فیلتر 🥰
صفحه بانو هاا
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
فیلتر
صفحه بانو هاا
کوتاه میگم ❪دوســِت دارم❫
ولی کوتاه نمیام از ❪دوســت داشتَنت❫..
💓⃤ 𝕀𝕟 𝕤𝕙𝕠𝕣𝕥, 𝕀 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕪𝕠𝕦 𝔹𝕦𝕥 𝕀 𝕨𝕚𝕝𝕝 𝕟𝕠𝕥 𝕤𝕥𝕠𝕡 𝕝𝕠𝕧𝕚𝕟𝕘 𝕪𝕠𝕦
#کپی؟فورقشنگتره!
https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
<پردیس پور عابدینی>
<نازنین بیاتی>
<هیژا>
رزنـارنـجـی🫰
1_نه نشنیدم😂🤦♀ من کلا سایلنتم😂🤦♀ 2_به نظر من خوب بلدن چنلشون رو اداره کنن👌❤️ و مدیر خوبی برای چنلش
ای جانم مرسی عزیزم نظر لطفته🥺
رزنـارنـجـی🫰
"جدالعشقوغرور" _پارتِ104_ باصدای ماهلین به سمتش برگشتم.. _بنظرم این لباسِ قشنگه.. نگاهی به لبا
"جدالعشقوغرور"
_پارتِ105_
چشمغرهای بهم رفت و از رو کاناپه بلند شد و به سمت آشپزخونه رفت
همون لحظه صدای زنگ تو خونه پیچید
ماهلین با لیوان آبی که تو دستش بود از آشپزخونه خارج شد:
_وایوای آرتا و آراد اومدن..تو امادهای؟
هوفف خدا..من عجب خواهر خُلی دارم..
این همه مدت جلوش بودم..اس*کلِ بخدا..
به افکارم خندهی ریزی کردم و گفتم:
_کوری خواهر؟
ایشی گفت و به سمت آیفون رفت و درو باز کرد:
با وارد شدن آراد و آرتا دوتامون کیفهامونو برداشتیم و به سمتشون برگشتیم..
آراد کامل به من خیره شده بود و حتی پلک هم نمیزد
اوهاوه بدبخت شدم..الان میخواد شروع کنه به غر زدنهوفف
کمکم اخماش توهم رفت و دستاشو تو موهاش فرو کرد..
معلوم بود حسابی عصبیِ..
عجب غلطی کردم.ای خدا
جلوتر اومد و تو گوشم پچ زد:
_منو حرص میدی کوچولو؟
آب دهنمو قورت دادمو سعی کردم هیچ ترسی تو صدام مشخص نباشه
_امم چیزه..خب مگه چیه؟چیزی شده؟
اخمش غلیظتر شد که دیگه خفه خون گرفتم..
دیگه تحمل نکرد و با صدای نسبتا بلندی گفت:
_این چه آرایشیِ؟زیاد نیست بنظرت؟برو پاکشون کن بعد میریم..
_عهه..انقدر اذیت نکن خیلیهم قشنگهایش..
_گفتم برو پاک کن
_نمیرمخیلی هم قشنگه
_حداقل اون رژ لامصبُ کمرنگ کن..
_هوفف باشه بابا..حالا وحشی نشو
چشم غرهای بهم رفت و منم وارد اتاق شدم
دستمالی رو برداشتم و کمی از رژ مو پاک کردم..ایش مرتی*که گاگول..مجبور شدم به خاطر اون رژمو پاک کنمایشششش..
ولی جدی ما چجوری عاشق شدیم وقتی هردومون انقدر لجبازیم؟!
به قلم:نازنین
چنل"هیژا"