🔸 فرصتشناسیِ سازندگی
فردارسانه - روزنامه #سازندگی با گذاشتن نشان شیروخورشید در صفحه یک خود ثابت کرد که اعتبار یک روزنامه فقط به انتشار خبرهای پشتپرده یا نوشتن مقالههای تند نیست. همه اینها از ویژگیهای یک روزنامه برتر به حساب میآیند اما روزنامهای برترین است که بتواند کاری را که دیگران از انجامش عاجزند، انجام دهد و این ممکن نیست مگر با قدر دانستن شانسی که قرار نیست هر روز درهای یک روزنامه را بزند.
صحبتهای علی اکبر صالحی وزیر پیشین خارجه و رئیس امروز بنیاد ایرانشناسی درباره نشان شیر و خورشید یک شانس برای همه روزنامههای چاپ امروز بود اما فقط سازندگی قدر این شانس را دانست و با یک فکر بکر، علاوه بر اینکه از صحبتهای آقای صالحی تیتر یک ساخت، طرحی از نشان شیر و خورشید را نیز کار کرد. در ۴۷ سالی که از استقرار نظام جمهوری اسلامی میگذرد کدام رسانه داخلی جرات داشته است حتی برای نقد منفی هم که شده، این نشان را منتشر کند؟ اما روزنامه سازندگی این جرات را داشت که با نوشتن تحلیلی بر سخنان علی اکبر صالحی، هم جواب دشمنان جمهوری اسلامی را دهد و هم از نظرات یک مسئول، صفحه یک جذابی درآورد.
💻 www.fardaresaneh.ir
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸محمد اصفهانی در اینستاگرام نقش بازی نمیکند
محمد اصفهانی در اینستاگرام نقش بازی نمیکند
معصومه رشیدی (فردارسانه) – صفحه اینستاگرام محمد اصفهانی، آوازخوان ایرانی، با نام کاربری mohammadesfahani.original تصویری متفاوت از حضور هنرمندی است که نه بر اساس هیجانات شبکههای اجتماعی، بلکه بر مبنای استمرار برند هنری شناختهشدهاش، فعالیت خود را از جولای ۲۰۱۵ آغاز کرد و در سال ۲۰۱۹ با دریافت تیک آبی، رسمیت یافت.
پرتره رسمی و همراستا با هویت حرفهای در تصویر پروفایل و شرح حالی (Bio) که صرفا به راه ارتباطی با مدیر برنامه و ارجاع به کانال تلگرام بسنده کرده، نشان میدهد این صفحه، کارکردی کاملاً حرفهای دارد و برای نمایش زندگی شخصی یا تعامل روزانه طرحی نشده است. این رویکرد با نسبتهای عددی صفحه نیز همخوان است: ۱۷۶ پست، ۴۶۳ هزار دنبالکننده و تنها ۳۶ دنبالشونده (تا زمان نگارش این گزارش) ساختار ارتباطی صفحه را بهعنوان تریبونی یکسویه، اطلاعرسان و رسمی ترسیم میکند.
بررسی ۱۰ پست اخیر که بازه یکساله را پوشش میدهند از یک استراتژی غیرالگوریتمی، گزینشی و کاملا پروژهمحور حکایت میکند. فاصله زمانی پستها، بیانگر آن است که صفحه با انتشار هر اثر تازه، جان میگیرد و در غیاب قطعهای جدید، سکوت میکند. سکوتی که نه نشانه ضعف، بلکه بخشی از منطق برند هنرمندی است که کمگویی را بر حضور دائمی ترجیح میدهد.
اکثریت پستها حول محور آلبوم «سراب شانهی تو» و الگوی انتشار مرحلهای آن (از اعلام در دست تهیه بودن تا انتشار قطعات اول، دوم، سوم و…) میچرخد و مخاطب را هوشمندانه از اینستاگرام به پلتفرمهایی چون تلگرام، یوتیوب و آپارات برای شنیدن کامل آثار هدایت میکند. پستهای دیگر بهویژه آثار مناسبتی، رویکرد ارزشی و ملیگرای صفحه را برجسته میکنند و در پستهای حرفهای مانند درگذشت استادانی چون فریدون شهبازیان و احمد پژمان نیز لحن نوشتار شخصیتر و همراه با احترام عمیق اما همچنان به دور از هیجانزدگی و اغراق شبکهای است. مقایسه میزان واکنش مخاطبان به پستها، نشان میدهد بیشترین لایک و کامنتها به معرفی قطعات تازه تعلق دارند، نه به پستهای خبری یا اطلاعرسانیها و این یعنی مخاطبان بیش از هر چیز شیفتۀ «اثر موسیقایی» و وفادار به هنری هستند که جایی برای حواشی ندارد.
