7.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍به محدوده خطر نزدیک میشوید!
مگه اون خوبه که من خوب باشم؟
مگه همسرم قدر میدونه که من قدر بدونم؟
مگه بابام رعایت منو میکنه که من رعایتشو کنم؟
استاد #شجاعی
۳۰ دی
9.01M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تفاوت تیپ خانمها در منزل و بیرون از منزل 🤣🤣🤣🤣🤣
۳۰ دی
7.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پاسخ تکاندهنده شهید بهشتی به یک شبهه قدیمی که اخیرا مطرح میشه...
۳۰ دی
ملت دانا
#سلام_امام_زمانم 💚 🌼دست دعا و اشک و نیاز و ظهور تـو 🌼کی مستجاب میشود
#سلام_امام_زمانم 💚
🌻ای صاحب ایام بگو پس تو کجایی؟
کی میشود ای دوست کنی جلوهنمایی
🌻از هر که سراغ شب وصل تو گرفتم
گفتند قرار است که یک جمعه بیایی
#امام_زمان
💫اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🆔@MellatDana
ملت دانا
۱ بهمن
ملت دانا
همانا ما انسان را از چکیدهای از گِل آفریدیم 👈سوره مؤمنون آیه 12 __ 🌹أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَ
آنگاه از همه محصولات [و میوهها] بخور، پس در راههای پروردگارت که هموار شده برو
👈سوره نحل آیه 69
__
🌹أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ 🌹
یاد خدا آرامبخش دلهاست
—
#قرآن
💫اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🆔@MellatDana
ملت دانا
۱ بهمن
ملت دانا
هر كه انديشه نكند، سَبُک شود و هر كه سبک گشت، مورد احترام قرار نگيرد امام علی (ع) 💠💠💠 #حدیث #سبک_ز
به روزىاى كه قسمتت گشته راضى باش تا توانگرانه زندگى كنى
امام علی (ع)
💠💠💠 #حدیث
#سبک_زندگی
💫اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🆔@MellatDana
ملت دانا
۱ بهمن
ملت دانا
💢 #رمان #تنها_میان_داعش 1 🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃 💠 وسعت سرسبز باغ در گرمای دلچسب غروب، تماشاخانهای بود که ه
💢 #رمان
#تنها_میان_داعش
2
🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃🌱🍃
💠 در تاریکی و تنهایی اتاق، خشکم زده و خیره به نام عدنان، هرآنچه از او در خاطرم مانده بود، روی سرم خراب شد.
حدود یک ماه پیش، در همین باغ، در همین خانه برای نخستین بار بود که او را میدیدم.
💠 وقتی از همین اتاق قدم به ایوان گذاشتم تا برای میهمان عمو چای ببرم که نگاه خیره و ناپاکش چشمانم را پُر کرد، طوری که نگاهم از #خجالت پشت پلکهایم پنهان شد. کنار عمو ایستاده و پول پیش خرید بار انگور را حساب میکرد.
عمو همیشه از روستاهای اطراف #آمرلی مشتری داشت و مرتب در باغ رفت و آمد میکردند اما این جوان را تا آن روز ندیده بودم.
💠 مردی لاغر و قدبلند، با صورتی بهشدت سبزه که زیر خط باریکی از ریش و سبیل، تیرهتر به نظر میرسید. چشمان گودرفتهاش مثل دو تیلّه کوچک سیاه برق میزد و احساس میکردم با همین نگاه شرّش برایم چشمک میزند.
از #شرمی که همه وجودم را پوشانده بود، چند قدمی عقبتر ایستادم و سینی را جلو بردم تا عمو از دستم بگیرد. سرم همچنان پایین بود، اما سنگینی حضورش آزارم میداد که هنوز عمو سینی را از دستم نگرفته، از تله نگاه تیزش گریختم.
💠 از چهارسالگی که پدر و مادرم به جرم #تشیع و به اتهام شرکت در تظاهراتی علیه #صدام اعدام شدند، من و برادرم عباس در این خانه بزرگ شده و عمو و زنعمو برایمان عین پدر و مادر بودند. روی همین حساب بود که تا به اتاق برگشتم، زنعمو مادرانه نگاهم کرد و حرف دلم را خواند :«چیه نور چشمم؟ چرا رنگت پریده؟»
رنگ صورتم را نمیدیدم اما از پنجه چشمانی که لحظاتی پیش پرده صورتم را پاره کرده بود، خوب میفهمیدم حالم به هم ریخته است. زن عمو همچنان منتظر پاسخی نگاهم میکرد که چند قدمی جلوتر رفتم. کنارش نشستم و با صدایی گرفته اعتراض کردم :«این کیه امروز اومده؟»
💠 زنعمو همانطورکه به پشتی تکیه زده بود، گردن کشید تا از پنجرههای قدی اتاق، داخل حیاط را ببیند و همزمان پاسخ داد :«پسر ابوسیفِ، مث اینکه باباش مریض شده این میاد واسه حساب کتاب.» و فهمید علت حال خرابم در همین پاسخ پنهان شده که با هوشمندی پیشنهاد داد :«نهار رو خودم براشون میبرم عزیزم!»
