یک راه حل و نظریه جدید میسازد و داشتن پشتکار، مدیریت زمان و استرس، خلاقیت و توانمندی با برنامهریزی دقیق و پیشبرد امور میتواند کلید موفقیت دانشجو در مقطع دکترا باشد.»
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
🔸ویدئوهای اینستاگرام بُرندهتر از بیانیههای چند هزار کلمهای
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸ویدئوهای اینستاگرام بُرندهتر از بیانیههای چند هزار کلمهای 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesso
معصومه رشیدی (فردارسانه) - در گذشتهای نه چندان دور، رساندن یک صدای اعتراض یا یک مطالبه مدنی به گوش صاحبان قدرت و ثروت، نیازمند دسترسی به ابزارهای پیچیده و گرانقیمت مانند چاپ یک آگهی در روزنامه، جلب توجه یک خبرنگار، یا سازماندهی یک تجمع فیزیکی بود. این ابزارها در انحصار گروهی محدود بود و صدای یک شهروند تنها، اغلب در هیاهوی روزمرگی گم میشد.
ظهور شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، این معادله را بر هم زد و «زیستبوم رسانهای» نوینی خلق کرد که در آن شهروندان عادی میتوانند مطالبات مدنی خود را نه تنها به گوش میلیونها نفر بلکه به گوش مسئولانی برسانند که شاید در دنیای واقعی، دسترسی به آنها غیرممکن به نظر میرسید.
مکانیسم اصلی این قدرت نوظهور، در فرو ریختن مفهوم سنتی دروازهبانی اطلاعات نهفته است. در رسانههای سنتی همواره دروازهبانانی وجود داشتند که تصمیم میگرفتند کدام روایتها باید از فیلترها عبور کرده و کدام یک در همان اتاقهای خبر مسکوت بماند؛ اما شبکههای اجتماعی این دروازهبانان را حذف کردند. حالا یک داستان تأثیرگذار از کارگری در یک کارخانه دورافتاده یا عکس و ویدئو از سرگذشت یک بازیگر فراموش شده، میتواند بدون نیاز به تایید سردبیر، منتشر شده و در کسری از ثانیه احساساتی چون خشم، همدردی، یا امید را در میلیونها نفر برانگیزد. این همان نیرویی است که به آن «سرایت عاطفی» گفته میشود و شاه کلید موفقیت این رسانهها است. یک گزارش خشک و آماری از وضعیت معیشت نامناسب یک فرد شاید نادیده گرفته شود، اما تصویر چهره خسته یک انسان و شنیدن داستان او از زبان خودش، پیوند احساسی فوری ایجاد کرده و از یک موضوع منطقی صرف، به دغدغهای انسانی و مشترک بدل میشود.
آنچه اینستاگرام را به ابزاری ایدهآل برای طرح درخواستها و یا فریاد زدن اعتراضها تبدیل کرده، معماری مبتنی بر تصویر و روایت کوتاه آن است. جایی که یک تصویر قدرتمند و یا یک ویدئوی یک دقیقهای، بسیار بُرندهتر از یک بیانیه چند هزار کلمهای عمل میکند.
نمونه عملکرد این معماری در داستان عدنان عفراویان جلوهگر شد. بازیگر و نقش اول فیلم «باشو غریبه کوچک» که روزی نماد معصومیت کودکان جنگزده ایران بود؛ درحالیکه در بزرگسالی در دکهای در اهواز به فروش سیگار و نسخههای کپی فیلم خود مشغول است، با انتشار ویدئوها و پستهای متعدد، اینستاگرام را به تریبونی برای نمایش وضعیت دشوار معیشتی و عدم حمایت صنفی و معنوی تبدیل کرد و بارها از مسئولان تقاضا کرد به وضعیتش رسیدگی کنند. این روایتهای شخصی از سطح یک گلهمندی شخصی فراتر رفت و به وجدان درد ملی تبدیل شد تا جایی که در سال ۱۴۰۰، بیش از چهار هزار و ۲۰۰ نفر از مردم، کارزار درخواست حمایت از عدنان عفراویان را در وبسایت کارزار امضا کردند و وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی را وادار به صدور دستور رسیدگی ویژه به صندوق اعتباری هنر کرد.