زبان نوشتار پستها رسمی، مودب و فاخر است؛ تقریبا همه پستها با «سلام دوستان» آغاز و با امضای «محمد اصفهانی» پایان مییابند. در این لحن نه از شوخی خبری است، نه از صمیمیت تصنعی یا ایموجیهای رایج شبکههای اجتماعی. حتی در لحظات عذرخواهی یا سوگ نیز شان گفتار حفظ میشود. بهاینترتیب، او در فضای مجازی شخصیت تازهای نمیسازد، بلکه همان چهره شناختهشده هنری خود را ادامه میدهد.
در مجموع، صفحه محمد اصفهانی نمونهای از حضور یک هنرمند کلاسیک در زیستبوم دیجیتال است که بجای تلاش برای روایت زندگی شخصی و جلب توجه، اینستاگرام را به خدمت شخصیت هنری خود درآورده است. اندیشهای که در بازار پرهیاهوی بازنماییهای مصنوعی، اتفاقی کمیاب و قابلتامل است. این مدل شاید برای رشد سریع و وایرالشدن مناسب نباشد، اما برای تثبیت یک برند هنریِ ریشهدار، کارکردی دقیق و منطبق با سرمایه نمادین صاحب آن دارد.
#محمد_اصفهانی #اینستاگرام
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
🔸هماهنگی #تیتر با #عکس
نشست فنی عراقچی با گروسی
روزنامه #مردمسالاری چاپ سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
🔸میهمانی خدای بزرگ بر اهل رسانه مبارک
فردارسانه – پایگاه خبری-اختصاصی فردارسانه حلول و آغاز ماه مبارک رمضان را به تمامی مردم مسلمان ایران و نیز خبرنگاران و نیروهای رسانه که با روزهداری مشغول انجام رسالت سنگین تولید و نشر خبر و اطلاعرسانی رویدادها هستند، تبریک میگوید و از خدای مهربان قبولی طاعات و عبادات همگان را در میهمانی پربرکت الهی خواستار است.
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
🔸فقط جام جم ارزشهای خبری ماه رمضان را میدانست
فردارسانه - امروز پنجشنبه ۳۰ بهمن، بیشتر روزنامههای سراسری ایران با یک عبارت یا یک جمله، آغاز ماه رمضان را در زیر نشان خود به مخاطبانشان تبریک گفتند. برخی روزنامههای انگشتشمار نظیر #اطلاعات که وارد صدمین سال انتشار خود شده است فراموش کردند حلول ماه رمضان را تبریک بگویند.
اما کار بهتر را روزنامه #جام_جم کرد که از ماه رمضان تیتریک و عکس یک (طرح) ساخت و نشان داد که یک روزنامه عمومی که ملزم به پوشش تمامی رویدادهای جاری است، میتواند از یک رویداد مهم مذهبی نیز که دارای ارزشهای خبریِ تازگی، دربرگیری و مجاورت معنوی است برای تیتریک و حتی عکس یک بهرهبرداری کند.
عکس: شماره امروز روزنامه جام جم
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸وقتی ایرانیها به «بله» بله گفتند
عمادالدین قاسمیپناه (فردارسانه) – این روزها نام اپلیکیشن «بله» بیشتر از همیشه به خاطر کالابرگ شنیده و دیده میشود. با این حال، «بله» این روزها ۱۰ سالگی تولد خود را تجربه میکند. طی این مدت صعود و افول «بله» مانند بقیه پیامرسانهای ایرانی با انتشار یک خبر مثبت یا منفی مشهود بوده است.
