eitaa logo
رسانه الهی
353 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
690 ویدیو
12 فایل
خدایا چنان کن سر انجامِ کار تو خشنود باشی و ما رستگار ارتباط با ما @Doostgharin
مشاهده در ایتا
دانلود
مشاوره با نامحرم در خرید و فروش
رسانه الهی
💜🖇♥️🖇💜🖇💜 💜🖇💜🖇💜 ♥️🖇💜 💜 #دام_شیطان #قسمت_بیست_هفتم🎬 رو کردم به معینی وگفتم:شما برای من یه جورایی آشن
💜🖇♥️🖇💜🖇💜 💜🖇💜🖇💜 ♥️🖇💜 💜 🎬 خلاصه ازمعینی خواستم تا نزدیکیهای آرایشگاه مامان برسونتم ,نمیخواستم ازمن آدرسی داشته باشه. معینی خرسند ازاینکه شکارتازه ای به دست آورده,شماره ام را از من گرفت تا درموقع نیاز بهم زنگ بزنه ودرجلسات به اصطلاح نخبه هاشون شرکت کنم. معینی کاملا مطمئن شده بود که من از,اون ابلیسکهای بسیارزبروزرنگم که برای محافظه کاریم لباس دختران محجبه برتن کردم وادای انسانهای مذهبی را درمیاورم. به خانه که رسیدم همه چی رو داخل کاغذ نوشتم ودادم به بابا تا دوباره به دست ,سرکارمحمدی برساند. بابا وقتی به خانه آمد ,اینباریک ساعت مچی بهم داد وگفت آقای محمدی سفارش کردند هروقت تماس گرفتن وخواستی جلسه بری ,این ساعت رابه مچت ببند. یک هفته ای گذشت واز معینی خبری نشد. هفته ی بعد گوشیم زنگ خورد ,ناشناس بود,جواب ندادم چندباردیگه ام زنگ زد,اخرش پیام داد...معینی هستم ,جواب بدهید. زنگ زد... من:الو سلام ,خوب هستید؟ معینی:سلام خانم سعادت,شما چطورید؟؟ من:ممنون... معینی:غرض از مزاحمت,راستش فرداعصر یک جلسه هست,خوشحال میشم شرکت کنید.. گفتم :چشم,آدرس رالطف کنید حتما... معینی:نه آدرس احتیاج نیست ,یه جا قرار می ذاریم، خودم میام دنبالت. حساسیتی برای گرفتن آدرس نشون ندادم وگفتم:چشم مشکلی نیست پس من جلو دانشگاه منتظرتونم... بااینکه ازشون نمیترسیدم ,اما یه جور دلهره داشتم,خودم رابه خدا سپردم واز ارباب کمک گرفتم.... ساعت مچی رابستم دستم ,وبا توکل به خدا حرکت کردم. جلو در دانشگاه,معینی منتظرم بود,سوار ماشین شدم وسلام کردم. معینی:سلام بر زیباترین نخبه ی زمین... من:ممنون,شما لطف دارید.. معینی:ببخشید ,نمیخوام بهتون بربخوره ,اما اگرامکان داره این چشم بند رابزنید روچشماتون. من:نکنه تاآخرجلسه باید چشم بسته باشیم. معینی:نه نه ,به محل جلسه رسیدیم آزادید ,فقط اگر میشه گوشیتونم خاموش کنید. ناچار خاموش کردم وچشم بند،هم گذاشتم ،حرکت کردیم. داخل ماشین پیش خودم همش قرآن میخوندم. معینی هراز گاهی یه چیزی می پروند واز افراد شرکت کننده تعریف میکرد واز اهداف انجمنشون میگفت. اون معتقدبود ,با جمع آوری نخبه ها وافراد باهوش وبااستعداد میخواهند جامعه ای آرمانی بسازند,جامعه ای که درتمام کتابهای آسمانی وعده داده شده است. بالاخره بعداز ۴۵دقیقه به محل موردنظر رسیدیم.... .. ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‌─┅═༅𖣔💜𖣔༅═┅─ 🕌
رسانه الهی
💜🖇♥️🖇💜🖇💜 💜🖇💜🖇💜 ♥️🖇💜 💜 #دام_شیطان #قسمت_بیست_هشتم🎬 خلاصه ازمعینی خواستم تا نزدیکیهای آرایشگاه مامان
