3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوری شاهین حسینی مهر✨🤍
تـوصدایخـندیدنـت'انقـدرقشـنگهـ
شـدهزنـگگوشـیمنـ
⇆𝑮𝒐𝒅 𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖, 𝒎𝒚 𝒐𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆🫶.
𝑱𝒐𝒊𝒏🎻:
╔═⚘️═════════╗
https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9
╚═════════⚘️═╝
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝒂𝒎𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒑𝒂𝒓𝒅𝒊𝒔'
خب شما اون زبونشو ببین😭🤣🤏🍓❤️✨
تـوصدایخـندیدنـت'انقـدرقشـنگهـ
شـدهزنـگگوشـیمنـ
⇆𝑮𝒐𝒅 𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖, 𝒎𝒚 𝒐𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆🫶.
𝑱𝒐𝒊𝒏🎻:
╔═⚘️═════════╗
https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9
╚═════════⚘️═╝
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝒂𝒎𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒑𝒂𝒓𝒅𝒊𝒔'
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بزار برو فن پیجام همه هستن😭🛐
تـوصدایخـندیدنـت'انقـدرقشـنگهـ
شـدهزنـگگوشـیمنـ
⇆𝑮𝒐𝒅 𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖, 𝒎𝒚 𝒐𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆🫶.
𝑱𝒐𝒊𝒏🎻:
╔═⚘️═════════╗
https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9
╚═════════⚘️═╝
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝒂𝒎𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒑𝒂𝒓𝒅𝒊𝒔'
10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مثلا ما نمیدونمممم🙄
خب چرا انقدر گوگولی کیوتهههه🤏😭🤣💙🫂
تـوصدایخـندیدنـت'انقـدرقشـنگهـ
شـدهزنـگگوشـیمنـ
⇆𝑮𝒐𝒅 𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖, 𝒎𝒚 𝒐𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆🫶.
𝑱𝒐𝒊𝒏🎻:
╔═⚘️═════════╗
https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9
╚═════════⚘️═╝
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝒂𝒎𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒑𝒂𝒓𝒅𝒊𝒔'
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خب ۱۰ کیلو کم کردی هیچی ازت نمونده دیگه بچهههههههه
اونجایی که من نشسته بودم یهو یکی از فن ها داد زد گفت چه تشکری ربیعی زدی کشتی بچه رو😔🤣💔
تـوصدایخـندیدنـت'انقـدرقشـنگهـ
شـدهزنـگگوشـیمنـ
⇆𝑮𝒐𝒅 𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖, 𝒎𝒚 𝒐𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆🫶.
𝑱𝒐𝒊𝒏🎻:
╔═⚘️═════════╗
https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9
╚═════════⚘️═╝
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝒂𝒎𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒑𝒂𝒓𝒅𝒊𝒔'
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استوریامیر
تـوصدایخـندیدنـت'انقـدرقشـنگهـ
شـدهزنـگگوشـیمنـ
⇆𝑮𝒐𝒅 𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖, 𝒎𝒚 𝒐𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆🫶.
𝑱𝒐𝒊𝒏🎻:
╔═⚘️═════════╗
https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9
╚═════════⚘️═╝
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝒂𝒎𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒑𝒂𝒓𝒅𝒊𝒔'
استوریمسعود
تـوصدایخـندیدنـت'انقـدرقشـنگهـ
شـدهزنـگگوشـیمنـ
⇆𝑮𝒐𝒅 𝒃𝒆 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒚𝒐𝒖, 𝒎𝒚 𝒐𝒓𝒂𝒏𝒈𝒆🫶.
𝑱𝒐𝒊𝒏🎻:
╔═⚘️═════════╗
https://eitaa.com/joinchat/839712929C55692081a9
╚═════════⚘️═╝
𝑪𝒉𝒂𝒏𝒆𝒍 𝒂𝒎𝒊𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒑𝒂𝒓𝒅𝒊𝒔'
رزنـارنـجـی🫰
#سختتریندوراهی هر چی بیشتر از امیر دور میشدم تازه متوجه عمق فاجعه میشدم .ما چیکار کردیم ؟ این آ
#سختتریندوراهی
از اون شرکت زدم بیرون حدود دوساعتی خیابونا رو قدم زدم اصلا حالم نبود
هندزفری رو از گوشم درآوردم دیگه داشت کلافم میکرد..
تازه به خودم اومدم، از خودم سوال کردم حالا امشب کجا باید برم؟
باورم نمیشد توی شهر به این بزرگی هیچکس و ندارم که بهش پناه ببرم
تنها کسی که به یادش افتادم ساره بود
گوشیمو درآوردم و بهش زنگ زدم:
-سلام
-الو سلام تابان خوبی ؟
-آره خوبم تو خوبی؟
-مطمعنی صدات اوکی نیست انگار
-یکم صدام گرفته چیزی نیست
خواستم بپرسم خونه ای بیام اونجا ؟
-نه بخدا تو راه کرجم ده روزی نیستم میرم یه سری به مادر بزرگم بزنم یکم حالش خوب نیست
-آها امیدوارم خوب شه زودتر
پس دیگه مزاحمت نمیشم
-باز شرمنده کمکی از دستم برمیومد بگو بهم حتما
-باشه فعلا
#پارتهفدهم
#سختتریندوراهی
توی صدمی از ثانیه فکری به سرم زد که قلبم نزاشت ردش کنم. تصمیم گرفتم برم خونه ی خودم. خونه ای که من و امیر باهم ساختیم..درسته از هم طلاق گرفته بودیم اما مجبور شدیم امیر شوهرمه روی برگه از هم جدا شدیم ولی هنوز قلبم ازش نشده
سوار یه تاکسی شدم و خودمو رسوندم سمت خونه رو به روی خونه وایسادم
هنوز یک روزم نشده بود ولی خیلی برام غریبه بود انگار سالها توش پا نزاشتم
رفتم جلو و در زدم به یک دقیقه نرسید که باز کرد با دیدنم بدجوری تعجب کردم
-تابان.. تو اینجا چیکار میکنی؟
-ناسلامتی خونمه ها ..نیام؟
-تو که قدمت رو چشممه اما..
-اما و اگر ولش کن یه چند وقتی میشه مهمونت باشم؟
-چرا نمیشه دورت بگردم داشتم دیوونه میشدم دیگه با در و دیوارا هم صحبت شده بودم..
-شام چی داری روده بزرگه داره روده کوچیکه رو میخوره
-والا اصلا اشتها نداشتم چیزی نزاشتم بزار الان از بیرون یه چیزی سفارش میدم
-نه بابا نمیخواد بیا نون و پنیر میخوریم سبزی هم که داریم مزه میده
-مطمعنی؟
-آره بابا حالا چرا انقدر تعارف میکنی مثل اینکه تا همین امروز زنت بودم
-نمیدونم چم شده غریبه شدی برام تابان.. احساس میکنم نمیشناسمت
-حق داری ..اصلا ولش کن بیا بخوریم
-بخور نوش جونت
-مگه تو نمیخوری؟
-میل ندارم تو بخور من نگات کنم..
-توی این ۹ سال کم نگاه کردی؟
-شاید..
یک دیقه دو دیقه نمیدونم شایدم چند دیقه شده بود که زل زده بودیم به چشم هم انگار آرامشی که گم کرده بودم و پیدا کردم.. اصلا دوست نداشتم این لحظه شیرین تموم شه و کسی خرابش کنه
اما بلافاصله زنگ در این لحظه رو ازمون گرفت..
کی میتونست پشت در باشه آخه؟
#پارتهجدهم