مهمترین مسئله کاربران درباره پیامرسانهای داخلی مربوط به امنیت آنها و سپس پایداری آنهاست. حفظ حریم خصوصی از اصول اولیه کاربران برای اعتماد به یک پیامرسان است.
گاهی اجبارها یا به عبارت دقیقتر فشارهای آزاردهنده برای پیوستن کاربران به پیامرسانهای داخلی از جمله «بله» نتیجه معکوس میداد. حتی این تصور وجود داشت که کاهش پهنای باند اینترنت بینالملل و پیامرسانهای خارجی با هدف کوچ اجباری کاربران به پیامرسانهای داخلی پیگیری میشود. این موضوع البته بیراه هم نبود و بعضی از مسئولان به ویژه در زمان بررسی طرح موسوم به «صیانت» به صراحت بر آن تاکید میکردند.
با این حال، طی سالهای گذشته، پیامرسانهای داخلی تلاش کردند خود را از این اتهام دور کنند. آنها به این منظور چارهای نداشتند که دو ویژگی کاربرپذیری و کاربردپذیری خود را به گونهای توسعه دهند که کاربران ایرانی جذب آنها شوند. آنها در بخش کاربرپذیری که شامل تجربه کاربری آسان، بیدردسر، لذتبخش و جذاب است، شاید به اندازه اپلیکیشنهای خارجی موفق نبودند، اما تمرکز بر ارائه خدماتی که پیامرسانهای خارجی امکان آن را نداشتند، میتوانست نقطه قوت داخلیها باشد.
در این میان «بله» با پشتوانه بانک ملی ظهور کرد و به تدریج راه خود را به عنوان یک اپلیکیشن خدماتی، سرگرمی، فرهنگی و مذهبی در دستگاههای دیجیتال ایرانیها باز کرد. دیانای «بله» با موضوعات مالی پیوند خورده بود، اما کانالها و بازوهای کاربردی و آموزشی آن، نشان از یک استراتژی توسعهگرا برای تبدیل شدن این اپلیکیشن به یک سوپراپلیکیشن داشت.
این استراتژی باعث شده است که بخش قابل توجهی از کاربران جذب «بله» شوند. اکنون کاربران میتوانند به امکاناتی از جمله مشاهده نسخههای پزشکی، رهگیری مرسولات پستی، خدمات قضایی (عدلایران)، اطلاع از وضعیت کالابرگ، خدمات انتظامی، سرمایهگذاری آنلاین، اطلاع از سود سهام عدالت، پیگیری ارز مسافرتی و ارز حج عمره، خدمات خودرو (استعلام نمره منفی گواهینامه، استعلام و پرداخت خلافی)، خدمات حقوقی (دستیار هوشمند حقوقی، وکیل آنلاین) و موارد دیگری دسترسی داشته باشند.
این موارد در کنار امکانات ارتباطی مانند تماس صوتی و تصویری رایگان، تماسهای گروهی برای جلسات کاری، ایجاد گروه و کانال و چت شخصی باعث شده است که «بله» یک رشد ارگانیک را تجربه کند؛ رشدی آرام، پیوسته و بدون دوپینگ شبکهای.
با این اوصاف، پیامرسانهای داخلی برای توسعه نیاز به سرمایهگذاری دارند. این سرمایهگذاری هم مادی است و هم معنوی. درواقع، داخلیها باید متوجه باشند که جذب کاربران ایرانی صرفا مستلزم توسعه امکانات فنی نیست و اعتماد جایگاه ویژهای دارد. آنها به خوبی میدانند که در زمان قطعیهای طولانی مدت اینترنت بینالملل، با اقبال بیشتر کاربران روبهرو میشوند. معنی این اتفاق کاملا روشن است. بنابراین به جای اینکه در زمین پیامرسانهای خارجی بازی کنند بهتر است بر مواردی تمرکز کنند که خلا آنها در خارجیها مشهود است، همان استراتژی خدماتی «بله».