💜🖇♥️🖇💜🖇💜 💜🖇💜🖇💜 ♥️🖇💜 💜 شیطان 🎬 به محل مورد نظر رسیدیم. وااای خدای من این‌جا ازهمه نوع آدمی بود,محجبه,آزاد,پیر ,جوان وحتی نوجوان ,همه یک نوع ویژگی داشتند که متمایزشان کرده بود,بعضی ها هم برای شناخته نشدنشان ,نقاب‌های مختلف برصورتشون گذاشته بودند. با چند نفر از شرکت کننده ها هم کلام شدم و متوجه شدم اینجا اصلاً ربطی به عرفان حلقه ندارد اما عرفان حلقه وسیله‌ای برای جذب بعضیا شده,چیزهایی می‌دیدم که بسیار متأسف می‌شدم,یکی را از طریق اعتقادات مذهبی, یکی را ازطریق اعتقادات سیاسی ,یکی دیگر راازطریق حس وطن پرستانه شان جذب کرده بودند. بعضی چهره‌ها را می‌شناختم از رتبه‌های کنکوربودند وجز نوابغ به حساب می‌امدند اما متاسفانه بایک برخورد متوجه می‌شدی در دام اعتیاد افتاده‌اند. خیلی پریشان شدم,معینی هم رفته بود پیش اون کله گنده هاشون. بالاخره سخنران جلسه شان که پیرمردی موسفید وچشم آبی,بود بالای سن رفت وشروع به صحبت کرد. ابتدا فکرمی‌کردم مال کشور دیگریست اما وقتی با زبان سلیس فارسی صحبت کرد,شک کردم که خارجی باشه... خیلی محتاطانه و زیرکانه صحبت می‌کرد... سخنران شروع کرد.. به نام(ان سوف),خدایی که جهان را درچندین مرحله خلق کرد انسان رادر کالبد آدمی بوجود آورد تا در نظم این جهان به او کمک کند.... وااای بلا به دور، اینجا از اشرف مخلوقات به همکار نعوذ بالله, خدا منصوب شدیم. و شروع کرد به تشریح و توضیح اهداف(برگزیدگان). می‌گفت:ما قرار است کارهای بزرگ انجام دهیم ووظایف هرکس طبق توانایی‌هاش ,به صورت خصوصی, بهش ابلاغ میشه و انجمن برگزیدگان همه را به دقت زیر نظر دارد,و از ما بین همه ی نخبه ها ,نه تنها در ایران ,بلکه در کل جهان ,افرادی انتخاب می‌شود که درزمانی خاص ,تعلیماتی خاص به آن‌ها داده می‌شود و این افراد خود مربیگری, نخبگان دیگر رابه عهده می‌گیرند. اصلا حرفاش خیلی نامحسوس روی روح وروان طرف تاثیر می‌گذاشت وطوری شستشوی مغزی میداد که اصلا فرد متوجه نمیشد که با اعتقاداتش داره بازی میشه... دلم به حال این نخبه ها می‌سوخت وخیلی متاسّف می‌شدم ,چرا خود مملکت به بهترین نحوه از این منابع استعداد استفاده نمی‌کرد؟؟ آخر غفلت تاکی؟؟ اعصابم به شدت متشنج شده بود که خداراشکر ,حرافیها تمام شد ,قبل از پذیرایی به هرکس پاکتی دادند که نام آن شخص روی آن پاکت نوشته شده بود و امرکردند ,پاکت را درمنزل باز کنیم. دوباره چشم بند و راه برگشت با معینی.... .. ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‌─┅═༅𖣔💜𖣔༅═┅─ 🕌
رسانه الهی
💜🖇♥️🖇💜🖇💜 💜🖇💜🖇💜 ♥️🖇💜 💜 #دام_ شیطان #قسمت_بیست_نهم 🎬 به محل مورد نظر رسیدیم. وااای خدای من این‌جا ا
امروز به مناسبت ولادت با سعادت امام رضا علیه السلام دو پارت از داستان را تقدیم شما کردیم🌸🌸🌸🌸🌸
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ذکر« یارئوف» تاثیر بسیار زیادی در رفع غم و گرفتاری دارد... 🕌 @mediumelahi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌲🌲🌲🌲 ❎گاهی میدوی و به مقصد نمیرسی... گاهی میدوی و از مقصد دورتر می شوی !😳 در درون تو چه اتفاقی رخ داده ، که هیچ چیز شادت نمیکند؟🤔 با خدا باش پادشاهی کن😍 🕌
