eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
و دومین نفر👌
رضایت نفر دوممم بمبب😍😍
رضایت بعدی بزودی🙏برنده آفه
رضایت❤️
صبا جونم رفیق دوست داشتنی من 500 تایی شدنت مبارککک عشق من تو با زحمتایی که برای چنل قشنگت کشیدی حقته خیلی زود 1k شی به امید اینکه چند کا شدنت رو جشن بگیریم زیبااا😍👌 از طرف هیژا https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
هدایت شده از 𝙣𝙖𝙯𝙖𝙣𝙞𝙣𝙗𝙖𝙮𝙖𝙩𝙞
مرسی دورت بگردم خوشحالم کردی🥺🤍💕
💜🫂
ذوققق🥺🥺 کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫  ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫.. ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦 ؟فورقشنگ‌تره! https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 <پردیس پور عابدینی> <نازنین بیاتی> <هیژا> ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫  ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫.. ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦 ؟فورقشنگ‌تره! https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 <پردیس پور عابدینی> <نازنین بیاتی> <هیژا> ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
بریم‌برای‌پارت🤍🥲!
رزنـارنـجـی🫰
"جدال‌عشق‌و‌غرور" _پارتِ99_ ازش گله می‌کردم و اشک می‌ریختم که با صدای گوشیم از صندلی بلند شدم.. از
"جدال‌عشق‌و‌غرور" _پارتِ100_ [یک‌ماه‌بعد] میخواستم‌چشامو باز کنم اما انگار به پلکام سنگ آویزون بود.. از ی خواب سنگین بیدار شده بودم.. اما کاش بیدار نمی‌شدم.. آراد_ماهک..ماهکم..ماهک‌جانم..چشماتو‌باز‌کن‌عزیزم..ماهک‌عزیزم..چشمای‌خوشگلتو‌باز‌کن‌دورت‌بگردم.. مرضیه_ولش‌کن آراد بزار بخوابه..خوبه تازه از کما دراومده..ولش کن بچمو بزار بخوابه.. _دیگه‌چقدر بخوابه‌آخه..یک‌ماه من عذاب کشیدم‌اَه..ماهکم‌چشماتو‌بازنمیکنی؟؟ مهتاب_از‌دست‌تو‌آراد.. آروم‌آروم چشمای‌باز‌کردم آراد_الهی‌قربونت‌برم..خداروشکر چشماشو باز کرد.. مرضیه_چی؟چشماشو‌بازکرد؟وای خدایا شکرت.. با تیره و تار شدن چشمام چندبار تندتند چشمامو باز و بسته کردم تا بلاخره تونستم ببینم آراد بالا‌سرم بود و لبخندی زده‌بود بقیه هم با ذوق بهم خیره شده بودند.. زنی هم کنار آراد ایستاده بود که درست و حسابی نمی‌دیدمش.. اَه لعنتی..چشمام به سختی باز بود..و گاهی تیره و تار می‌شد.. اوففف‌.. دوباره چشمامو باز و بسته کردم که تونستم واضح‌تر ببینمش.. خودش بود..! مرضیه! درواقع مادرم.. به قلم:نازنین چنل"هیژا"