..
یه قاعده عقلی هست که میگه:
در تعارض دو چیز که:
یکی قابلیت تغییر داره
و اون یکی قابلیت تغییر نداره
عقل میگه باید چیزی که تغیر میکنه
رو با چیزی که تغییر نمیکنه هماهنگ
کرد.
..
فرض کنید رفتید یه خونه خریدید
که اتاق شیش متری داره!
شما نمیتونید اتاق رو تغییر بدید؛
اما میتونید برید فرش شیش متری
بگیرید.
یا مثلا درِ خونه سمت راست شماست
شما اگه بری سمت چپ میخوری به
دیوار؛ پس مجبوری خودت رو با محل
قرار گیری در خروج هماهنگ کنی.
جای در غیر قابل تغییره
اما جهت حرکت شما قابل تغییره
حله؟
واضحه؟
..
حالا اگه شما با این قضیه کنار نیای
خودت آسیب میبینی.
اگه فرش بزرگ تر بگیری باید تاش
کنی. اگه بری به سمت دیوار به بن
بست میخوری و نمیتونی خارج بشی
..
از این چه نتیجه ای میخوام بگیرم؟
قرآن به بعضیا میگه
بیشـــعور، بیعـــقل.
شما در برخورد اول فکر میکنید
که خدا عصبانی شده و داره
توهین میکنه درحالیکه
قرآن داره حقیقت
رو بیان میکنه!
چطور؟
..
خب حقیقتا کسی که برای اتاق شیش
متری فرش دوازده متری میخره بی
شعوره؛ کسی که به جای رفتن
به سمت در میره و خودشُ
میزنه به دیوار بیعقله.
درسته؟ بگید درسته😁
..
مسئله ای که
تجربه قطعیه، مسئله یقینیه،
روشنتر از خوشـــیده، واضح و شفافه
یعنی هر کس دوزار، بیشترم نه! فقط
دوزار عقل داشـــــته باشه اینُ میفهمه
که:
قطـــعا و یقینا انســـان
موقتا تو این دنیاست
غیر اینه؟
..
حالا وقتی نمیتونی موقت بودن
این دنیا رو تغیـــــیر بدی میتونی
که آرزوهــاتُ باهاش همـــاهنگ
کنی.
میتونیم یه طوری زندگی کنیم
که قرآن بهمون نگه بیشعور!
نمیتونیم؟