یکی میره کله پاچه فروشی طرف بهش میگه: قربون چشم بزارم ؟ جواب میده: نه آقا حداقل صبر کن من برم قایم بشم😑🤪🤪🤣🤣🤣🤣🤣 ⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜⚜ 💠حضرت علی علیه السلام می فرمایند: اندیشیدن همانند دیدن نیست؛ زیرا گاهی چشمها دروغ می نمایاند، اما آن کس که از عقل نصیحت خواهد به او خیانت نمی کند. ❇️ اغلب در جاده‌های آسفالته مستقیم یا در بیابان ها منظره آب دیده می شود که وقتی به سوی آن حرکت می کنیم آن هم با همان سرعت در همان جهت پیش میرود و یا وقتی نزدیکش می شویم از نظر محو می شود، این منظره سراب است. و روزی میرسد که وقتی چشم باز میکنیم می بینیم دنیا سرابی بیش نبوده است. ———————————————————— ✅ استفاده از این مطلب با ذکر «صلوات» جایز است 🕌
💜🖇♥️🖇💜🖇💜 💜🖇💜🖇💜 ♥️🖇💜 💜 🎬 به خانه رسیدم,بابا اومده بود,مامانم خونه بود,فوری رفتم تواتاقم,در پاکت رابازکردم واول چشمم افتادبه یک دسته دلار,شمردم۱۲۰دلار بود یک کاغذ هم داخلش بود به,این مضمون:خانم هما سعادت ورود شما را به انجمن برگزیدگان تبریک میگوییم,امیدوارم دراینده بیشتر وبیشترباهم همکاری داشته باشیم,به یاد داشته باشید ما برگزیده شده ایم تا این جامعه را به جامعه ی آرمانی برسانیم. وظیفه ی شما درابتدای راه,تحقیقات درزمینه ی هسته ای در مرکز تحقیقات هسته ای ودرآوردن آمار واطلاعاتی که متقاعبا به شما اعلام میشود. اگر دروظیفه تان موفق بودید انجمن به شماتعهدمیدهد به زودی کارگاهی تحقیقاتی با تمامی امکانات لازم, تحت اختیارشما قرارخواهیم داد. حالا میفهمم که چرا تواین مملکت فرارمغزها داریم. اخه برای یک جلسه ی دوساعته ۱۲۰دلاربه یک جوان آس وپاس والبته باهوش بدهند ,حتما تحت تاثیرقرارمیگره,البته صحبت کردن وسخنرانیهاشون خیلی نرم ونامحسوس,ذهنیت یک جوان را شستشومیدهد. وقتی صحبتهای این انجمن راشنیدم دیگه برام کارهای داعشیها که برای رفتن به بهشت سرمیبرند تعجب برانگیز نبود,به احتمال زیاد برای اونها هم همینجور برخوردشده ومغزشان راشستشو داده اند واعتقادات خودرا برمغز طرف چیره کرده اند. سریع بابا رادرجریان گذاشتم,تمام اتفاقات وحرفهایی که زده شد ومحتویات پاکت رابرای محمدی نوشتم,پدرم دیگه کارازموده شده بود,از خانه بیرون رفت. ازمن میخواستند اطلاعات مملکتم را برای این جانورها که هنوز نمیدانستم ازکجا تغذیه میشوند بفرستم... محال بود همچی کاری کنم,باید ببینم نظر سرکار محمدی چی هست... سرکارمحمدی برام پیغام داده بود هرکارکه گفتند بکن اما اگر زمانی خواستی اطلاعات مرکزتان را براشون کپی کنی,قبلش باماهماهنگی کن ,ماخودمون یک فلش حاوی اطلاعات برات ارسال میکنیم. ازاینکه از اولش ,پلیس را درجریان گذاشتم خیلی خوشحال بودم,هم یه جورایی حساس امنیت میکردم وهم با راهنمایی پلیس اشتباهی مرتکب نمیشدم. امروز یک استاد جدید آمده بود,استاد مهرابیان. دانشجوها به خاطراینکه استادمهر ابیان جوان وتازه کاربود وسال اول تدریسش,هست,بهش میگفتن,جوجه استاد... اما با اولین جلسه ی کلاس,متوجه شدم استاد ,علی رغم سن کمشون ,استاد باسوادی بود.ادامه دارد.. .. ‎‌‌‌‌‌‎‌‎‌‌‌‌‌‎‌ ‎‌─┅═༅𖣔💜𖣔༅═┅─ 🕌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
نوع نگاه شهید چمران رو به زندگی ببینیم 👌خیلی جالبه ┄┅┅┅┅❀❀┅┅┅┅┄ 🌹رفاقت با شهدا 🌹🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷 🕌