نمونههای موفق دیگر، کارزارهایی در زمینه محیط زیست و یا حقوق حیوانات بود که با جمعآوری امضاهای بسیار، توانست توجه سازمان حفاظت محیط زیست و افکار عمومی را نسبت به حفاظت از گونههای در معرض انقراض و یا توقف حیوانآزاری جلب کرده و در برخی موارد به تغییر رویهها در سطح محلی منجر شوند. اینستاگرام در کمپین مقابله با سد خرسان ۳، نقش یک رسانه تحقیقی تمام عیار را بازی کرد. تصاویر ماهوارهای از جنگلهایی که در معرض نابودی بودند، ویدئوهای هوایی از طبیعت بکر منطقه، روایتهای دست اول از روستاییانی که خانههایشان در آستانه غرق شدن بود، همراه با هشتگهایی هدفمند مانند سد #خرسان ۳ جنایت علیه #مردم است! دست به دست شد تا این پروژه از سایه سکوت خبری خارج شود. فشار افکار عمومی و همراهی کارشناسان و فعالان محیط زیست، در نهایت نهادهای مسئول را به دلیل پیامدهای ویرانگر زیست محیطی و اجتماعی، وادار به بازنگری و توقف پروژه کرد.
این نمونهها نشان میدهند که اینستاگرام فراتر از یک ابزار، بخشی از زیرساخت اجتماعی جامعه امروز است. در این فضا، دردهای و مطالبههای فردی به یک مسئولیت جمعی بدل میشود و خواستههای جمعی در هزاران روایت شخصی بازتاب مییابند. این پلتفرم نه تریبونی برای گفتوگو با مسئولان که صحنهای برای گفتوگوی مردم با یکدیگر درباره سرنوشت مشترکشان است.
#اینستاگرام
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
🔸داوود محمدی: خبرنگاران خبرها را با دشواری منتشر میکنند
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸داوود محمدی: خبرنگاران خبرها را با دشواری منتشر میکنند 💻 www.fardaresaneh.ir 🆔 @medialesson
صبا رضایی (فردارسانه) - «روز جهانی اخبار» یک کمپین (پویش) سالانه جهانی است که در ۲۸ سپتامبر (یکشنبه ۶ مهر) برگزار میشود تا اهمیت روزنامهنگاری مبتنی بر واقعیت را برجسته کند. این روز توسط انجمن جهانی سردبیران، بنیاد روزنامهنگاری کانادا و پروژه کانتینوم هماهنگ میشود. هدف از این روز، ترویج سواد رسانهای و گرامیداشتن نقش حیاتی روزنامهنگاریِ باکیفیت در جامعه است. تاریخ ۲۸ سپتامبر برای همزمانی با «روز جهانی دسترسی همگانی به اطلاعات» یونسکو انتخاب شده است تا بر نقش روزنامهنگاری در آگاهسازی عموم تاکید کند.
دشواری کار خبرنگاری در ایران و دنیا
داوود محمدی، عضو شورای سردبیری خبرآنلاین و سردبیر روزنامه شرق در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ خورشیدی، درباره روز جهانی اخبار به «فردارسانه» گفت: «حقیقت آن است که در اغلب کشورهای دنیا، خبرنگاران آنچه را که دیده و واقعیت است با دشواری منتشر میکنند و در ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند.»
او افزود: «روزنامهنگاران و مدیران رسانهها، خاطره و تجربه خوبی از بازتاب حقایق جامعه در مطبوعات ندارند. همواره به رسانهها هشدار داده میشود که اخبار منفی و حقایق تلخ جامعه را منتشر نکنند و زمانی که حقایق منتشر میشوند، متهم به سیاهنمایی، همسویی با دشمن، برجسته کردن نقاط ضعف و نادیده گرفتن نقاط قوت جامعه میشوند.»
