6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری بانوو
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
دیده نشده از نفس جان
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
کمتر دیده شده
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
هعی خیلی قشنگه کاش کاش!!😞🥺😍
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
با خانم حصاری
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
رزنـارنـجـی🫰
"جدالعشقوغرور" _پارتِ63_ سریع قطع کردم ماهلین بلافاصله لوکیشن رو برام فرستاد سوار ماشین شدم و
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ64_
چرا آخه؟
مگه من چه گناهی کردم؟
اگه الان این بلا سر من میومد چی؟
جواب بابامو چی میدادم؟
یعنی مسیحا اونقدر عو*ضی شده که حتی به دختر عمهش هم نمیخواست رحم کنه؟
ازش متنفر شدم..
حتیبیشترازقبل..
سعی کردم فراموش کنم اما با این کارش خوب خودشو نشون داد..
آراد آروم به سمتم اومد و بغ*لم کرد که آروم هق زدم
_آروم باش زندگیم من کنارتم
بلند هقهق میکردم که صدای ماهلین به گوشم رسید
_ما..ماهک..اینجا چخبره؟
آراد به سمتش برگشت و عصبی گفت
_چرا اومدی؟مگه نگفتم نیا..
_چطور میتونستم تحمل کنم؟نگران شدم
نگاهش به مسیحا افتاد و ادامه داد:
_میشه بگید اینجا چخبره؟مسیحا تو چرا صورتت خونیِ؟
آراد با نفرت به مسیحا نگاهی کرد و گفت
_این عوضی میخواست به ماهک..
نتونست ادامه بده و بیشتر منو به خودش فشرد
ماهلین اخمی کرد:
_منظورت چیه؟چی میگی؟
آراد چیزی نگفت که ماهلین متوجه منظورش شد وَ روبه مسیحا گفت:
_خیلی بی*شرفی مسیحا..
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ65_
ماهلین ادامه داد:
_تو کی انقدر عوضی شدی؟دایی میدونه تو انقدر کثافت شدی.؟
مسیحا:من..من آره خیلی عوضی شدم..خیلی کثافت شدم ولی دوباره اون یاس عوضی گولم زد که دختر عمه خودمو اذیت کنم..من واقعا نمیخواستم اینجوری بشه
_یاس!؟چی گفته؟
_آره خود عوضیش..به من گفت آراد به اون...به اون دست*درازی کرده و کلی بازیم داد و میخواست نفرتمُ زیاد کنه
_کثافت..خیلی غلط کرده...من این دخترو میکشم..خیلی بیخود کرده بخواد زندگی خواهر منو نابود کنه..الان میرم آبروشو میبرم
ماهلین سریع از اتاق بیرون رفت که آراد عصبانی تر از قبل صداش زد
_ماهلین..ماهلین کجا میری اخه؟وایسا
دیگه طاقت شنیدن این حرفا رو نداشتم و انقدر گریه کرده بودم که چشمام سیاهی رفت و دیگه چیزی متوجه نشدم
چشمامو آروم باز کردم
به دور و اطرافم نگاهی انداختم که متوجه شدم بیمارستانم
آراد بالا سرم بود و بهم نگاه میکرد
با صدای بابا به سمتش برگشتم
_خوبی دخترم؟
آروم خوبمی زمزمه کردم
بابا روبه آراد گفت:
_میشه باهم یکم حرف بزنیم؟
آراد سری تکون داد و گفت
_حتما
با هم به سمت بیرون رفتن و من چقدر دلم میخواست بدونم چه حرفایی میخوان بزنند
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"
https://harfeto.timefriend.net/16928123774823
ناشناس🤍🌱
نظر در مورد رمان فراموش نشود👀
منبع روبیکا
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
پشت صحنه مانکن
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