♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
رمان دو راهی
حدود یک هفته ای گذشت دیگه خیلی خسته شدم ساعت ۱۲ بود حاضر شدم برم بیرون یه دوری بزنم
آوا: امیر کجایی؟
من دارم میرم بیرون چیزی لازم نداری؟
امیر: وایسا .. با این تیپ میخوای بری!
آوا: مگه تیپم چشه؟
امیر: ببین آوا ما چند وقته دیگه با هم ازدواج میکنیم پس بهتره یکم اختلاق همو بهتر بشناسیم
من دوست ندارم زنم با این تیپ بگرده و تو چشم باشه میخوام فقط مال من باشی،،
حالا برو اون چادر و بردار سرت کن
آوا: چادر؟! امیر من نمیتونم چادر سر کنم نمیتونم خودمو جمع و جور کنم
تو منو از اول اینجوری پسندیدی
امیر: یکم که سرت کنی عادت میشه برات
آوا: آخه،،
امیر: دیگه آخه بی آخه برو قربونت
= دیگه مجبور شدم برم سرم کنم چون نمیخواستم اول بسم الله دعوا بشه بینمون
چادر و برداشتم و زدم بیرون
نمیدونم چرا ولی همش فکرم درگیر پارسا بود یه جورایی دلم براش میسوخت
وقتی رسیدم خونه امیر گفت
امیر: نمیخواد لباساتو عوض کنی میریم محضر کار و یکسره کنیم
آوا: الان پس چرا انقدر یهویی .. پس مامان و بابام چی؟
امیر: زنگ بزن بهشون خبر بده
گوشیمو برداشتم زنگ زدم
آوا: الو سلام مامان
مامان اوا: علیک سلام چه عجب یادت افتاد یه زنگی به ما هم بزنی
آوا: مامان الان وقت اینا نیست
مامان من امروز عقد میکنم اگر دوست داشتید قدم تون روی چشم
ساعت ۲ منتظرتونیم
پارت 5
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
منبع روشه فکر کنم روبیکاس
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
𝓛𝓲𝓯𝓮 𝓲𝓼 𝓽𝓸𝓸 𝓼𝓱𝓸𝓻𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝓪𝓻𝓰𝓾𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼. 𝓙𝓾𝓼𝓽 𝓼𝓪 𝓸𝓷♥️
♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎♡︎︎
(Nazanin_bayaty👸🏼)
(pardis_pour_abedini👸🏻)
روزی به دلبری نظری کرد چشم من
زان یک نظر مرا دو جهان از نظر فتاد
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
𝒈𝒐𝒊𝒏": @pardis_cutee 🎼🎻
بزرگ ترین چنل نازنین بیاتی و پرديس پور عابدینی در ایتا~
اصکی نرو جانا✖️
رمان دو راهی
رفتیم محضر ولی مامان و بابام نیومدن
دیگه عقد کردیم
حدود ۲ هفته از عقدمون گذشت همه چی خوب میگذشت تا اینکه به امیر مشکوک شده بود
اخه ۲ هفته ای بود که یه نفر ناشناس بهش زنگ میزد و تا شماره رو میدید رنگ از رخسارش میپرید هر دفعه هم که ازش میپرسیدم کیه بحث و عوض میکرد
دوباره رفتم ازش بپرسم اما اینبار دیگه کاملا جدی
آوا: امیر نمیخوای بگی اون کیه که وقتی زنگ میزنه اینطوری بهم میریزی؟ هر دفعه ازت میپرسم بحث و عوض میکنی جواب نمیدی
امیر : خواهش میکنم الان وقتش نیست بزار سر فرصت
آوا: کی دیگه نمیتونم امیر من نگرانم
امیر: نگرانی لازم نیست فکر و خیال بیخود نکن برو بگیر بخواب
اینبار دیگه خیلی بیشتر شک کردم
امیر رفت تو اتاق اما گوشیش رو نبرد سریع رفتم سر گوشیش شماره رو برداشتم
تصمیم گرفتم خودم پیگیر شم
صبح که امیر رفت من سریع رفتم سر شماره و زنگ زدم بعد چند تا بوق جواب داد
یه خانم بود
ناشناس: بله بفرمایید
آوا: سلام ببخشید مزاحم شدم
ناشناس : سلام نه خواهش میکنم بفرمایید امرتون
آوا: من شماره شما رو از گوشی همسرم برداشتم شما هرشب زنگ میزنید به همسر من و همسرم هم بعد از اینکه شماره شما رو میبینه کلی بهم میریزه میخوام دلیلشو بدونم
ناشناس: پس تو زن اون کثافتی!!!
بنده خدا دلم برات میسوزه گیره چه پست فطرطی افتادی
آوا: یعنی چی ؟ شما کی هستی امیر و از کجا میشناسی؟
ناشناس: اینا مهم نیست هر چی کمتر بدونی بهتره زندگی تو کن
= یهو تلفن قطع کرد
پارت 6