😍🥺✨
بِهِشتـ یِـہ جاییـہ رویِ زَمینـ ڪِنارِ تــو..!🫀⃟
𝐇𝐞𝐚𝐯𝐞𝐧 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐥𝐚𝐜𝐞 𝐨𝐧 𝐞𝐚𝐫𝐭𝐡 𝐧𝐞𝐱𝐭 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 ⃟🌝
╭═════════♥️═╮
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒏𝒊𝒄𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖 ╰═♥️═════════╯
𝐉𝐨𝐢𝐧:👒https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#تازهمنتشرشده
#آرزو
بِهِشتـ یِـہ جاییـہ رویِ زَمینـ ڪِنارِ تــو..!🫀⃟
𝐇𝐞𝐚𝐯𝐞𝐧 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐥𝐚𝐜𝐞 𝐨𝐧 𝐞𝐚𝐫𝐭𝐡 𝐧𝐞𝐱𝐭 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 ⃟🌝
╭═════════♥️═╮
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒏𝒊𝒄𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖 ╰═♥️═════════╯
𝐉𝐨𝐢𝐧:👒https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
#استوری
#آرزو
بِهِشتـ یِـہ جاییـہ رویِ زَمینـ ڪِنارِ تــو..!🫀⃟
𝐇𝐞𝐚𝐯𝐞𝐧 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐥𝐚𝐜𝐞 𝐨𝐧 𝐞𝐚𝐫𝐭𝐡 𝐧𝐞𝐱𝐭 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 ⃟🌝
╭═════════♥️═╮
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒏𝒊𝒄𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖 ╰═♥️═════════╯
𝐉𝐨𝐢𝐧:👒https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
#تازهمنتشرشده
#آرزو
بِهِشتـ یِـہ جاییـہ رویِ زَمینـ ڪِنارِ تــو..!🫀⃟
𝐇𝐞𝐚𝐯𝐞𝐧 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐥𝐚𝐜𝐞 𝐨𝐧 𝐞𝐚𝐫𝐭𝐡 𝐧𝐞𝐱𝐭 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 ⃟🌝
╭═════════♥️═╮
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒏𝒊𝒄𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖 ╰═♥️═════════╯
𝐉𝐨𝐢𝐧:👒https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
🌀💕
بِهِشتـ یِـہ جاییـہ رویِ زَمینـ ڪِنارِ تــو..!🫀⃟
𝐇𝐞𝐚𝐯𝐞𝐧 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐥𝐚𝐜𝐞 𝐨𝐧 𝐞𝐚𝐫𝐭𝐡 𝐧𝐞𝐱𝐭 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 ⃟🌝
╭═════════♥️═╮
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒏𝒊𝒄𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖 ╰═♥️═════════╯
𝐉𝐨𝐢𝐧:👒https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
🖤🕯
بِهِشتـ یِـہ جاییـہ رویِ زَمینـ ڪِنارِ تــو..!🫀⃟
𝐇𝐞𝐚𝐯𝐞𝐧 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐥𝐚𝐜𝐞 𝐨𝐧 𝐞𝐚𝐫𝐭𝐡 𝐧𝐞𝐱𝐭 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 ⃟🌝
╭═════════♥️═╮
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒏𝒊𝒄𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖 ╰═♥️═════════╯
𝐉𝐨𝐢𝐧:👒https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7
رزنـارنـجـی🫰
#part4 #رمان "با تو تا اَبد" سر کوچه از ماشین پیاده شدم خواستم برم که: +نازنین! _بلهه +ببین میری شر
#part5
#رمان
"با تو تا اَبد"
مشغول کارای شرکت بودم که تلفن زنگ خورد
_بله؟
+بیاید اتاق من لطفا
_باشه چشم
وای یعنی چیکارم داره...
تقه ای زدم و وارد شدم
_با من کاری داشتید؟
+بشینید
جهت تکمیل پروندتون یه سری اطلاعات ازتون میخوام
_چشم
از جاش بلند شد و به سمت میز بار سمت چپ میزش رفت و یه شیشه الک*ل دراورد لیوانو تا نصفه پر کردو سر کشید
+بریزم براتون؟
_نخیر
_پس میرم سراغ کارمون..
مجردید یا متاهل؟
+مجرد
_با پدر و مادر زندگی میکنید؟
+نه تنها
_چرا؟
+پدرم فوت شدن مادرمم خارج از کشور هستن
_چرا شما نرفتید؟
+امم ببخشید اینا واقعا لازمه؟تا جایی که من میدونم پرونده این چیزارو نمیخواست
_نه!برای اطلاع خودم میخوام
+اها!
"وای که چقد پروعه...ایشش"
_نگفتی..
+چون مادرم ازدواج کرد و با شوهرش رفت منم علاقه ای نداشتم باهاشون برم
_خوب کردی
به سمت پنجره برگشت و به روبه رو خیره شد
حرفشو ۲ باری زیر لب زمزمه کرد
سکوت کردم و چیزی نگفتم چند ثانیه ای گذشت که گفتم:
+ببخشید اگه با من کاری ندارید برم به کارم برسم
"سری تکون دادو گفت"
_برو!
#بهقلم"مدیریت هیژا"