محمدی تاکید کرد: «البته اینگونه هم نیست که مطبوعات ایران حقایق را نمینویسند چرا که اگر به کارنامه مطبوعات در دوران معاصر بنگریم، کارنامه قابل دفاعی دارند و رسانهها با وجود محدودیتها و تفاوتها، حقیقت را همواره منعکس کردهاند. در این میان، برخی از رسانهها میتوانند هر مطلبی را منتشر کنند و از مصونیت آهنین برخوردارند، حتی اگر خلاف واقعیت بنویسند و یا به رجل سیاسی کشور توهین کنند. اما برخی دیگر با انتشار سادهترین مطلب انتقادی، با مجازات و سانسور مواجه میشوند.»
او افزود: «البته بخشی از عدم انتشار حقایق در کشور به دلیل خودسانسوریهای روزنامهنگاران و مدیران رسانه است. ممکن است اگر خبر تلخ و یا انتقاد خود از شرایط جامعه را بنویسند با هیچ برخورد سلبی مواجه نشوند، اما از ترس سانسور، تن به خودسانسوری میدهند.»
اصل بیطرفی
محمدی درباره عدم رعایت اصل بیطرفی در برخی از رسانههای کشور گفت: «رسانه بیطرف در دنیا وجود ندارد، گردانندگان هر رسانهای خط مشی و تفکرات خاص خود را دارند، اما گرایش به شخص یا حزب خاص، نباید در عملکرد رسانه و یا خبرنگار تاثیر بگذارد.»
رسانههای ایران به جای احزاب آمدند
این فعال رسانهای تاکید کرد: «احزاب در ایران انرژی خود را در روزنامهها صرف کرده و به همین دلیل بیشتر رسانههای ایران در حقیقت حزب هستند نه رسانه. در این میان رسانههایی هم هستند که درگیر احزاب نشده و مستقل فعالیت میکنند.»
او افزود: «بسیاری از رسانههای ما در حقیقت حزب بوده و بسیاری از آنها در کشور به جای تشکیل حزب، رسانه تشکیل دادهاند و تلاش میکنند افکار خود را از طریق رسانهها ترویج داده و بقیه رقبا را شکست دهند.»
روابط عمومی به جای خبرنگاری
محمدی درباره انتشار خبر-آگهی در برخی رسانهها و فعالیت برخی خبرنگاران به عنوان روابط عمومی اشخاص یا سازمانها، گفت: «در برخی رسانهها شاهد ترویج این امر هستیم که دو دلیل اصلی دارد؛ نخست این که رسانهها مشکلات مالی دارند و تنها راهی که برای درآمدزایی در نظر دارند این است که خبر-آگهی منتشر کنند و درآمدزایی داشته باشند، بنابراین تبلیغ را در قالب آگهی منتشر میکنند.»
او افزود: «در تمام دنیا این امر رواج دارد، اما مسئله اینجاست که در دیگر کشورها بخش تحریریه، فعالیتی مجزا از قسمت آگهیها دارد. بنابراین اگر شرکتی به قسمت آگهی یک رسانه خارجی تبلیغات داده باشد، بخش تحریریه همچنان میتواند شرکت مربوطه را نقد کند. اما در ایران، اگر رسانه، تبلیغی را از شرکتی خاص بگیرد، دیگر تحریریه حق ندارد آن شرکت را نقد کند.»
محمدی، علت دوم گرایش رسانهها به خبر-آگهی را نبود خبرنگارانی با قدرت نقد حرفهای دانست و گفت: «بسیاری از رسانهها به دلیل نبود چنین افرادی، اگر هم بخواهند نمیتوانند اخبار انتقادی منتشر کنند چراکه این توانایی در خبرنگاران تحریریه وجود ندارد.»
او در پایان مصاحبه با «فردارسانه» تاکید کرد: «بسیاری از رسانهها با وجود فشارهای مالی تلاش میکنند به اطلاعرسانی حرفهای متعهد باشند و اجازه نمیدهند مشکلات مالی آنها را از مسیر حرفهای دور سازد.»
#روز_جهانی_اخبار
#روز_جهانی_خبر
#خبرنگار
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 @medialesson