#بله #پیام_رسان
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب: فضای رسانهای کشور انتخاباتی نیست
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – در عصر حکمرانی فضای مجازی، رسانههای سنتی مانند روزنامه، رادیو و تلویزیون باید تلاش بیشتری برای جلب نظر افکار عمومی به رویدادی نظیر انتخابات شوراها داشته باشند. در فاصله ۶۶ روز تا انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در ایران، فرید شهاب، دبیرکل جامعه جوانان متحد اسلامی و رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب ایران، در خصوص اهمیت رسانه در انتخابات شوراها، گفتوگویی با فردارسانه انجام داده است.
او با ارزیابی فضای رسانهای کشور گفت: «فکر میکنم در فضای فعلی با توجه به جنگ ۱۲ روزه و کودتای نافرجامی که حضرت آقا فرمودند، رسانهها باید به سمت انتخابات بروند. رسانههای کشور از فضای ماه مبارک رمضان که فضای معنوی است و فضای عید نوروز که عید ملی و مذهبی متقارن شده است به بهترین نحو میتوانند استفاده کنند. تا الان فضای رسانه کشور فضای انتخابات نبوده است. بحث اصلی این است که فضا در خیلی از استانها، فضای انتخاباتی نیست و فکر میکنم اینجا نقش رسانه خیلی مهم است که جایگاه و نقش انتخابات شوراها را بیشتر برای مردم تبیین و اهمیت آنها را تشریح کند. مثلا در استان مازندران همان طور که مستحضر هستید به خاطر عملکرد شوراها در سطح استان، فضای رسانهای کشور برای مردم باید خیلی بیشتر فعال باشد تا بتواند مردم را بیشتر تحریک کند. در استان مازندران تعدادی از اعضای شورا دستگیر شدند و مردم تصور خوبی از عملکرد شورای قبلی ندارند. در چنین جاهایی رسانههای ما باید بیایند و اهمیت شوراها را تبیین کنند.»
او ادامه داد: «بحث دیگر این است که ما در این دوره شاهد فزایش ۲۸ تا ۳۰ درصدی ثبت نام هستیم. افراد جدیدی ثبت نام کردند. در استان تهران شاهد افزایش ۹۵ درصدی ثبت نامها بودیم. در انتخابات پیشرو این وظیفه رسانههای کشور است تا فضایی ایجاد کنند که نامزدها بتوانند خودشان، سوابق و تخصصشان را بهتر معرفی کنند و مردم بتوانند با دقت بیشتری پای صندوق انتخاب کنند.»
رئیس کمیته اطلاعرسانی خانه احزاب گفت: «وظیفه بعدی فضای رسانهای ما، تشویق به افزایش مشارکت مردم و تبیین جایگاه انتخابات و اهمیت آن در این دوران است. ما ۱۱ اردیبهشت انتخابات را پیش رو داریم. انتخابات شوراها در سطح شهر و روستا است و مردم حتی در روستاها قدرت انتخاب پیدا میکنند تا از طریق شورای روستا، دهیار انتخاب شود. سپس بخشدار و شهردار به تناسب انتخاب میشوند و وقتی تا سطح روستا موضوع انتخابات دنبال میشود، قطعا بحث جریانسازی عمق بیشتری پیدا میکند. لذا اینجا نقش رسانهها برای طرح مطالبات مردمی در شهر و روستاها میتواند خیلی کمک کند. همچنین مطالبات مردم را از نمایندگانی که انتخاب میشوند پیگیری کنند. نامزدها باید برای حل مشکلات شهر و روستا و شهرستان آسیبشناسی داشته باشند و بتوانند این مشکلات را حل کنند.»
شهاب درباره رسانههای اثرگذار بر مردم برای مشارکت در انتخابات اظهار داشت: «با توجه به حجم انبوهی از خبرها که مردم با آن مواجه هستند، بیشتر به دنبال خبرهای کپسولی هستند که به صورت کوتاه و مختصر اطلاعرسانی دقیقی داشته باشد لذا به نظر من رسانه ملی میتواند در این زمینه بسیار نقش موثری داشته باشد و خیلی جا دارد که بهتر از این عمل کند. جا دارد در صداوسیما درباره احزاب برنامههای خاص و مشخصی را از الان حداقل برای تهران در نظر بگیرند، تا مردم بیشتر با احزاب آشنا شوند. الان که احزاب میخواهند لیست دهند مردم باید بیشتر با جریاناتی که در کشور وجود دارد آشنا شوند. هدفگذاری و دیدگاههای احزاب و برنامههایی را که برای شوراها دارند میتوانند در سطح رسانه ملی میز گرد بگذارند، کرسیهای آزاد اندیشی را راهاندازی و مصاحبه کنند. پس نقش رسانه ملی بسیار مهم است.»
