eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
ادیتم چطوره؟😉 ♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ 𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️ ♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ ‌(Nazanin_bayaty👸🏼) (pardis_pour_abedini👸🏻) ‌ روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ 𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻 بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~ اصکی نرو جانا✖️
رمان: دوراهی دیدم مامانمه جواب دادم آوا: الو .. سلام مامان آوا : چه سلامی تو خجالت نمیکشی!! تو میدونی چیکار کردی؟ حال همه رو داغون کردی پیچاره پارسا چه حالی شد =با بغض شدید گفتم آوا: مامان من باید توضیح بدم بخدا خودمم نمیدونم چیکار کردم ولی وقتی امیر و دیدم حالم عوض شد فقط میدونم که خیلی دوسش دارم مامان آوا: خاک تو سرت اخه تو اصلا نمیشناسیش خانواده اش کیه چی کارس چه انقدر احمقی تو آوا: مامان .. مامان آوا: ها چیه آوا: میگم... پارسا بعد من چیکار کرد؟ مامان آوا: مگه برات مهمه آوا: میخوام بدونم بگووو مامان آوا: بنده خدا بد جور عصبی شده بود زد زیر گریه زد چند تا وسیله رو شکست و رفت بیرون = بعد شنیدن حرفای مامانم بغضم ترکید شروع کردم به گریه حال عجیبی داشتم دلم میخواست فریاد بزنم یهو امیر اومد تو آشپزخونه امیر: چی شده چرا داری گریه میکنی قربونت برم بیا اینو بگیر اشکاتو پاک کن آوا: هیچی.،، امیر: برای هیچی داری گریه میکنی؟! بگو چی شده عزیزم آوا: الان با مامانم حرف زدم میگفت،،،،میگفت حال پارسا خیلی بد شده امیر: حق داره حالا بهتره دیگه همه چیو فراموش کنی از همین امروز دیگه دوست ندارم اسم اون پسره رو بیاری اوا: باشه حالا تکلیف مون چیه باید چیکار کنیم؟ امیر: یه چند روزی وایمیسیم تا آبا از اسیاب بیوفته بعد میریم عقد میکنیم آوا: پس پدر و مادرامون چی؟ امیر: پدر و مادر من که به رحمت خدا رفتن اما پدر و مادر تورو با احترام دعوت شون میکنیم اگر اومدن قدمشون روی چشم اگرم نه .... پارت 4
پارت 4 تقدیم نگاهتون
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ 𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️ ♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ ‌(Nazanin_bayaty👸🏼) (pardis_pour_abedini👸🏻) ‌ روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ 𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻 بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~ اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ 𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️ ♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ ‌(Nazanin_bayaty👸🏼) (pardis_pour_abedini👸🏻) ‌ روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ 𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻 بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~ اصکی نرو جانا✖️
در شباهت به نظر نفسِ پیمبر شده است🌿 بی جهت نیست که اسمش علی اکبر شده است🌿 ولادت باسعادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان مبارک😍❤
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ 𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️ ♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ ‌(Nazanin_bayaty👸🏼) (pardis_pour_abedini👸🏻) ‌ روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ 𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻 بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~ اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ 𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️ ♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ ‌(Nazanin_bayaty👸🏼) (pardis_pour_abedini👸🏻) ‌ روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ 𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻 بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~ اصکی نرو جانا✖️
رمان دو راهی حدود یک هفته ای گذشت دیگه خیلی خسته شدم ساعت ۱۲ بود حاضر شدم برم بیرون یه دوری بزنم آوا: امیر کجایی؟ من دارم میرم بیرون چیزی لازم نداری؟ امیر: وایسا .. با این تیپ میخوای بری! آوا: مگه تیپم چشه؟ امیر: ببین آوا ما چند وقته دیگه با هم ازدواج میکنیم پس بهتره یکم اختلاق همو بهتر بشناسیم من دوست ندارم زنم با این تیپ بگرده و تو چشم باشه میخوام فقط مال من باشی،، حالا برو اون چادر و بردار سرت کن آوا: چادر؟! امیر من نمیتونم چادر سر کنم نمیتونم خودمو جمع و جور کنم تو منو از اول اینجوری پسندیدی امیر: یکم که سرت کنی عادت میشه برات آوا: آخه،، امیر: دیگه آخه بی آخه برو قربونت = دیگه مجبور شدم برم سرم کنم چون نمیخواستم اول بسم الله دعوا بشه بینمون چادر و برداشتم و زدم بیرون نمیدونم چرا ولی همش فکرم درگیر پارسا بود یه جورایی دلم براش میسوخت وقتی رسیدم خونه امیر گفت امیر: نمیخواد لباساتو عوض کنی میریم محضر کار و یکسره کنیم آوا: الان پس چرا انقدر یهویی .. پس مامان و بابام چی؟ امیر: زنگ بزن بهشون خبر بده گوشیمو برداشتم زنگ زدم آوا: الو سلام مامان مامان اوا: علیک سلام چه عجب یادت افتاد یه زنگی به ما هم بزنی آوا: مامان الان وقت اینا نیست مامان من امروز عقد میکنم اگر دوست داشتید قدم تون روی چشم ساعت ۲ منتظرتونیم پارت 5
پارت 5 تقدیم نگاهتون
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ 𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️ ♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎ ‌(Nazanin_bayaty👸🏼) (pardis_pour_abedini👸🏻) ‌ روزی به دلبری نظری کرد چشم من زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆ 𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻 بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~ اصکی نرو جانا✖️