eitaa logo
رزنـارنـجـی🫰
1.5هزار دنبال‌کننده
12هزار عکس
7.4هزار ویدیو
63 فایل
تولد‌کانال -۱۴۰۰/۱۰/۱۳- فن‌پیج«امیر‌مقاره‌و‌پردیس‌پور‌عابدینی» مـو‌کـه‌طـاقـتـش‌نــداروم تـورو‌پــیشـوم‌نـبـینــوم🫆 جآنم؟ @ap_maghare کپی‌ممنوع🫨
مشاهده در ایتا
دانلود
تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
زیباییی🤍🫀 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
بگگراند🌹 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
بگگراند🙈 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
حمایت🥲
بچه‌ها‌رمان‌قشنگیع‌خدایی پارت‌اول‌و‌بخونید‌بر‌اساس‌واقعیته‌رمان😢 خیلی‌زیباست🤌🏻
استوری‌قدیمی‌بانو❤️‍🔥 تو‌روستاے‌בلم‌تک‌ساقـہ‌این‌شالیزارے ⃟🧡𝑰'𝒎 𝒄𝒐𝒎𝒎𝒍𝒕𝒕𝒆𝒅 𝒕𝒐 𝑰𝒍𝒌𝒆 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒗𝒆𝒓 𝐉𝐨𝐢𝐧:🎻 ╔═🫶🥹════════╗ https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9 ╚════════🫶🥹═╝ 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝑴𝒆𝒈𝒂 𝒔𝒕𝒂𝒓
هدایت شده از گسترده سه ساعته مهر
📵 هاکان اوزتورک پسرِ دو رگه‌ی ایرانی و ترک ...اون پسر یه فرد قدرتمند توی ترکیه اس اما یه شب که اقا هاکان میره دریا ، اِلا دختری زیبا و جذاب ایرانی رو توی ساحل پیدا میکنه ...❤️‍🔥😻 از همون شب اِلای زیبا میشه دردسر  شیرین آقا هاکان ! یه سرجهازی که هاکان هرجا میره باید با خودش ببره ...دردسر آقا هاکان وقتی بیشتر میشه که اِلا خانوم با دلبری های ذاتیش دل آقای خاص رو میبره و ...😌🚷🙊 اِلا دختری ایرانی که میخواد از ترکیه پنهانی بره یونان.... وقتی داره توی دریا غرق میشه پسری خودش رو به آب میزنه تا دخترمون رو نجات بده!! اما اون مرد جنتلمن نمیدونه که با نجات اِلای اونو عمیقاً غرق خودش میکنه 🙊🔥❌👇🏿 https://eitaa.com/joinchat/76612337C9d8d978201
هدایت شده از مجموعه آبان گسترده 1
- هی دختر ! چی فکر کردی با خودت ؟ ها ؟ گفتی میای ادعای خواهری میکنیو یه پولی به جیب میزنیو اون وسط یه پسری مثل اروند رو هم تور می کنی ؟ کور خوندی ! - تو .... تو نصف شبی .... تو اتاقم چیکار می کنی ؟ - صداتو بیار پایین بچه ! انگار نفهمیدی من دکتر همین بیمارستانم ؟! هیچ می‌دونی اگه بخوام میتونم همین الان تو خلوتی بیمارستان کاری بکنم که .... اینو میگه و بلافاصله با کاری که می کنه دنیا پیش چشام تیره و تار میشه ..... https://eitaa.com/joinchat/442892311Cee052e1168
هدایت شده از مجموعه آبان گسترده 1
🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸 دیدید اغلب رمان ها سعی دارن با ضعیف جلوه دادن دخترا رمان رو جذاب کنن ؟! ولی اینجا ما یه دختر قوی ، مستقل و موفق داریم که از دل سختی ها بیرون اومده و از تهدیدها برای خودش فرصت می سازه پاداش صبوری کردنش هم میشه یه عشق فوق العاده که موضوع اصلی داستان ماست عشق اروند و صباحت محشره ! https://eitaa.com/joinchat/442892311Cee052e1168 🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸🌼🌸
هدایت شده از گسترده «شش ساعته»
+لاریسا جان ، همراه من میای ؟ کارت دارم! با شنیدن حرف‌های امین ، ناخودآگاه چشم میچرخانم و به کیارش خیره میشوم دندون روی هم می‌سابد و با خشم به امین نگاه میکند پشت چشمی نازک میکنم اما قصد ندارم همراه امین بروم نگاه سوالی امین را که میبینم زودی جواب میدهم: _زشته ، عروس خواهرمه و الان باید برای تبریک بریم...نمیتونم بیام ببخشید.... با کمی مکث ادامه میدهم : _امین جان! لبخندی که روی لب کیارش نقش می بندد با حرکت بعدی امین به کل پر میکشد امین خم میشود و دستانم را میگیرد و با یک حرکت بلندم میکند: +اما من کار واجبی باهات دارم و شما باید همراه من بیای... راستش میترسیدم از او ، امین سابقه ی خوبی پیش من نداشت و با کارهایی که او کرده بود حق داشتم بترسم ، اما مقابل نگاه خاله نمی‌توانستم مخالفت کنم پس به ناچار دست دراز کردم تا کتم را بردارم اما امین پیش دستی کرد و کت را زودتر برداشته و روی شونه ام انداخت دستم را کشید و از تالار بیرون برد ، گوشه ای خلوت مرا روی صندلی نشاند و بسیار نزدیک به من خودش هم همانجا نشست خواست چیزی بگوید اما نگاهش که به پشت سرم می‌افتد و کیارش را میبیند برای درآوردن حرص او ...❤️‍🔥🔞❌ https://eitaa.com/joinchat/2086273821C9b5cd0e90d