او افزود: «در موضوع فضای مجازی، مردم با موبایل در کانالها و گروههای فضای مجازی راحتتر ارتباط گرفتند. فضای مجازی میتواند نقش بسیار مهمی در اطلاعرسانی، جهت دهی و جریانسازی در انتخابات داشتهباشد. روزنامهها نقش کمتری دارند. بنابراین صداوسیما و فضای مجازی میتوانند اثرات بیشتری داشته باشند. رسانهها باید موضوعات را بیشتر به سمت امیدآفرینی ببرند. حل مشکلات کشور و اینکه خودمان میتوانیم مشکلات خودمان را به دست خودمان حل کنیم موضوع اساسی است.»
هفتمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ در سراسر کشور برگزار خواهد شد.
پایگاه خبری-تخصصی فردارسانه
🔸«اسباب زحمت»، سریالسازی در حکم مُسکّن جامعه!
هادی اعتمادی مجد (فردارسانه) – سعید آقاخانی بچه تلویزیون است. با دغدغه و دردآشنا کار میسازد. سریالسازی را به مثابه مُسکّنی برای جامعه و به فراخور نیازهای مردم در نظر میگیرد. سه دهه است که برای این رسانه بازیگری و کارگردانی کرده و تار و پود مدیوم و رگ خواب بیننده، خوب دستش آمده است. او حتی در تک ساخته سینماییاش، «لامپ صد» هم معضلی مثل اعتیاد و تبعاتش را دستمایه قرار داد و البته چنان متاثر از کادر تلویزیون بود که فیلمش مُهر تله فیلم خورد!
او حالا در یکی از بهترین زمانهای سال، در کنداکتور طلایی ماه رمضان سریالی روی آنتن شبکه یک فرستاده است. «اسباب زحمت» یک کمدی-درام با تکیه بر مولفههای آشنای چنین محصولاتی است. پیش از این سریالهای «خوش رکاب» و «کامیون» را در این رسانه با مضمون مشابهی دیده بودیم. ساختار سریال در روایتشناسی از گونه اپیزودیک است. این یعنی با حضور یک یا چند شخصیت واحد در هر قسمت، شاهد بروز اتفاقی به موازات خط قصه اصلی و ورود و خروج آدمهای فرعی هستیم. اینجا «احمد» (سعید آقاخانی)، «ناصر» (حسن معجونی) و «صادق» (عباس جمشیدیفر) کارکنان باربری هستند که در هر اپیزود، با آدمهایی جدید آشنا میشوند. این مسئله ممکن است برای بیننده ایرانی که شیفته تماشای گسترش قصهای واحد است، چندان خوشایند نباشد. آدمهایی که در هر قسمت، شاید قشری از مردم را نمایندگی میکنند، در شکلگیری داستانی کوتاه شرکت میکنند و سپس کنار میروند. طبعا در این فرصت کوتاه، زمانی برای ایجاد اخت و حس علاقهمندی به کاراکترهای مهمان ایجاد نمیشود. ضمن اینکه در این چند قسمت، قصهها هم به دلیل تکراری بودن، طوری نبودهاند که عمق پیدا کنند و اثرگذار باشند. در یک قسمت فرزند خانوادهای گم میشود و حداکثر برای نو و به روز نمایاندن داستان، مرد خانواده شاغل در حوزه رمزارز معرفی میشود. در داستانی دیگر، پیرزن کارفرما گرفتار آلزایمر است.
