هدایت شده از رزنـارنـجـی🫰
رزنـارنـجـی🫰
"جدالعشقوغرور" _پارتِ99_ ازش گله میکردم و اشک میریختم که با صدای گوشیم از صندلی بلند شدم.. از
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ100_
[یکماهبعد]
میخواستمچشامو باز کنم اما انگار به پلکام سنگ آویزون بود..
از ی خواب سنگین بیدار شده بودم..
اما کاش بیدار نمیشدم..
آراد_ماهک..ماهکم..ماهکجانم..چشماتوبازکنعزیزم..ماهکعزیزم..چشمایخوشگلتوبازکندورتبگردم..
مرضیه_ولشکن آراد بزار بخوابه..خوبه تازه از کما دراومده..ولش کن بچمو بزار بخوابه..
_دیگهچقدر بخوابهآخه..یکماه من عذاب کشیدماَه..ماهکمچشماتوبازنمیکنی؟؟
مهتاب_ازدستتوآراد..
آرومآروم چشمایبازکردم
آراد_الهیقربونتبرم..خداروشکر چشماشو باز کرد..
مرضیه_چی؟چشماشوبازکرد؟وای خدایا شکرت..
با تیره و تار شدن چشمام چندبار تندتند چشمامو باز و بسته کردم تا بلاخره تونستم ببینم
آراد بالاسرم بود و لبخندی زدهبود
بقیه هم با ذوق بهم خیره شده بودند..
زنی هم کنار آراد ایستاده بود که درست و حسابی نمیدیدمش..
اَه لعنتی..چشمام به سختی باز بود..و گاهی تیره و تار میشد..
اوففف..
دوباره چشمامو باز و بسته کردم که تونستم واضحتر ببینمش..
خودش بود..!
مرضیه!
درواقع مادرم..
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ101_
اومد جلو و دستامو گرفت تو دستش..نمیدونم چرا اما میخواستم دستمو عقب بکشم اما نتونستم..
انگار بهم آرامش میداد..
_دخترمخداروشکر که چشماتو باز کردی..خیلیدوستدارم..امیدوارم ببخشی منو..
لبخند تلخی زدم..
خودمم دلم میخواست ببخشمش
دلم نمیخواست تو دلم کینه ای بشه و بعد ها این کینه تو قلبم بیشتر و بیشتر بشه
میبخشم چون الان پشیمونِ..
با اینکه من کلی عذاب کشیدم تو این همه سال و یکی دیگه بزرگم کرده اما میبخشمش..
میبخشم چون مادرمه..
......
با کمک مامان(مرضیه)و خالهلیلا روی تخت دراز کشیدم
مامانمهتاب هم با بشقاب سوپی وارد اتاق شد
_بیا عزیزم..بیا برات سوپ درست کردم بخور جون بگیری..
_ممنون..
از اتاق بیرون رفتند..
وَ منم بعد از اتمام سوپ از رو تخت بلند شدم و به سمت دستشویی رفتم
بعد از کارای مربوطه از اتاق بیرون رفتم و وارد سالن شدم
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"
تا پارت100🥲😍
باورتونننن میشهههه😭
نظر فراموش نشه رفقاااا...
https://harfeto.timefriend.net/16936866345106
خب دوستان گوش کنید مهمههه🤌
همون طور که در جریانید رمان نازنین رو به اتمام است
و اما سوال مهم!
آیا موافقین نازنین بازم رمان جدید بنویسه و بزاره ؟
تو ناشناس نازی بگید فوریه👆
خبدوستان
ببینید من تو رمانام بازیگر های ایرانی معمولا نمیزارم
و اینکه ممنون بابت نظرات از جدالعشقوغرور🤍
وَ من هم سعی میکنم رمانام حداقل تا ۹۰پارت یا ۱۰۰ باشه چون کمتر از اون فکر میکنم جذاب نیست و درواقع داستان کوتاه میشه
بازم ممنون از نظرات👀
#ابزار
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>