eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
رزنـارنـجـی🫰
رمان جنایی معمایی: تهدید ناشناس فصل اول: تماس مرگبار امیر مقاره، بازیگر مشهور سینما و تلویزیون، در
رمان جنایی معمایی: تهدید ناشناس فصل دوم: پیامک مرموز امیر مقاره با ماشینش به سمت مراسم افتتاحیه فیلم جدیدش رانندگی می‌کرد. او از ترافیک شلوغ تهران عصبانی بود. او می‌خواست به موقع به مراسم برسد و با همکاران و دوستانش ملاقات کند. او همچنین می‌خواست بازخورد مردم را در مورد فیلمش ببیند. او از اینکه بتواند فیلم جدیدش را به مردم نشان دهد، هیجان زده بود. اما او نمی‌دانست که این تماس فقط شروع یک بازی خطرناک بود. یک بازی که زندگی او را به خطر می‌انداخت و او را وارد یک معمای پیچیده می‌کرد. . یک معما که او را با یک تهدید ناشناس روبرو می‌کرد. یک تهدید که او را مجبور می‌کرد که یک بازیگر واقعی باشد. یک بازیگر که باید برای زندگی خود بازی کند. در حالی که او در حال رانندگی بود، گوشی موبایلش دوباره زنگ خورد. او گوشی را برداشت و به صفحه نمایش نگاه کرد. این بار یک پیامک بود. شماره فرستنده ناشناس بود. او پیامک را باز کرد و متن آن را خواند. او از شگفتی دهانش باز ماند. پیامک این بود: "سلام، امیر جان. من دوباره هستم. طرفدار مخفی‌ات. امیدوارم از تماس قبلیم ناراحت نشده باشی. من فقط می‌خواستم بگم که عاشقتم و دوست دارم با تو باشم. اما متاسفانه تو به من توجه نکردی و تماس را قطع کردی. این خیلی بد بود. من از این کارت خیلی ناراحت شدم. اما من تصمیم گرفتم که ببخشمت. چون من خیلی مهربانم. اما باید یک چیز بهت بگم. من می‌خوام با تو بازی کنم. یک بازی جالب و مهیج. یک بازی که اگر ببری، من همه چیزم را به تو می‌دم. اما اگر ببازی، من همه چیزت را از تو می‌گیرم. تو حاضری با من بازی کنی؟" امیر از خواندن این پیامک شوکه شد. او نمی‌توانست باور کند که این زن دارد چه حرفی می‌زند. او فکر کرد که این یک شوخی بد است. شاید یکی از دوستانش دارد با او سر می‌زند. او تصمیم گرفت که به این پیامک جواب ندهد و آن را نادیده بگیرد. او گوشی را در جیبش گذاشت و به رانندگی خود ادامه داد. اما او نمی‌دانست که این زن جدی بود. او نمی‌دانست که این زن دارد یک بازی مرگبار را برای او طراحی می‌کند. یک بازی که او را به چالش‌هایی می‌کشاند که او هرگز تصورش را نمی‌کرد. یک بازی که او را مجبور می‌کند که برای زندگی خود بازی کند. چند دقیقه بعد، گوشی امیر دوباره زنگ خورد. او گوشی را برداشت و به صفحه نمایش نگاه کرد. این بار یک عکس بود. عکسی از یک زن. یک زن که او را می‌شناخت. یک زن که او را دوست داشت. یک زن که او را به خطر انداخته بود. پردیس پور.عابدینی...
فصل‌بعدی‌رمان به‌نوشته‌یِ‌هوش‌مصنوعی
رزنـارنـجـی🫰
۸ دقیقه دیگه😐🤦😂
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیا برای یه موزیک خفن آمادن؟؟؟🫣😍 ‌ بریم برای پخش موزیکی که خیلی دوست داشتین و منتظر پخشش بودین؟؟؟😎 ‌ ‌ موزیک قفس، ۲۸ دی ماه ساعت ۱۸ از تمام سایت های معتبر پخش میشه😍 ‌ تا میتونین اطلاع رسانی کنین که قراره دوباره باهم ‌بترکونیم😍🧨🧨🧨
کامنت‌امیر زیر‌پست‌رهام‌و‌ جواب‌رهام💕🥲 •منبع‌ماکان‌مورفین• تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑯𝒆𝒚𝒛𝒉𝒂
کاور🥺😐 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑯𝒆𝒚𝒛𝒉𝒂
استوری🥺😭😭 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑯𝒆𝒚𝒛𝒉𝒂
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
استوری‌و‌تازه‌نشر🤍🥲 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929Cfbfb151dc7 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑯𝒆𝒚𝒛𝒉𝒂