اینها قرار است در حاشیه ماجرای دویست میلیون کسری احمد برای خریدن خاور که سوژهای نخنماست، پیرنگ را تناور کنند. رویایی که محقق نمیشود و گاه حتی داستان اصلی را به حاشیه میراند. شخصیت اصلی هم طوری بازی شده که شباهت زیادی به «نورالدین خانزاده» در سری مجموعه «نون.خ» دارد و فقط لهجه او حذف شده است. در کنار او ناصر و صادق هم اسیر کلیشهها هستند و آوردهای برای تقویت یا بسط داستان اصلی ندارند. گویی هر سه از دل بسیاری سریال مشابه دیگر، دعوت به تکرار خود در «اسباب زحمت» شدهاند. مثلا صادق به طرزی کلیشهای، علاقهمند پنهانِ دختر احمد است یا ناصر که روی خودرویش تعصب دارد. از سوی دیگر، در بخش خانواده احمد هم نوآوری خاصی دست کم تا اینجا دیده نمیشود.
«اسباب زحمت» در جنس کمدیاش نیز جدا از یکی به دو کردن و جدلهای اغلب بیحاصلِ باب شده در کمدیهای سالهای اخیر، شوخی ناب کم دارد. ایدههای چوبشور دود کردن برای ترک سیگار، جابهجا شدن راننده به بهانه گواهینامه نداشتن ناصر، قضیه تاخیر در توزیع نذری به بهانههای مختلف و … قوت چندانی برای افزودن به بار طنز ندارند. چیزی که «اسباب زحمت» را از سطح یک کمدی کلامی و در لحظاتی کمدی موقعیتهای کمرمق فراتر نمیبرد.
با این حال کنایههای صریح به عصبانی بودن جامعه در رهگذر پیامکهایی که درباره کیفیت رانندگی ناصر از طرف مردم میآید یا دردسرهای تاسفبار برای خرید خودرو، به نوعی نقدی تلویحی بر مشکلات روزافزون اقتصادی هستند. ضمن اینکه آقاخانی با طراحی دکوپاژ و میزانسن پویا و حرکتهای مدام دوربین، کوشیده سریال را از سکون و رخوت در لوکیشنهای بسته نجات دهد و دردسر تصویربرداری در جاده را نیز به جان بخرد.
کمدی متوسط «اسباب زحمت» با تمام این اوصاف، در شرایط پر اندوه کنونی و غمزدگی افکار عمومی، تلاشی از سوی رسانه دولتی برای تلطیف فضا و شوقانگیزی است. اقدامی که باید دید در ادامه سریال، چقدر به بار خواهد نشست.
#اسباب_زحمت #سعید_آقاخانی
💻 www.fardaresaneh.ir
🆔 t.me/medialesson
🆔 eitaa.com/medialesson
فاطمه دوله (فردارسانه) - تفاوت قیمت روزنامههایی که تعداد صفحاتشان با یکدیگر برابر است، تنها به کاغذ و چاپ مربوط نیست؛ مدل تولید محتوا، تیراژ، درآمد تبلیغاتی و استراتژیهای بقا در بازار بحرانزده مطبوعات، نقش تعیینکنندهتری در قیمت روی جلد دارند.
با نگاهی به باجههای روزنامهفروشی و مشاهده تفاوت قیمت روزنامهها، این سؤال به ذهن میرسد که چرا دو روزنامه با تعداد صفحات یکسان قیمتهای متفاوتی دارند؟ برای نمونه، تفاوت میان روزنامههای هشت صفحهای با قیمت پنج تا ده هزار تومان در برابر روزنامههایی بیست تا سی هزار تومانی، پرسشی است که پاسخ آن در لایههای مختلف اقتصاد رسانه نهفته است.
پیش از بررسی این عوامل، یک تمایز مهم را باید در نظر داشت. در مورد روزنامههای دولتی که از بودجههای ویژه خود بهره میبرند، تفاوت قیمت با سایر نشریات چندان پیچیده نیست؛ حمایتهای دولتی به طور مستقیم قیمت تمامشده را کاهش میدهد. اما در مطبوعات بخش خصوصی، معادله متفاوتتر و چندبعدیتر است.