خجالت میکشیدم اعتراف کنم که در سکوتم فرو رفتم اما خوب میدانستم زیبایی این دختر #ترکمن شیعه، افسار چشمانش را آن هم مقابل عمویم، اینچنین پاره کرده است.
💠 تلخی نگاه تندش تا شب با من بود تا چند روز بعد که دوباره به سراغم آمد. صبح زود برای جمع کردن لباسها به حیاط پشتی رفتم، در وزش شدید باد و گرد و خاکی که تقریباً چشمم را بسته بود، لباسها را در بغلم گرفتم و بهسرعت به سمت ساختمان برگشتم که مقابلم ظاهر شد.
لب پله ایوان به ظاهر به انتظار عمو نشسته بود و تا مرا دید با نگاهی که نمیتوانست کنترلش کند، بلند شد. شال کوچکم سر و صورتم را به درستی نمیپوشاند که من اصلاً انتظار دیدن #نامحرمی را در این صبح زود در حیاطمان نداشتم.
💠 دستانی که پر از لباس بود، بادی که شالم را بیشتر به هم میزد و چشمان هیزی که فرصت تماشایم را لحظه ای از دست نمیداد.
با لبخندی زشت سلام کرد و من فقط به دنبال حفظ #حیا و #حجابم بودم که با یک دست تلاش میکردم خودم را پشت لباسهای در آغوشم پنهان کنم و با دست دیگر شالم را از هر طرف میکشیدم تا سر و صورتم را بیشتر بپوشاند.
💠 آشکارا مقابل پله ایوان ایستاده بود تا راهم را سد کرده و معطلم کند و بیپروا براندازم میکرد. در خانه خودمان اسیر هرزگی این مرد #اجنبی شده بودم، نه میتوانستم کنارش بزنم نه رویش را داشتم که صدایم را بلند کنم.
دیگر چارهای نداشتم، به سرعت چرخیدم و با قدمهایی که از هم پیشی میگرفتند تا حیاط پشتی تقریباً دویدم و باورم نمیشد دنبالم بیاید!
💠 دسته لباسها را روی طناب ریختم و همانطور که پشتم به صورت نحسش بود، خودم را با بند رخت و لباسها مشغول کردم بلکه دست از سرم بردارد، اما دستبردار نبود که صدای چندشآورش را شنیدم :«من عدنان هستم، پسر ابوسیف. تو دختر ابوعلی هستی؟»
دلم میخواست با همین دستانم که از عصبانیت گُر گرفته بود، آتشش بزنم و نمیتوانستم که همه خشمم را با مچاله کردن لباسهای روی طناب خالی میکردم و او همچنان زبان میریخت :«امروز که داشتم میومدم اینجا، همش تو فکرت بودم! آخه دیشب خوابت رو می دیدم!»
💠 شدت طپش قلبم را دیگر نه در قفسه سینه که در همه بدنم احساس میکردم و این کابوس تمامی نداشت که با نجاستی که از چاه دهانش بیرون میریخت، حالم را به هم زد :«دیشب تو خوابم خیلی قشنگ بودی، اما امروز که دوباره دیدمت، از تو خوابم قشنگتری!»
نزدیک شدنش را از پشت سر بهوضوح حس میکردم که نفسم در سینه بند آمد...
💫اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🆔@MellatDana
ملت دانا
۱ بهمن
ملت دانا
⭕️ توسل 📌 به دخترش گفته بود اگه یه گره بزرگ به کارت افتاد ببر در خونه حضرت زهـــرا سلاماللهعلیها
8.21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ مجاهدان فی سبیل الله
📌 خداوند دست ما را میگرفت
🇮🇷 #شهید_حسین_خرازی
#شهید #شهادت *شاهد *شهدا *انقلاباسلامی *جمهوریاسلامی
💫اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🆔@MellatDana
ملت دانا
۱ بهمن
🟢 استوری
واتساپ ، اینستاگرام ، تلگرام
📌سؤال و نکتهای برای اهل تفکر
چرا گلولهها رو آخوندهای انقلابی میخورن و بیتالمال رو آخوندهای اصطلاحطلب ⁉️
#شهدای_عدالت
#جنگ_رسانه #مدیریت_ذهن_و_افکار
💫اللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🆔@MellatDana
ملت دانا
۱ بهمن
🟢 استوری
واتساپ، اینستاگرام، تلگرام
📌روایت یک هموطن از مخارج درمان در دورهی شهید رئیسی و پزشکیان
#انتخاب_ملت (دولت سوم روحانی)
#از_ماست_که_بر_ماست
#تاوان_انتخاب_غلط
💫اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
🆔@MellatDana
ملت دانا
۱ بهمن
۱ بهمن
ملت دانا
ذوق زدگی ایندیپندنت فارسی از شیرینکاری جدید دولت مسعود پزشکیان
📌 دولت یمن رو با اینا مقایسه کنید ، معنی اینجور حرکت ها چی میتونه باشه ؟ آیا ظریف دستور داده همچین اتفاقی بیفته ؟
۱ بهمن