خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
ایده از پروف نازمیر لایف❤️
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
منبع:ادمین رمانمون نازنین❤️
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
پروف فعلیم🙂
خۅشبختۍ یعنۍ داشتن تویۍ کہ با #بودنت زندگیمو #قشنگتࢪ میکنۍ .💜🖇️
《Pardis pour abedini》
《Nazanin bayati》
#Donťkopy
#JOYIN
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
┄┅┅┄┅✯☆✯┅┄┅┅┄
رزنـارنـجـی🫰
"جدالعشقوغرور" _پارتِ84_ همون پدری که رفیقم بود اما تا فهمیدم میخواد بچهشو ول کنه و بره قیدشو
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ85_
#ماهک
ماهک_چی..چی داری میگی..تو مادر منی؟؟؟؟خیلی نامردی خیلی..
اون دست*درازی که بهم شد منو آتیش نزد..از اینکه تو منو ول کردی و رفتی آتیش گرفتم عوضی..
دیگه هیچکسو ندارم..
خیلی سخته یروزی ببینی انقدر تنها شدی..
چرا انقدر بیکس شدم؟چرا حتی مامانم منو نخواست؟حتی بابام هم منو قبول نکرد؟چرا؟چرا؟؟؟؟
با جیغ گفتم:
_ولم کنید لعنتیاااا....ولم کنیددد
دیگه باید از دست همشون فرار میکردم..
به سمت در قدم برداشتم که مرضیه جلومو گرفت
هه!!مرضیه!
آره اون واسه من مرضیهس..
اون مادر من نیست..
اگه مادر بود بچهشو ول نمیکرد و بره..
_تروخدا دخترم..بگو که منو بخشیدی..بگوو..ازت خواهش میکنم بهم فرصت بده
پوزخندی زدم و با بیرحمی گفتم:
_کاشکی میمُردی..اینجوری خیلی بهتر بود
همین جمله کافی بود تا دیگه بیخیالم بشه..
میدونم این حرفم مثل خنجر بود که تو قلبش فرو کردم اما..چرا وقتی بقیه به من ضربه میزنند اشکال نداره اما من وقتی ضربه میزنم بهشون میشم آدم بَده!!؟
پوزخندی زدم..
این همه سال منو ول کرد و رفت پس زندگیش حالا اومده میگه مادرتم؟
حقش بود تا این حرفو بشنوه..
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ86_
روبه آراد گفتم:
_منو از اینجا ببر فضای اینجا داره نابودم میکنه من از این خونه متنفرم..
_باشهباشه عزیزم الان میبرمت
به سمت در رفتیم
با دیدن کسی که وارد خونه شد انگار دنیا رو سرم خراب شد
پشت سرش دختری که واقعا زیبا بود وارد شد
_میخوای بُکشی منو آبجی؟بکش عزیزم..چون بخاطر منِ کثا*فت زندگیت بهم خورد..آیندهات خراب شد..من خیلی عوضی بودم میدونم..منو بکش بهت حق میدم ولی بزار چندتا حرف بهت بزنم
منو ثمین هم دیگه رو دوست داشتیم و موقعی که منو ثمین باهم آشنا شدیم ثمین با اون عوضی کات کرده بود ولی اون بیشرف فکر میکرد من اومدم و باعث خراب شدن عشق اونا شدم..
مهتاب_این عروسمِ مارتین؟همون دختری که بدون اینکه به ما بگی رفتی عقدش کردی؟آره؟خیلی بیمعرفتی..به همین راحتی گند زدی به زندگی خواهرت..
مارتین_مامان من شرمنده ماهکم اما منو ثمین وقتی عاشق هم شدیم...
مهتاب_دهنتو ببند مارتین..
روبه مارتین گفتم:
_بسه دیگه مارتین..مهم اینه که همتون به هدفتون رسیدید..منو بدبخت کردید همین..بزودی هم خودمو خلاص میکنم تا دیگه خیالتون راحت باشه که نیستم..بزودی میمیرم
آراد:خفهشو ماهک چرتوپرت نگو میخوای منو بدبخت کنی آره؟؟
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"