محتوای تولیدی یا بازنشر اخبار؟
روزنامه شرق با قیمت ۳۰ هزار تومان بالاترین قیمت را در بین روزنامههای سراسری دارد. مهدی رحمانیان، مدیرمسئول شرق، در گفتوگو با فردارسانه مهمترین عامل تفاوت قیمت را در ماهیت تولید محتوا میداند. او برای روشن کردن موضوع از یک مثال صنعتی استفاده میکند: «تصور کنید کارخانهای در ایران مشغول تولید است؛ کارگرانش ایرانی هستند، مواد اولیه را با زحمت تهیه میکند و همه فرایند تولید در داخل همان مجموعه انجام میشود. در مقابل، کارخانهای را در نظر بگیرید که صرفاً مونتاژ انجام میدهد.»
رحمانیان این تمثیل را به دنیای مطبوعات تعمیم میدهد و میافزاید: «ممکن است روزنامهای منتشر شود، اما وقتی از صفحه اول تا صفحه آخر آن را نگاه میکنید، میبینید تمام مطالب توسط تیم همان روزنامه تولید شده است. این تیم تولید محتوا هزینه دارد و این هزینه باید در قیمت روزنامه سرشکن شود. در مقابل، رسانهای که محتوای خود را عمدتا از منابع دیگر بازنشر میکند، هزینههای نیروی انسانی کمتری متحمل میشود و این تفاوت در قیمت نهایی منعکس خواهد شد.»
او البته عوامل فنی مانند کیفیت چاپ و نوع کاغذ را هم در این معادله دخیل میداند، اما تاکید میکند که هزینه نیروی انسانی مهمترین متغیر در تعیین قیمت یک رسانه است.
قیمتگذاری به مثابه استراتژی بازاریابی
در سوی دیگر، روزنامه پیام ما با قیمت ۵ هزار تومان پایینترین قیمت را در بین روزنامههای سراسری دارد. نکیسا خَدیشی، مدیرمسئول روزنامه پیام ما، در گفتوگو با فردارسانه رویکرد دیگری به این بحث دارد. او ضمن تایید تأثیر عوامل فنی مانند نوع چاپ و اندازه تحریریه، بر یک بُعد استراتژیک کمتر دیدهشده تاکید میکند.
خدیشی میگوید: «رسانهای مانند روزنامه پیام ما که عمر انتشار سراسری آن زیر ده سال است، در روزگاری به صورت سراسری منتشر میشود که مخاطبان به دلایل مختلف روی خوش به رسانههای کاغذی نشان نمیدهند. در چنین اتمسفری، قیمتگذاری پایین عملا آخرین تکنیک مدیریت رسانه برای انتخاب شدن توسط مخاطب از روی پیشخوان است.»
به عبارت روشنتر، برخی رسانههای جوانتر آگاهانه قیمت خود را پایین نگه میدارند تا دوران معرفی به مخاطب را راحتتر طی کنند. این یک ریسک مالی محاسبهشده است، نه نشانهای از ضعف محتوایی.
اما خدیشی به یک واقعیت مهمتر هم اشاره میکند: «اگر قرار بود هزینههای تمامشده صرفا از طریق تکفروشی تامین شود، هر نسخه روزنامه باید قیمتی دهها برابر آنچه امروز روی جلدش نوشته میشود، میداشت.» این جمله به خوبی نشان میدهد که قیمت فعلی روزنامهها در بخش خصوصی نه بر اساس منطق سودآوری، بلکه بر اساس منطق بقا تعیین میشود.
عوامل ساختاری موثر بر قیمت
در کنار دیدگاههای مدیران رسانهای، مطالعات اقتصاد رسانه نیز چند عامل ساختاری را در قیمتگذاری مطبوعات تعیینکننده میداند.
هزینههای تولید نخستین و مهمترین متغیر است. کاغذ، جوهر، انرژی، چاپ و دستمزد کارکنان تحریریه بخش عمده قیمت تمامشده را تشکیل میدهند. در ایران، نوسانهای نرخ ارز و وابستگی بازار کاغذ به واردات، این هزینهها را به شدت بیثبات کرده است.
تیراژ و اقتصاد مقیاس متغیر دومی است که اغلب نادیده گرفته میشود. روزنامههای پرتیراژ میتوانند هزینههای ثابت خود را روی تعداد بیشتری نسخه سرشکن کنند و قیمت هر نسخه را پایینتر نگه دارند. روزنامههای کمتیراژ این امکان را ندارند.