پردیسم و نگاه🥺😅
ساخت خودمونه
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
رزنـارنـجـی🫰
#Part_29 #رمان #جدال_عشق_و_غرور❤️🔥 𖧷_______________🎻✨_______________𖧷 بعد از شام سریع به سمت اتاق ر
#Part_30
#رمان
#جدال_عشق_و_غرور❤️🔥
𖧷_______________🎻✨_______________𖧷
هوفف اشکال نداره به موقعش پدر همشونو درمیارم
ماهلین همینجوری در حال غرغر کردن بود که یهو در باز شدُ آراد و آرتا وارد شدند
ماهلین:ببینم شما دوتا برادر بلد نیستید در بزنید هوم؟
آراد نوچی کرد و اومد کنارم نشست
ماهلین:آراد تو واقعا خیلی بیشعوری!
آراد:واا چرا؟
ماهلین:برای چی به من نگفتی؟؟یعنی من و آرتا الان باید از این موضوع باخبر بشیم که مسیحا دنبال انتقام بوده؟؟چرا به ما دوتا نگفتی؟
آراد نیشخندی زد که ماهلین نگاه مشکوکی به آرتا انداخت
آرتا با حالت ترسیده ای به ماهلین نگاه کرد که ماهلین گفت
_نکنه تو میدونستی؟؟؟؟
آرتا:م..مم من؟نه بابا من از کجا بدونم
آراد با خنده گفت
_من بهش گفتمم.میدونست
آرتا:خیلی نکبتی آراد
𖧷_______________🎻✨_______________𖧷
به قلم:نازنین
<هــیــژا>
عکس نوشته
#درخواستی
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